جلسه چهارم از دوره اول کارگاههای آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره۶۰ ویژه جشن همسفر نمایندگی صالحی۲ به استادی ایجنت همسفر فاطمه، نگهبانی راهنما همسفر کبری و دبیری راهنما همسفر لیلا با دستور جلسه «هفته همسفر، نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران» روز چهارشنبه ۱۰ دیماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
ابتدا به بنیان کنگره۶۰ و خانواده محترمشان، در رأس خانم آنی بزرگ و تمامی همسفران کنگره۶۰ این هفته زیبا را تبریک میگویم و متشکرم از اسیستانت رابط همسفر شهره و نگهبان جلسه که به من اجازه دادند در این جایگاه آموزش بگیرم. ما هر ساله ۴ جشن در کنگره۶۰ داریم. آقای مهندس با تدبیر و تفکر خودشان تصمیم گرفتند به پاس قدردانی از همسفران که فداکاریهای بسیاری که کردن هر سال یک هفته را به جشن همسفر اختصاص دهند. مسافران در این روز بهصورت کلامی، قلبی و عملی قدردانی میکنند.
زندگی فرد مصرفکننده با همسفرش قبل از کنگره۶۰ زمین تا آسمان با زمانیکه وارد کنگره۶۰ میشوند فرق میکند. تفاوت فرد درگیر اعتیاد با فرد سالم مانند تفاوت آفتاب و مهتاب است. آفتاب نور دارد و نورش به تمام اعضاء میتابد. فرد سالم نور وجودی خود را به تمام اعضاء خانواده میتاباند و ایجاد حیات میکند و آن خانواده، خانواده سالمی هستند. زمانیکه نور وجودی فرد مصرفکننده تبدیل به مهتاب میشود، فرد نوری از خودش ندارد که ساطع کند. حسهایش بسته میشود و ناخواسته باعث میشود که خانواده آسیب ببیند. خانواده، ناظر و شاهد اتفاقات است. مسافر اتفاقات را نمیبیند؛ ولی همسفر میبیند. به همین دلیل همسر دچار کمبود محبت و توجه میشود. مسافر متوجه رشد فرزندانش نیز نمیشود که بخواهد حتی نقشی داشته باشد. همسفر میتواند مادر، خواهر، برادر و همسر باشد.
به نوعی بار مسئولیت مسافر و فشارهای زندگی بر دوش همسفر است. مسافر هست؛ ولی گویا نیست. زندگی میکنیم؛ ولی زندگی نمیکنیم. فقط زیر یک سقف هستیم. حس، علاقه و پیوندهایی که باید برقرار باشد، برقرار نمیشود. به واسطه همین از هم سرد میشوند و درنهایت دچار طلاق عاطفی میشوند. همسفر خانم به مرور دچار یأس و ناامیدی میشود، تمایلی به ارتباط با دیگران ندارد و باعث میشود دچار انواع و اقسام بیماریها شود. خودش را باور ندارد و همچنین تمایلی به حضور در جمع ندارد. در نهایت اعتماد به نفس و عزت نفسش را از دست میدهد. من همیشه به مسافرم میگفتم که اگر روزی با یک مصرفکننده زندگی کنی میفهمی که من چه حس و حالی دارم؛ یعنی آن زمان میفهمی که چهقدر زندگی کردن با یک فرد مصرفکننده سخت است؛ چون واقعاً از تعادل خارج شده است و متوجه اطرافش نمیشود. این همسفر است که تمام فشارهای زندگی را تحمل میکند. در یک طرف هم تمام تلاشش را برای درمان مسافرش کرده است و نتیجهای حاصل نشد. این باعث ناامیدی و حال بد بیشتر او میشود. خدا را شکر که کنگره۶۰ وجود دارد و ما وارد این مکان شدیم.
آقای مهندس میفرمایند: وجود و نقش همسفر در کنگره۶۰ بسیار مهم است؛ همچنین آقای مهندس و استاد امین میفرمایند که نمایندگیهایی که تعداد همسفران و مسافران برابر است، رنگ و لعاب بیشتری دارد، زیباتر است و تعادل بیشتری دارد به دلیل اینکه خانواده آموزش میگیرد. زمانی که خانواده آموزش میگیرد، مسافر به تعادل لازم میرسد و تبدیل به سفری زیباتر میشود. یکی از دلایل اصلی اصرار آقای مهندس به وجود همسفر، بیماریهایی است که دارد. همسفر باید در جلسات حضور مرتب داشته باشد چون لازم است. در ابتدا با علم اعتیاد آشنا میشود. زمانیکه همسفر علم اعتیاد را ندارد و آن را نمیشناسد، تمام تلاشش را برای کمک به فرد مصرفکننده میکند؛ ولی موفق نمیشود و این به دلیل نداشتن علم اعتیاد است.
تنها کاری که از دست او بر میآید این است که تمام تلاشش را کند و نتیجهای نگیرد؛ در ادامه برچسبهای مختلفی به مصرفکننده میزند مانند: تو بیاراده هستی، تو بیغیرت هستی، تو ما را دوست نداری و ... تمام این برچسب زدنها به دلیل نداشتن علم اعتیاد میباشد. زمانیکه وارد کنگره۶۰ میشود و آموزشهای لازم را میگیرد، این همسفر در درجه اول اعتیاد را میشناسد و میداند که چه تخریبهایی بر جسم یک فرد مصرفکننده وارد شده است و حال لازم است که کمک های اولیه را یاد بگیرد. زمانی نیست که مقابلش بایستد و شکایت کند.
اعتیاد یک بیماری است و من با یک فرد بیمار چگونه برخورد میکنم؟ دیگران با فردی که مبتلا به سرطان است چگونه برخورد میکنند؟ بیمحبتی میکنند؟ مقابلش میایستند؟ به او بیاحترامی میکنند یا کمکش میکنند؟ داروهای او را به موقع میدهند. احترام میگذارند و کمک میکنند تا فرد زودتر درمان شود و به حال خوش برسد. اعتیاد صد برابر بدتر از بیماری سرطان است؛ پس لازم است که من درک کنم و بدانم باید چه کار کنم و کمکهای لازم را در زمان خودش انجام بدهم که نیاز به آموزش و حضور مرتب همسفر دارد.
همسفری که حضور مرتب ندارد هیچ نتیجهای در کنگره۶۰ نمیگیرد. مدت زیادی به کنگره۶۰ میرود؛ ولی همچنان حالش خوش نیست. اینجا یک طرف قضیه است. از یک زمانی به بعد راهنما میگوید که تا الان به کنگره۶۰ آمدی و تعادل نسبی پیدا کردی که به مسافر خود کمک کنی؛ ولی خودت چه؟ حال زمان این است که حواست به خودت باشد و روی بیماریهایت کار کنی. دوربین را روی خودت بنداز. زمان این است که آموزشهای جهانبینی را بگیری و سعی کنی زخمهایت را برطرف کنی. نقطه ضعفهای خود را برطرف کنی و کانون خانواده را درست کنی. با آموزشهایی که میگیری خانواده را به تعادل و آرامش برسانی.
همسفر میخواهد به مسافر کمک کند، حال خودش را خوب کند و همچنین آرامش را به خانواده بازگرداند تا مسافرش سفر خوبی داشته باشد. به نظرم شاید در بعضی مواقع کار راهنمای همسفر بسیار سختتر از راهنمای مسافر باشد. بدون دارو و شربت کمک میکند تا همسفر را به تعادل نسبی برساند و پذیرش بهوجود آید و آموزشپذیر شود، در نهایت به خانه انتقال دهد. چرا که بسیاری از همسفران این باور را ندارند که بیمار هستند. این پذیرش در آنها بهوجود نمیآید و همچنان مقابله به مثل میکنند و میگویند که من حالم خوب است، مقصر اصلی مسافرم میباشد و او باید درمان شود. اینجاست که کار راهنمای همسفر سختتر میشود؛ ولی در ادامه با حضورش همه چیز درست میشود.
آموزشهای کنگره۶۰ بسیار ناب است که همسفر ذرهذره به تعادل نسبی میرسد و زندگی را به آرامش و تعادل باز میگرداند. باید قدم به قدم از راهنما فرمانبرداری کنند. وارد چرخه بازیگری شوند و شروع به خدمت کنند. به مرور زمان تغییرات زندگی خود را نسبت به گذشته متوجه میشوند. این تغییرات باعث میشود که همسفران همچنان راه خود را ادامه بدهند و بال پرواز یکدیگر شوند. مسافر و همسفر در کنار یکدیگر میتوانند پرواز کنند و اوج بگیرند، سفر اول را طی کنند و به سفر دوم برسند؛ حتی طرز فکر و مسیر حرکت به قدری تغییر میکند که با هم حرکت میکنند و خدمتگزار میشوند.
اینها چیزی نیست جز معجزههایی که در کنگره۶۰ شاهد آن هستیم. با آموزشهای ناب آقای مهندس، ذرهذره با حضورمان در کنگره۶۰ به آن خواهیم رسید و خطاب به همسفرانی که حضور ندارند، امیدوارم تلنگری شود و اجازه مسافران داده شود که از جلسات بعد، مرتب حضور داشته باشند. کاروان قطار کنگره۶۰ در حال حرکت رو به جلو است و شخصی که به کنگر۶۰ نمیآید، دچار ضرر میشود. از زمانیکه وارد نمایندگی صالحی ۲ شدم، متوجه شدم که تعداد همسفران نسبت به مسافران کمتر است. مطلبی که بارها آقای مهندس بیان کردند که وجود همسفر لازم و ضروری است، در صورتی یک نمایندگی میتواند تعادل لازم را داشته باشد و به رشد خود ادامه دهد که همسفران حضور داشته باشند. بسیار خوشحالم و به همه تبریک میگویم و امیدوارم با کمک یکدیگر پازل دستور جلسه نقش همسفر کامل شود.
تصاویری از برگزاری جشن همسفر








.jpeg)














مرزبانان کشیک: همسفر سعیده مسافر هاشم
تایپیستها: همسفر زهرا و همسفر نیلوفر رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول) و همسفر پرنیا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول)
ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی (۲)
- تعداد بازدید از این مطلب :
872