English Version
This Site Is Available In English

مدت‌ها در جست‌وجوی مقام انسانی خویش بودم

مدت‌ها در جست‌وجوی مقام انسانی خویش بودم

خداوند را هزاران بار شاکر هستم که معجزه‌ای به نام جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ را در زندگی من قرار داد. پیش از آشنایی با کنگره۶۰ حتی به یاد ندارم کجا بودم و چه می‌کردم، تنها به یاد دارم که در تاریکی و جهل به سر می‌بردم. روزها و ماه‌ها در جست‌وجوی مقام انسانی خویش و آرامش گمشده‌ام بودم؛ اما آن را نمی‌یافتم. همواره احساس می‌کردم در جهان من چیزی کم است.

مدام با خود می‌اندیشیدم که آیا من برای گذراندن چنین زندگی بیهوده‌ای آفریده شده‌ام؟ پاسخ چیزی جز نه مطلق نبود؛ اما مسیر و راه‌حل را نیز پیدا نمی‌کردم. زمانی که برای نخستین بار صدای آقای مهندس دژاکام و دکتر امین را شنیدم، چنین احساس کردم که سال‌ها این صداها در گوش من نجوا می‌کرده‌اند. نخستین باری که کتاب (عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر) را دیدم، عنوان آن به گونه‌ای مرا جذب کرد که کنجکاو شدم و شروع به خواندن آن کردم.

من در تمام این مدت، هنوز وارد کنگره ۶۰ نشده بودم. به یاد دارم زمانی که تصمیم گرفتم به‌عنوان همسفر وارد این مکان مقدس بشوم، پدرم که مسافر من بودند چهار ماه رهایی داشتند؛ اما من از درون به دلیل یک اتفاق ناگوار شکسته بودم. در آن زمان به‌خوبی احساس می‌کردم که به بودن کنگره۶۰ در زندگی‌ام شدیداً نیاز دارم و یقین داشتم که در اینجا تمام گم‌گشته‌های خود را خواهم یافت.

خدا را شکر فرمان برای من صادر شد و با تمام توان آغاز کردم. آموزش گرفتم، فرمان‌بردار بودم، با عشق و علاقه خدمت می‌کردم و رهایی ۴۰ سی‌دی را نیز دریافت کردم؛ اما همچنان احساس می‌کردم در آموزش من کمبودی وجود دارد. در اوایل ورود من به کنگره۶۰ به‌ شدت با لژیون ویلیام‌وایت مخالف بودم؛ به دلیل قضاوت‌هایی که در مورد آن می‌شد؛ اما پس از گذشت یک سال از روی کنجکاوی تصمیم گرفتم سفر نیکوتین را آغاز کنم.

اوایل این سفر و این لژیون را نیز چندان جدی نمی‌گرفتم؛ اما پس از گذراندن دوران سازگاری، همه‌چیز برای من جدی شد. کاملاً گوش‌ به‌ فرمان راهنما بودم و در مسیر تزکیه و پالایش خود تلاش می‌کردم. نخستین خدمت‌های من در کنگره۶۰ از همین لژیون نشأت گرفت. ابتدا به‌ عنوان رابط خبری خدمت کردم و سه ماه پس از رهایی در آزمون شرکت نمودم.

شکر خدا با قبولی در آزمون به‌ عنوان راهنمای ویلیام‌وایت فرمان خدمت به شکلی دیگر برای من صادر شد و هم‌ زمان با دریافت شال خوش‌رنگ سورمه‌ای به‌عنوان نگهبان سایت ویلیام‌وایت انتخاب شدم و خدمت خود را آغاز کردم. اکنون که در حال نوشتن این متن هستم، تمامی این اتفاقات از روز نخست تا امروز از مقابل چشمان من عبور می‌کند.

شاکر و سپاسگزار خداوند، آقای مهندس دژاکام و به‌ویژه خانم آنی بزرگ هستم که ماندند و بخش همسفران را بنیان نهادند تا یک همسفر بتواند پا‌به‌پای مسافر خود در مسیر آموزش، درمان، تزکیه و پالایش قدم بردارد و بنیان خانواده را احیا کند. در پایان، هفته همسفر را به تمامی همسفران جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ تبریک عرض می‌کنم و آرزومندم همواره در کنار خانواده و مسافران خود سالم و تندرست باشند.

نویسنده، رابط خبری و ارسال: راهنمای ویلیام‌وایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
گروه همسفران ویلیام‌وایت کنگره۶۰

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .