English Version
This Site Is Available In English

قدرت نیروی زنانه

قدرت نیروی زنانه

روزی که وارد کنگره شدم بسیار سردرگم بودم و نمی‌دانستم چه اتفاقی پیش رویم است، فقط فکر می‌کردم آمده‌ام تا حواسم تماماً به مسافرم باشد؛ به همین دلیل مدام کارهایش را زیر نظر می‌گرفتم، نسبت به او احساس ترحم داشتم و تمام دغدغه‌ام شده بود مسافرم؛ تا جایی که یک روز به خودم آمدم و دیدم تمام نیرو و انرژی‌ام را از دست داده‌ام.

عملاً به خودم باور نداشتم و نمی‌دانستم نقش یک همسفر تا چه اندازه می‌تواند در درمان مسافرش مؤثر باشد؛ بنابراین حال من کاملاً به حال مسافرم گره‌خورده بود و در روزهایی که او شرایط خوبی نداشت؛ من هم توان و انرژی لازم را نداشتم تا بتوانم به او امید بدهم یا کنارش محکم بایستم.

به‌تدریج با آموزش‌ها و گوش‌دادن به سی‌دی نقش همسفر از استاد امین، فهمیدم این دیدگاه درستی نیست و اگر قرار است کمک‌حال مسافرم باشم؛ اول باید برای حال خوب خودم به کنگره بیایم؛ چون وقتی حال من وابسته به حال مسافرم باشد در روزهایی که او خسته یا ناامید است، عملاً نمی‌توانم به او کمکی کنم و ممکن است حتی به سفرش هم لطمه وارد کنم.

کم‌کم متوجه شدم منِ همسفر، بسیار بیشتر از آنچه تصور می‌کردم می‌توانم تأثیرگذار باشم؛ چه در کنگره و کنار مسافرم و چه در بیرون از کنگره، در خانواده‌ام و جامعه. باید آن‌قدر آموزش بگیرم و آگاهی‌ام را بالا ببرم تا بتوانم دست عزیزانی را که درگیر تاریکی‌ها شده‌اند بگیرم و به سمت نور هدایت کنم؛ بدون اینکه خودم فرسوده شوم یا از مسیر خارج شوم.

من همسفر اگر در جایگاه یک فرزند، همسر یا مادر قرار دارم؛ لازم است متناسب با همین جایگاه رفتار کنم و نیروی زنانه‌ای را که در وجودم نهادینه شده، به‌درستی به کار بگیرم و به آن قدرت ببخشم؛ اما این اتفاق زمانی می‌افتد که ابتدا خودم را بشناسم و به خودم باور داشته باشم، جهان‌بینی‌ام را قوی‌تر کنم و روی خودم کار کنم؛ بنابراین رسیدن به تمام این‌ موارد با آموزش‌هایی که کنگره در اختیار من قرار داده امکان‌پذیر است.

نکته‌ بسیار مهم این است که برای گرفتن آموزش‌ها و حضورم در کنگره، ابتدا باید مسافرم را دوست داشته باشم؛ چون نیروی قدرتمندی که در همین احساس دوست‌داشتن نهفته است، باعث می‌شود به یادگیری مشتاق شوم و در مسیر بمانم.

باید تلاش کنم ابتدا با کارکردن روی حس‌هایم، خودم را به تعادل نسبی برسانم و شبیه پرستاری باشم که با صبوری و بدون حس منفی، مراقب بیمارش است تا اگر جایی مسافرم خسته شد، بتوانم تکیه‌گاهش باشم و اگر خودم هم لحظه‌ای ناامید شدم، به این فکر کنم که چه چیزی ارزشمندتر از احیای یک انسان وجود دارد؛ بنابراین نباید وجود خودم را دست‌کم بگیرم.

منبع: سی‌دی همسفر (استاد امین)
نویسنده: همسفر سحر رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر رکسانا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر سعیده رهجوی راهنما همسفر خندان (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی لویی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .