در خدمت همسفر گلسا و همسفر سکینه عزیز هستیم. در ادامه گفتوگویی با این دو عزیز ترتیب دادهایم که شما را به خواندن این گفتوگوی دلنشین دعوت میکنیم.
همسفر سکینه با تخریب ۱۵ سال وارد کنگره شدند آخرین آنتی X مسافرشان هروئین است. ۴ سال است در کنگره حضور دارد. رشته ورزشیشان والیبال.
همسفر گلسا با تخریب ۲۰ سال وارد کنگره شدند آخرین آنتی X مسافرشان شیشه و متادون است. ۲ سال و ۹ ماه است در کنگره حضور دارد. رشته ورزشیشان شطرنج.
.jpg)
یک همسفر چگونه میتواند با آموزش کنگره کاری کند که مسافرش به کنگره برگردد؟
همسفر سکینه: اول اینکه دوربین را سمت خودش بگیرد و کاری به مسافرش نداشته باشد و هرچه راهنما میگوید گوش کند وقتی مسافر ببیند حال همسفرش خوب است خودش خودبهخود سمت کنگره میآید. دلیل اینکه مسافرم هنوز به درمان نرسید فقط گیردادنهای خودم بود.
همسفر گلسا: زمانی که وارد کنگره شدم و آموزشهای ناب کنگره به جان و دل من نشست متوجه شدم که فقط همسفر نیستم؛ بلکه خود مسافر میباشم؛ باید اعمال و افکارم را به تزکیه و پالایش برسانم و با اجرایی کردن آموزشها، پلههای ترقی و تکامل را ذرهذره طی نمایم؛ شاید و امید آن را دارم که تغییرات من در زندگی و برخورد متعادل با مسافرم، انگیزهای در او ایجاد شود، به کنگره برگردد و درمانش را شروع کند.
شما به عنوان یک همسفر در کنگره در حال آموزش هستید آیا نبود مسافرتان در کنگره شما را اذیت نمیکند؟
همسفر سکینه: اوایل خیلی اذیت میشدم؛ ولی الان نه چون متوجه شدم حالم را خودم؛ باید خوب کنم، منتظر مسافرم نباشم.
همسفر گلسا: از آموزشهای الهی کنگره آنچه بیشتر من را آرام کرد و آرامش گرفتم و چشم من را به روی حقایق باز نمود این جمله بود: پناه بردن به خداوند از شر بزرگترین دشمن خود که جهل و نادانی ما است. فهمیدم که یک عمر هیچ نمیدانستم. همسفر بودن لیاقت و صبر عظیم میخواهد. من هم اوایل از نیامدن مسافرم حس بدی داشتم و همیشه احساس خلأ میکردم؛ اما با دریافت آموزش کنگره و شناختی که از مصرفکنندگان شیشه و مخدرهای صنعتی پیدا کردم متوجه شدم؛ باید صبور باشم و کفشهای آهنین بپوشم، برای رسیدن به هدف خود از هیچ کوششی دریغ نکنم و همیشه امید و توکل داشته باشم.
هدف شما از اینکه مسافرتان به سفر خود ادامه نداد و شما در کنگره ماندگار شدید چیست؟
همسفر سکینه: من آرامش الان را مدیون کنگره هستم؛ حتی حاضر نیستم با هیچ مهمانی یا عروسی آن را عوض کنم.
همسفر گلسا: شیرینترین سفری که در زندگی خود تجربه کردم سفر به بهشت زمینی کنگره۶۰ است. سال ۱۴۰۱ به واسطه مسافرم با کنگره آشنا و ورود کردم. اوایل سفر احساس میکردم به خاطر مسافرم که شده بیایم و جا نزنم؛ چون شناخت نداشتم که تخریبهایی که من دچار آن هستم به مراتب بیشتر از مسافرم است و خودم بیشتر نیاز به درمان دارم و تا زمانی که خود تغییر نکنم؛ هیچ تغییری در زندگی من صورت نمیگیرد؛ باید تا میتوانم کسب دانش و آگاهی خود را در کنگره ادامه دهم و از این مکان مقدس فاصله نگیرم. امید آن دارم که مسافرم به این آگاهی برسد.
شما به عنوان یک همسفر چه نظر و پیشنهادی برای عزیزانی که در کنگره هستند؛ ولی مسافر ندارند دارید؟
همسفر سکینه: باید صبر و تحمل داشته باشند و از آموزشهای کنگره استفاده کنند، اصلاً به این فکر نکنند که مسافر ندارند تا وقتی روی مسافر خودمان زوم کنیم هیچوقت به آن آرامش نمیرسیم و همیشه تو ذهنمان درگیر چیزهای منفی هستیم.
همسفر گلسا: در فشارهای زندگی اندوهگین نباشید؛ شاید خداوند میخواهد شما را در آغوش خود بفشارد. برای تمام رنجهایی که میکشیم صبوری پیشه کنیم که صبر، اوج احترام و حکمت خداوند است و اینکه هیچوقت ارتباط خود با کنگره و آموزشهای آن قطع نکنند؛ چون در تاریکیها نور امیدی هم است.
کلام آخر
همسفر سکینه: امیدوارم همه سفر اولیها به درمان واقعی برسند و هر کسی مثل من هنوز مسافرش به درمان نرسیده و به کنگره نمیآید اذنش صادر شود که بیایند آنها هم این حس خوب و قشنگ را تجربه کنند .
همسفر گلسا: در آخر از خداوند میخواهم به من و همسفرانی که؛ مانند من بدون مسافر هستند نظری کند و اذن درمان و سفر درست را بدهد. از آقای مهندس کمال تشکر را دارم و این هفته قشنگ را به همه همسفران شادباش و تبریک فراوان به اولین همسفر راه عشق و سیمرغ سلامتی همسفر خانم آنی بزرگ و خانواده محترم ایشان میگویم.
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر صبحگل (لژیون ششم)
مصاحبه کننده: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم)
همسفران نمایندگی قائمشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
1555