بنام قدرت مطلق «الله»
دومین جلسه از شصت و هشتمین دوره سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران آقا در نمایندگی پرستار با استادی: راهنمای محترم همسفر علیرضا، نگهبانی: راهنمای محترم همسفر جواد و دبیری: راهنمای محترم همسفر محمد مهدی با دستور جلسه «هفته همسفر: نقش همسفران خانم و آقا در درمان مسافران» در روز چهارشنبه مورخ دهم دی ماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۷ برگزار گردید.
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان علیرضا هستم همسفر
خدا را شکر، امروز فرصت این را دارم که در جمع شما مسافران عزیز باشم و از شما آموزش بگیرم.
ابتدا از آقای دبیر محترم و مرزبانان محترم و همچنین نگهبان جلسه سپاسگزارم که این فرصت را به بنده دادند تا امروز در این جایگاه خدمت کنم.
در مورد دستور جلسه این هفته با موضوع «هفته همسفر» یا «جشن همسفر»،
میخواهم به اولین همسفر کنگره شصت، خانم آنی بزرگ، تبریک بگویم و همچنین
به همه همسفران کنگره ۶۰، چه خانم و چه آقا، تبریک عرض میکنم.
در این یکی دو روز گذشته، در این فکر بودم که در مورد این دستورجلسه چه بگویم.
به ذهنم رسید خاطرهای تعریف کنم یا از نوشتارها بگویم و از تجربیات خودم صحبت کنم.
نکتهای که به ذهنم آمد، روزی بود که مفهوم «همسفر» در کنگره ۶۰ را به گونهای درک کردم.
حدود یکی دو هفته از حضورم در کنگره میگذشت و مناسبت خاصی بود که الآن دقیقاً در خاطرم نیست.
آقای علی ظهوری، راهنمای من، به من اطلاع دادند که پنجشنبه این هفته جلسهای در آکادمی برگزار میشود و استاد جلسه نیز خانم آنی هستند.
من پذیرفتم و به شعبه آکادمی رفتیم.
در جلسه که نشستم، چون این خاطره مربوط به حدود دو سه سال پیش است و آن زمان هم روزهای ابتدایی حضورم در کنگره بود و معمولاً به صحبتها توجه چندانی نداشتم، تنها چیزی که مرا جذب نمود و توجهام را جلب کرد نگاه خانم آنی بود هنگام مشارکتها
در نگاه ایشان همدردی و تسلی خاطر میدیدم.
همسفران مشکلات و آزارهایی که مسافرشان داده بودند یا اتفاقاتی که برایشان افتاده بود را بیان میکردند و خانم آنی حتی بدون بیان کلامی با نگاهی همدلانه با آنها همراهی میکردند و این حس به وضوح در نگاهشان موج میزد.
آنجا بود که با خود گفتم: «اینجا جای عادی نیست بسیار جای ویژهای است».
چرا که پیش از ورود به کنگره ۶۰ آن را با جلسات NA مقایسه میکردم که البته آنجا هم آموزشهایی ارائه میشود و مصرفکنندگان آموزش میبینند اما وقتی این حس را تجربه کردم واقعاً خدا را شکر کردم که مسیرم به اینجا باز شد.
چهارشنبه گذشته آقای مهندس در مورد جشن همسفر و هفته همسفر صحبت کردند و به پیشرفت همسفران آقا اشاره نمودند که من بسیار خوشحال شدم.
وقتی این پیشرفت را دیدم در خودم این مسئولیت را احساس کردم که باید خودم را قویتر کنم و بیشتر رشد دهم.
در ابتدای ورودم خود را تافته جدابافته میدانستم و فکر میکردم فقط برای حمایت از مسافرم آمدهام و چون خودم مصرفکننده نبودهام نیازی نیست مانند مسافران در جلسات حاضر شوم یا از آنها آموزش بگیرم.
این طرز فکر اشتباه باعث شد به تدریج از کنگره فاصله بگیرم.
سالهای اول را به یاد دارم که شاید تنها دو یا سه بار در جلسات شنبه شرکت کردم و هیچگاه حس خوبی نداشتم و تغییر خاصی در خود احساس نمیکردم.
اما از زمانی که حضور منظم در جلسات شنبه را شروع کردم واقعاً همه چیز تغییر کرد.
حسی که از شما مسافران عزیز میگرفتم و آموزشی که از شما دریافت میکردم به نوعی سوخت و انرژی لازم برای تغییر خودم شد.
چهارشنبه هفته گذشته برای اولین بار درجلسه همسفران آقا شرکت کردم و
استاد امین جملهای گفتند که برایم بسیار جالب توجه بود:
«همسفر باید آنقدر قوی و رشد یافته شود که وقتی مشارکت میکند نتوان تشخیص داد که این فرد مسافر است یا همسفر».
این موضوع برایم بسیار قابل تأمل بود.
من که در ابتدا خود را جدا و برتر میدانستم و منیت زیادی داشتم، حالا باید به جایگاهی برسم که وقتی صحبت میکنم کسی نفهمد مسافرم یا همسفر.
امیدوارم بتوانم قدردان باشم.
قدردانی بسیار مهم است، وقتی انسان قدردان باشد میتواند ارزش آنچه دارد را درک کند.
من باید ارزش این جایگاهی که در آن هستم را بفهمم تا بتوانم تغییر مورد نظرم را عملی کنم.
اگر قدردان نباشم و ارزش این مجموعه را ندانم به راحتی از چرخه کنگره خارج میشوم و این نه به خودم کمک میکند و نه به مسافر عزیزم.
ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.
عکس: مسافر مهیار لژیون نهم
تایپ و ویراست: مسافر علی لژیون ششم
بارگذاری: مسافر کوشیار لژیون نهم
وبلاگ نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
176