این هفته پرشگون را خدمت آقای مهندس و خانواده محترمشان به خصوص اولین همسفر مسیر سبز کنگره۶۰ خانم آنی و همچنین تمام همسفران کنگره۶۰ تبریک عرض میکنم. خدا را هزاران بار شکر میگویم که اجازه دادند در این مسیر قرار بگیرم، امیدوارم روزی برسد که از خدمتگزاران صادق این مکان مقدس باشم. باز قرعه به نام من افتاد و باز جشن همسفر! دیگر چه پیامی واضحتر از این در آن نهفته است که باید هنوز صبوری پیشه کنم. چقدر این پیام زیباست: «همسفر تو بر مرکبی نشستهای که اگرچه دیر به مقصد میرسی؛ اما سالم و کامیاب خواهی رسید». بله دوست عزیزم که از جنس من هستی و با امید در این مسیر سبز قدم برمیداری، اگرچه دیر به مقصد خواهیم رسید؛ اما نوید شادکامی را به ما میدهد و بند عشقی که روز به روز محکمتر و نزدیکتر به قدرتمطلق میشود. عشق و محبتی که در دل و جانمان ریشه دوانده است تا از خودشناسی به خداشناسی برسیم. در جشن همسفر چه زیبا هستند، همسفرانی که در این مسیر یاریگر و از جنس نور هستند، دختر کوچکی با عشق میگوید که همسفر پدرش است یا همسر جوانی که هنوز با عشق در کنار مسافرش برای بر جا ماندن خانهای که با عشق ساخته شده است، قدم برمیدارد. مادری که تمام بار زندگی را به دوش کشیده است تا کانون گرم خانواده را از تاریکیها بستاند و مسافرش دوباره سکان کشتی زندگی خویش را به دست بگیرد. اینجا دیگر حرفی برای من مادر که همسفر فرزندم هستم، باقی نمیماند. تمام اینها نشانههای قدرت خداوند برای ساخته شدن من و شما است. استاد چه زیبا گفت: «نوبت باران محفوظ است». امیدوارم ما هم روزی به آن حلاوت خوش رهایی برسیم و جشن همسفر را با حس و حال رهایی تجربه کنیم، آن روز دیر نخواهد بود. از راهنمای خوبم که بهترین الگو برای من است و در این مسیر سبز، عشق و محبتش را با دل و جان نثارم میکند، تشکر و قدردانی میکنم.
نویسنده: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم) دبیرسایت
همسفران نمایندگی امین قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
68