سلام دوستان ریحانه هستم همسفر
"همسفر بودندر کنگره ۶۰"، چیزی فراتر از یک نقش است. این یک همراهی عمیق است، یک سفر مشترک که در آن هر قدم و هر لحظه، قلبها به هم نزدیکتر میشوند. همسفر نه تنها در کنار فرد در حال درمان است، بلکه با قلبی پر از عشق و دلسوزی، با او در لحظات سختی و رنجها شریک میشود. این که بدانیم در مسیر درمان تنها نیستیم و فردی هست که به ما باور دارد، بزرگترین حمایت عاطفی است که میتوانیم دریافت کنیم. همسفر بودن یعنی باور داشتن به دیگری، حتی زمانی که خودش به خودش شک دارد. در این مسیر، همسفر با تمام وجود میآموزد که چگونه باید عشق را بدون قید و شرط به اشتراک بگذارد. چگونه میتوان با صبر و مهربانی به کسی که در حال مبارزه با خود است، کمک کرد تا از درد و تاریکی بیرون بیاید؟ در نهایت، همسفر هم در این سفر رشد میکند، یاد میگیرد و به یک انسان بهتر تبدیل میشود. زیرا کنگره به ما میآموزد که در کنار هم و برای هم زندگی کنیم؛ و این همان چیزی است که همسفر بودن را به یک هدیه بینظیر تبدیل میکند.
سلام دوستان میترا هستم همسفر
همسفر به کسی گفته می شود، که سابقه اعتیاد نداشته باشد و در جهت رشد و توسعه کنگره ۶۰ تلاش میکند؛ همسفران کنگره ۶۰ همگی سرشار از عشق، محبت، صبر، استقامت، آرامش و مهربانی هستند. همسفرانی که در این مسیر پر از پیچ و تاب، همراه و پر پرواز مسافر خود میباشند؛ آموزش و تجربه کسب میکنند، برای همزبانی و درک متقابل مسافر خود. همسفرانی که روز اول با تاریکیها وارد کنگره شدند، وقتی در مسیر قرار میگیرند؛ کم کم با روشناییها آشنا میشوند و با آموزشهایی که میگیرند کم کم دانایی خود را بالا میبرند و به یک آدم دیگری تبدیل میشوند. بایستی قدردان کنگره ۶۰ و آموزشهای ناب آقای مهندس باشیم. علاوه بر اینکه مسافران ما را درمان کردهاند؛ به ما هم در جهت چگونه بهتر زندگی کردن کمک کرده است. ایشان با آموزشهای خوب جهانبینی با ما آموختند که نگاه خودمان را به خداوند، جهان هستی و انسانها تغییر دهیم تا زندگی خوبی را داشته باشیم و آرامش دوباره به خانههای ما برگردد.
سلام دوستان فرشته هستم همسفر
به راستی این کلمه خود به تنهایی گویای سخن است. با شنیدن این کلمه اولین احساسی که به سراغتان می آید، شاید این باشد که تو تنها نیستی و فرد دیگری هست که تو را همراهی میکند. به یکباره دل انسان قرص و محکم می شود. زمانیکه این لقب به من داده شد، چقدر از اینکه همراه مسافرم هستم احساس رضایت داشتم. با اینکه مسیر هم سهل و هم سخت است اما خودم را همواره کنار مسافرم، سرشار از عشق و آموزش های ناب می بینم. حال خوش امروزم را مدیون لطف وعنایت پروردگار و سپس استادان و راهنمایانی هستم که عشق و محبت را به من هدیه دادند که به واسطه آن توانستم طعم خوش معجزه حیات یعنی زندگی را بچشم.
سلام دوستان شهناز هستم همسفر
خدا را شکر میکنم که توانستم در کنگره راه پیدا کنم. امیدوارم که خداوند به آقای مهندس و خانواده ایشان سلامتی بدهد و ایشان را برای ما حفظ کند که بنیان کنگره به دستان پر توان ایشان بنا شده است. ایشان به من آموختند که چگونه با مسافرم برخورد کنم و برای رهایی او تلاش نمایم. من و مسافرم توانستیم بعد از سالها آشوب و رویارویی با مسائل و مشکلات مختلف، مکان امنی پیدا کنیم و به عیب ها و کاستی های خود پی ببریم. من در کنگره با عنایت خداوند و آموزش راهنمای عزیزم خانم عاطفه، متوجه عیب های خود که از آنها اطلاع نداشتم؛ شدم و مانند انسان تازه متولد شده زندگی جدیدی را شروع کرده ام. به خاطر این آرامش از خداوند متعال بسیار سپاسگزارم و مود را مدیون آقای مهندس و راهنمای خود میدانم. امیدوارم روزی برسد که تمام مسافران و همسفران به آرامش درونی و بیرونی برسند.
سلام دوستان اعظم هستم همسفر
ما بایستی برای حیات خود ارزش قائل شویم و در مسیر آموزشها حرکت کنیم. همواره این آموختهها را به کار بگیریم و به مرحله عمل درآوریم. فرمانبردار خوبی برای راهنمای خود باشیم تا جسم, روان و جهان بینی ما به تعادل برسد. آن زمان است که بال پرواز برای مسافرم میشوم. در مسیر متوجه شدم که اولین شرط در کنگره، یک همسفر خوب و فرمانبردار بودن است. تا خودم به تعادل نرسم نمیتوانم به مسافرم کمک کنم و درکی از درمان ندارم و نمیتوانم بال پرواز او شوم. پس ما همسفران باید دقت کافی را داشته باشیم که مسافرمان از ما پیشی نگیرد یعنی اگر به علم, اخلاق, بهداشت و ظاهر خود توجه نکنیم، نتیجه خوبی ندارد. مسافری که در سالهای مصرفش خواب بوده و تازه بعد از سفر بیدار شده، کم کم احساس او شروع به کار کردن میکند. شما هم باید خود را به او برسانید، اینگونه میشود که ما بال پرواز او میشویم و اگر حالمان خراب باشد به نتیجه نمیرسیم؛ سفر او را هم خراب میکنیم. پس نتیجه میگیریم؛ اجرای زمان برای درمان لازم است، سپس تغییر را از خود شروع کنیم و به تعادل برسیم.
سلام دوستان رویا هستم همسفر
من در مسیر کنگره 60 آموختم که همسفر بودن فقط همراهی ظاهری نیست، بلکه مشارکتی عاشقانه در سفر خود و مسافرم است. این مسیر شاید در ابتدا، مسیری پر از ابهام و سختی به نظر می رسید اما به تدریج، تبدیل به یک شاهراه روشنایی و آگاهی شد. درک عمیق مفهوم همسفر، نیازمند عبور از فیلترهای ذهنی و هیجانی است، که سال ها به دور خود تنیده بودم. پیش از ورد به این مکان مقدس، زندگی ما چرخه ی معیوب داشت. من به عنوان همسفر نقش های متعددی را تجربه کردم: پرستار، قاضی، مراقب و گاهی هم قربانی. هر کدام از این نقش ها، جسم و روح مرا تحلیل کرد و دیگر اثری از «من» باقی نمانده بود. زمانی که در کنگره نقش همسفر را با جان و دل قبول کردم، کم کم آن محرک هایی که وجود و حس های من را به تحلیل برده بودند؛ خبری نبود. در اینجا از آقای مهندس که برای من حکم ناجی و راهنمای خودم که فانوس راه را دارند؛ کمال تشکر را دارم.
سلام دوستان فاطمه هستم همسفر
از کدامین احساسم برایتان بگویم؟ من امروز اگر بخواهم از احساسم سخن بگویم، حس و حال امروز من با گذشته بسیار متفاوت است. چند ماهی از زندگی مشترکمان نگذشته بود که متوجه شدم همسرم اعتیاد دارد. دنیا روی سرم خراب شد، از آن روز دیگر جهنم من شروع شد و نه تنها شب ها بلکه روزهایم هم تاریک بود. به هر دری میزدم که از این جهنم نجات پیدا کنم، بیشتر غرق میشدم. انگار ابر بزرگ سیاهی سایه اش را بر زندگی ما انداخته بود و هیچ راهی نداشتم و فقط از خدا میخواستم، معجزه ای در زندگی ام کند. تا اینکه خداوند بخشنده و مهربان دعایم رامستجاب کرد و اذن ورودمان را به کنگره صادر کرد. کنگره و آموزش های آن معجزه زندگی ما بود. من و همسرم هر دو با هم مثل دو بال پرواز، از تاریکی ها گذر میکنیم و گذر کردن از تاریکی ممکن نمیشود مگر اینکه آموزش ببینیم و فرمان راهنما را اجرا کنیم. شرط خارج شدن از تاریکی فرمانبرداری است.
ازآقای مهندس کمال تشکر و قدردانی را دارم. خداوند را هزاران بار شکر می کنم. سال ها زندگی درتاریکی بسیار دردناک بود. کنگره من را به حال خوش رساند و رنگ سپیدی در زندگیم دیدم.
از راهنمای عزیزم خانم ا لهه تشکر میکنم. خداوند را شاکرم به خاطر وجود پرمهرشان، آرامش امروزم، سلامت جسم و روحم؛ همه و همه بخاطر تلاش های بی وقفه و از خود گذشتگی ایشان بوده است. مسافر عزیزم به عنوان همسفر هیچ منتی بر سر تو ندارم، بلکه از تو ممنونم که به خاطر تو با این مکان مقدس آشنا شدم .
سلام دوستان معصوم هستم همسفر
هفته همسفر را به تمام همسفران کنگره ۶۰ تبریک میگویم. نقش مهمی که یک همسفر به عهده دارد؛ این است که صبور باشد و در صبر خود شکیبا باشد تا بتواند مسافرش را که به خاطر مصرف مواد در تاریکی ها قرار گرفته است، با توکل بر خدا و عشق به رهایی برساند. مسافر یک مجرم نیست، بلکه بیماری است که نیاز به درمان دارد. ما خانواده ها بیشترین ضربه را خورده ایم و در کنگره به لطف آقای مهندس دژاکام یاد گرفتیم که جهان بینی خود را قوی کنیم و قدم در راه درمان صحیح بگذاریم. ما همیشه مدیون ایشان و خانواده ی محترمشان هستیم که با اندیشه خود توانست، خیلی از زندگی ها را نجات بدهد. خدا را شکر می کنم که توسط مسافرم با کنگره آشنا شدم و راه را پیدا کرده و به آرامش رسیده ایم. انشاالله خداوند سلامتی و عمر با عزت به آقای مهندس عنایت فرماید.
سلام دوستان فاطمه هستم همسفر
به راستی همسفر بودن کاریست دشوار، زمانی که میبینی اما باید خود را به ندیدن بزنی. میشنوی اما وانمود میکنی نمیشنوی. زمانی که پاهایت سست میشود و احساس میکنی هر آن امکان دارد سقوط کنی، نیروهای منفی تو را به رفتن ترغیب میکنند، اما محبتی که میان تو مسافرت هست، تو را از رفتن باز میدارد. میخواهی بمانی و بسازی، میمانی و ترکهای زندگیت را ترمیم میکنی. با محبت، صبر، ایمان و باور به اینکه در پس تمام این تاریکیها روشنایی در انتظار توست. سفرت را آغاز میکنی، سفری از تاریکیها به روشناییها. زمانی که سفر را آغاز میکنی، ناپیداست، میترسی، گاهی اوقات ناامید میشوی، اما به رفتن ادامه میدهی. تو در پی یافتن نوری پس از حرکت باز نمیایستی. همانگونه که به رفتن ادامه میدهی، مسیر هموارتر میشود. تاریکیها یک به یک کنار رفته و تو غرق در روشنایی میشوی. این بار پایههای زندگیت را محکمتر ساختهای و اجازه نمیدهی هر سیل و طوفانی که از راه میرسد؛ آن را به ویرانهای تبدیل کند. پس بمان، نترس، تو تنها نیستی. در این مسیر سخت، محبت، عشق و ایمان همراه توست و تو بیشک به مقصد میرسی. پس به رفتن ادامه بده که بیشک آنچه را که باز مییابی، آنچنان لذت بخش است که تمام سختیهای راه را برای تو لذت بخش میکند.
تایپیست: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر عاطفه( لژیون اول)
ارسال: همسفر ریحانه( دبیر سایت)
همسفران نمایندگی گرمسار
- تعداد بازدید از این مطلب :
100