English Version
This Site Is Available In English

همسفر معنای زندگی جدید

همسفر معنای زندگی جدید

«راه خدمت در کنگره، سفری بی‌پایان است سفری که هر گام آن با تجربه‌ای تازه و آموزه‌ای نو همراه می‌شود. گاهی پذیرش مسئولیت، انسان را به اوج می‌برد و گاهی واگذاری آن، فرصتی برای تأمل و بازنگری فراهم می‌آورد؛ اما در هر حال جریان یادگیری و رشد هم‌چون رودخانه‌ای جاری ادامه دارد. آنچه در این مسیر اهمیت دارد نه عنوان و جایگاه است؛ بلکه نیت پاک و عشق به یاری دیگران است. عشقی که چراغ راه می‌شود و دل‌‌ها را به هم نزدیک می‌کند». 

 این گفتگو بازتابی از مسیری است که انسان‌ها در کنار هم طی می‌کنند مسیری سرشار از امید، همدلی و باور به تغییر که چرخه‌ای پایان‌ناپذیر از خدمت، بخشش و شکوفایی را رقم می‌زند.  

همسفر الهه و مسافر مهدی با آنتی‌ایکس تریاک وارد کنگره شدند. ایشان به مدت ۱۱ ماه و ۱۴ روز با روش DST و داروی OT با راهنمایی مسافر امیر سالار و همسفر مرضیه یحیایی سفر کردند. هم‌اکنون  مدت ۸ سال و ۵ ماه است که به لطف خداوند و دستان پرتوان آقای مهندس آزاد و رها هستند. سفرنیکوتین داشتند با آنتی‌ایکس سیگار، روش درمان DST  و  داروی درمان  آدامس نیکوتین با راهنمایی مسافر مسلم مقیسه سفر کردند. رهایی از بند دخانیات ۷سال  و ۷ماه، رشته ورزشی مسافر مهدی والیبال، رشته ورزشی همسفر الهه شنا و والیبال. مسافر مهدی جایگاه‌های خدمتی مبصر کلینیک، دبیری، نگهبانی، مرزبانی، راهنمای تازه‌واردین را گذرانده‌اند و الان به‌عنوان پیشکسوت در شعبه سمنان حضور دارند. همسفر الهه جایگاه‌های خدمتی دبیری، نگهبانی، سایت، راهنمایی، ورزشبان شنا را تجربه کرده‌اند و اکنون در جایگاه ایجنت همسفران نمایندگی سمنان خدمتگزار هستند.

اگر بخواهید پیام مشترکی درهفته همسفر به همه‌ مسافران و همسفران دهید، چه جمله یا توصیه‌ای را انتخاب می‌کنید؟

مسافر مهدی: 

پیش از آغاز سخنانم، این هفته‌ پرشور که هفته‌ عشق و گذشت است را به خانم آنی، آقای مهندس و فرزندان آقای مهندس و همه‌ همسفران کنگره‌۶۰ تبریک می‌گویم. در پاسخ به سؤال اول باید بگویم: چون خودم مسافر بودم، حال و هوای ورود به کنگره را به‌ خوبی تجربه کرده‌ام؛ اگر همسفر نداشتم، شاید هنوز در خرابه‌های شهر به دنبال هزینه‌ مواد سرگردان بودم. معنای زندگی مشترک را پس از ۱۶ سال ازدواج، به‌ویژه در حدود نُه سال اخیر درک کردم؛ چراکه هفت سال از زندگی‌مان در یخبندان مصرف مواد گذشت و جسم و روحم یخ زده بود؛ اما گرمای وجود همسفرم، همراه با علم آقای مهندس و روش DST، مرا از منطقه‌ ۶۰ درجه زیر صفر عبور داد و به آرامش رساند. تجربه‌ من این است که اگر همسفر نگاهش را به خودش معطوف کند و در مسیر سبز کنگره قدم بردارد، می‌تواند چراغی باشد که با آموزش‌های کنگره راه را برای مسافر روشن کند. آن‌گاه با بال‌های پرواز، همسفر و مسافر در کنار هم اوج می‌گیرند و به پرواز در می‌آیند.

ایجنت همسفر الهه:

پیامی از وادی سیزدهم: «بازی زندگی به دست معمار بزرگ، خداوند طراحی شده است او به انسان اختیار کامل داد تا بیاموزد و دانسته‌ هایش را به عمل درآورد، هرچند این مسیر سنگین و دشوار است». در سفر اول و دوم به‌ویژه در سفر سیگار، بارها با نگرانی روبه‌رو شدم که شاید درمان برای مسافر من مؤثر نباشد؛ اما تجربه و آموزش‌ها نشان می‌دهد که اگر تشنگی دانستن را در خود ایجاد کنیم و به‌دنبال آگاهی باشیم آن‌زمان کمبودهایمان خودبه‌خود جبران می‌شود. همان‌گونه که در آغاز وادی آمده است زندگی بازی‌ است که باید آموخته‌ها را از قوه به فعل درآورد و این همان سختی شیرین مسیر همسفر بودن است. همسفر بودن در کنگره دشوار است؛ اما این دشواری به معنای محدودیت یا انحصار نیست. همه می‌توانند وارد این مسیر شوند و همسفر باشند. تفاوت همسفر کنگره با یک خانم خانه‌دار در این است که تا زمانی‌که آموخته‌هایش را اجرا نکند به حال خوش نمی‌رسد. هر چه بیشتر به آگاهی نزدیک شود و بیشتر بیاموزد که مسافرش را با همه ضعف‌ها و ایرادها دوست بدارد، جایگاه خود و مسافرش را بهتر درک خواهد کرد.

تجربه‌ شما از حضور در جایگا‌ه‌های متفاوت خدمتی (ایجنت و راهنمایی تازه‌واردین) چه درسی درباره‌ مسئولیت‌پذیری و ارزش خدمت به دیگران به شما داده است؟

مسافر مهدی:

به گفته‌ راهنمای خوبم،  آقای سالار هر یک از کسانی که وارد کنگره می‌شوند رسالتی بر دوش دارند و  می‌توانند پیام‌آور کنگره در محیط کار، زندگی میان اقوام و دوستان باشند. یکی از مشکلات بزرگ مصرف‌کنندگان، بی‌نظمی و بی‌مسئولیتی است؛ اما خدا را شکر در کنگره این مسائل به ما آموزش داده شد تا بیاموزیم و از خدمت‌های کوچک به خدمت‌های بزرگ‌تر برسیم. کنگره از فردی بی‌مسئولیت که برای امور شخصی بهانه می‌آورد، انسانی می‌سازد که برای خدمت به هم نوع سر از پا نمی‌شناسد؛ زیرا درد را لمس کرده و می‌داند حساب عاشق با عشق است و با معشوق چه کار دارد. به باور من هیچ لذتی در دنیا بالاتر از خدمت به خلق نیست؛ چرا که در کلام‌ الله آمده است: «دستانی که کمک می‌کنند، مقدس‌تر از لب‌هایی هستند که دعا می‌کنند».

ایجنت همسفر الهه:

تجربه‌ من در جایگاه‌های مختلف خدمت همیشه با علاقه و اشتیاق همراه بود و روزهایی که در خانه مصرف‌کننده داشتم و می‌دیدم عزیزان در شعبه برای رسیدن به حال خوش تلاش می‌کنند. زمانی‌که خودم در جایگاه دبیری، نگهبانی و بعد در سایت قرار گرفتم همیشه این باور را داشتم که خدمت حال من را خوب می‌کند و می‌تواند قدمی برای شهر و جامعه‌ام باشد. مسئولیت‌پذیری و ارزش خدمت برای من یعنی درک جایگاه‌ها و احترام به قوانین. مهم نیست چه کسی در چه جایگاهی است مهم این است که هر کس مسئولیتِ شالی را که بر گردن دارد بشناسد و به وظیفه‌اش عمل کند. خدمت در کنگره بالاترین ارزش را دارد؛ چون ما را به خداشناسی نزدیک می‌کند اگر قوانین گاهی سخت‌گیرانه به‌نظر می‌رسند این سخت‌گیری از محبت و دلسوزی سرچشمه می‌گیرد.

حضور چندین ساله شما در کنگره‌۶۰ نشان می‌دهد خدمت در کنگره پایان ندارد؛ بلکه از شکلی به شکل دیگر ادامه پیدا می‌کند شما این تغییر جایگاه‌ها را چگونه معنا می‌کنید؟

مسافر مهدی:

 خدا را شاکرم و سپاسگزار آقای مهندس هستم که این فرصت را در اختیارمان قرار داد تا در کنار هم از نعمت الهی، خدمت به هم‌نوع بهره‌مند شویم. به‌نظر من تغییر جایگاه چندان مهم نیست؛ زیرا هر فردی در هر جایگاهی که قرار دارد مسئولیتی ارزشمند بر‌عهده دارد. مهم این است که ما در این بازی بزرگ، عضوی از تیم هستیم و بازی می‌کنیم حالا این‌که در چه پستی قرار داریم اهمیتی ندارد، آن‌چه اهمیت دارد این است که با جان و دل بازی کنیم.

ایجنت همسفر الهه:

 برای من تجربه‌های زیادی را رقم زد؛ زیرا اولین و آخرین قدم خدمت به خودِ من می‌رسد و هدف، رسیدن به تعادل است. کنگره کارش خودبه‌خود پیش می‌رود هیچ فردی نمی‌تواند جریان آن را متوقف کند؛ چون دست خداوند و فرشتگان در این مسیر جاری است و ما تنها ابزارهایی هستیم که کنار هم چیده می‌شویم و خدمت می‌کنیم تا حال‌مان خوب شود. تغییر جایگاه برای هر کس متفاوت است؛ اما رمز آن در تزکیه و پالایش درونی نهفته است. وقتی با زشتی‌ها روبه‌رو می‌شویم و آن را به نور تبدیل می‌کنیم، ارتقاء حاصل می‌شود؛ اما اگر روی بد خود را به دیگران نشان دهیم نور را از دست می‌دهیم و ارتقاء درونی رخ نمی‌دهد. پس مهمترین درس این است که از همه‌ مسائل مثبت و منفی، تجربه و رشد خودمان را بیابیم.

مهمترین تغییری که کنگره در زندگی خانوادگی شما ایجاد کرده چیست؟

مسافر مهدی: 

مهمترین موضوعی که بر من تأثیر گذاشت احساس امنیت، آرامش، عشق و محبت بود و همچنین بازگشت اعتبار و شخصیت از دست‌رفته در میان خانواده. این‌ها بزرگترین دستاوردهایی بودند که کنگره برای من به همراه داشت و توانست زندگی‌ام را دگرگون کند.

همسفر الهه:

 مهمترین تغییری که کنگره در زندگی من ایجاد کرد تقویت بنیان خانواده بود. از خانم شانی آموختم که آموزش‌های کنگره باید به خانه منتقل شود و اگر نشود علتش روشن است. یاد گرفتم هر کس در کنگره جایگاهی دارد و باید طبق آن جایگاه با او رفتار کرد نه بر اساس رفاقت یا گذشته، جایگاه‌ها نتیجه تزکیه و پالایش درونی‌اند، نه شانس یا رأی، همین شناخت این مسائل، آرامش و اعتماد می‌آورد. این درس را به خانواده‌ام بردم با همسرم حتی در اختلاف نظرها، به جای لجبازی عشق را جایگزین کردم. محبت می‌تواند جاری باشد؛ اما عشق فراتر از محبت است؛ یعنی درک فرد مقابل با همه‌ ایرادها و پذیرفتن او به‌عنوان انسانی با روح، قلب و جایگاه خودِ او است. این گذشت، همان لحظه پاسخ خود را می‌دهد در گذشته شاید با لجاجت پیش می‌رفتم و بیشتر به ضرر خودم بود؛ اما امروز می‌دانم بزرگترین هدیه کنگره و آقای مهندس، بنیان خانواده و مسئله ازدواج است، جایی که انسان می‌تواند با همه چالش‌ها رشد کند.

در کلام آخر اگر بخواهید پیامی برای تازه‌واردین کنگره۶۰ بفرستید، هر کدام چه جمله‌ای را انتخاب می‌کنید؟

مسافر مهدی:

جمله‌ای که همیشه به تازه‌واردین می‌گفتم این بود: به مکان و مسیر خوبی آمده‌اید و مطمئن باشید هیچ‌ وقت از این تصمیم پشیمان نخواهید شد. عزیز تازه‌وارد هر چیزی در دنیا تاریخ انقضاء دارد، مصرف مواد و آن لذت کاذب، تفریح، نادانی یا خوش‌گذرانی و جهالت. مهم نیست چه چیزی و چه مقدار مصرف کرده باشید، مهم این است که امروز راهی برای درمان و رهایی پیش روی شما است.

ایجنت همسفر الهه:

کنگره۶۰ برای من نهایت بزرگی و ارزش را دارد ورود و ماندن در آن بزرگترین هدیه‌ای است که دریافت کرده‌ام. هر کس تشنگی آگاهی را در خود ایجاد کند راه خود را پیدا می‌کند و کافی است خود را به راهنمایش بسپارد. آقای مهندس و همسر بزرگوارشان خانم آنی، سرچشمه‌  این مسیرند. بارها در خلوت به یاد ایشان افتاده‌ام و یاد گرفته‌ام که آموزش‌ها باید در خانه جاری شود و اگر این اتفاق نیفتد، همسفر بودن تنها یک نام خواهد بود. سپاسگزارم از آقای مهندس، خانم آنی و خانواده‌شان که استحکام و محوریت کنگره را شکل داده‌اند. سپاسگزارم از راهنمایان محترم که با خدمت کردن‌شان حال خوب را به من و مسافرم هدیه دادند و در نهایت سپاسگزار خداوند هستم که این مسیر را پیش پا ما گذاشت.
 

در پایان، از ایجنت محترم همسفر الهه و مسافر مهدی صمیمانه سپاسگزارم که وقت ارزشمندشان را در اختیار ما گذاشتند و با تجربه‌ها و صحبت‌هایشان این مصاحبه را پربار و اثرگذار کردند. امیدوارم ثمره‌ این گفت‌وگو چراغی باشد برای دیگران و راهی روشن در مسیر خدمت و رهایی.

عکاس: همسفر مرضیه رهجوی همسفر فاطمه (لژیون دوازدهم)
طراح سؤال و مصاحبه‌کننده: همسفر اعظم رهجوی همسفر لیلا (لژیون دوم)
ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سمنان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .