همسفر بودن، سکوتیست سرشار از حرفهای نگفته؛ بغضیست که هرگز اجازه نداد امید فروبریزد. همسفر، دلِ خستهایست با ایمانی زنده؛ اشکی در چشم و قدمهایی استوار در مسیر رهایی. هفتهٔ همسفر، هفتهٔ قدردانی از دلهاییست که عاشقانه ماندند، صبر کردند، ساختند و چراغ راه رهایی را روشن نگه داشتند.
در هفتهٔ همسفر، توفیق آن را داشتیم که در حضور راهنما مسافر نوید و راهنما همسفر محبوبه، گفتوگویی پیرامون «نقش همسفرانِ خانم و آقا در مسیر درمان اعتیادِ مسافران» انجام دهیم. از شما دعوت میکنیم با همراهی در این گفتوگو، از نگاه ارزشمند این دو عزیز بهرهمند شوید.
.jpg)
راهنما همسفر محبوبه و مسافرشان، راهنما نوید، با بیش از ده سال سوءمصرف مواد وارد کنگره شدند. آخرین آنتی ایکس شیره و تریاک بود که به مدت یازده ماه، با متد DST و داروی OT، با راهنماییِ مسافر امیر و همسفر پروانه، سفر کردند. همچنین سفر نیکوتین را نیز با راهنماییِ مسافر عطا انجام دادند.
در حال حاضر، به لطف خداوند و دستان پُرمهرِ آقای مهندس، هفت سال و یک ماه است که از بند مواد و نیکوتین آزاد و رها هستند. رشتهٔ ورزشیِ مسافرشان بدمینتون و رشتهٔ ورزشیِ همسفر محبوبه والیبال است. همسفر محبوبه در جایگاههای خدمتیِ نگهبان، دبیر، سایت و خزانهداری، و هفت سال سردار و دنور، در سال ۱۴۰۴ خدمت کردند و در حال حاضر در جایگاه مرزبانی مشغول به خدمت هستند.
۱- چگونه یک همسفر میتواند بالِ پرواز برای مسافرِ خود باشد؟
همسفر زمانی میتواند بالِ پروازِ مسافرش باشد که نقش خود را درست و آگاهانه، در چارچوب آموزشهای کنگره، ایفا کند؛ نه از روی احساسات و کنترلگری. همسفری که آموزش میگیرد، جهانبینیاش تغییر میکند. وقتی همسفر روی خودش کار میکند، آرامش و تعادلِ او به مسافر منتقل میشود. این آرامش مثل بالی است که مسافر را بالا میبرد. وقتی همسفر به مسیر اعتماد میکند، به مسافر امنیت میدهد تا با آرامش پرواز کند.
۲- به نظر شما چرا تا این مقدار وجود همسفر برای رسیدن به رهایی مهم است؟
همسفر نقش پشتیبان را دارد. همسفر با آموزشدیدن میتواند فضا را آرامتر کند تا درکِ بهتری از بیماریِ اعتیاد داشته باشد. بهصورت کلی، مسئولیتِ اصلیِ رهایی با خودِ مسافر است. از دیدگاهِ من، این مسیر فردی است و همسفر کمککننده است، نه جایگزینِ تلاش.
.jpg)
۱- لطفاً حسِ خودتان را در مورد همسفر بودنتان توصیف کنید؟
برای من، همسفر بودن یعنی کنارِ کسی حرکتکردن با احترام؛ نه جلوتر کشیدن و نه عقب ماندن. همسفر بودن، حسش شبیه همراهیِ آرام است؛ گوشدادن وقتی راه ناهموار میشود، یادآوریِ مسیر وقتی نشانهها گم میشوند و خوشحال شدن از هر قدمی که کنارِ مسافر برداشته میشود. همسفر بودن یعنی مسئولیت، امنیت و آرامش؛ راه را جدیگرفتن. من در این نقش بیشتر پشتیبان هستم؛ کنارِ تو.
۲- آموزشهای کنگرهٔ ۶۰ چه تأثیری در روابط شخصی و خانوادگی شما به وجود آورده است؟
آموزشهای کنگرهٔ ۶۰ اگر بهدرستی در زندگیِ روزمره به کار گرفته شود، میتواند باعث آرامشِ بیشتر، روابطِ سالمتر و خانوادههای همدلتر شود. تغییر از فرد آغاز میشود، اما اثرِ آن به کلِ سیستم خانواده منتقل میشود.
۳- لطفاً برای ما بفرمایید که توقّعِ یک همسفر از مسافرش چیست؟
حرکت در مسیرِ آموزش و پذیرشِ مسئولیت. مسافر باید بداند درمان فقط گفتن نیست، عمل میخواهد. با خودش، راهنما و همسفرش صادق باشد. احترام به همسفر و قدردانی از همراهی و صبوریِ او داشته باشد.در یک نگاه، همسفر نجاتدهندهٔ مسافر نیست؛ اما انتظار میرود مسافر درمان را جدی بگیرد و با عمل نشان دهد که خواهانِ تغییر است.
۴- همزبانیِ یک همسفر با مسافر چقدر میتواند آرامش را در زندگی حاکم کند؟
همزبانی یعنی همجهت شدن در اندیشه و عمل. وقتی همسفر و مسافر زبانِ مشترکِ آموزش و صبر را پیدا میکنند، آرامش بهتدریج جایِ اضطراب و آشفتگیِ گذشته را میگیرد و زندگی از حالتِ جنگ به حالتِ همراهی تبدیل میشود.
طراحِ سؤال و مصاحبهکننده: همسفرِ معصومه، رهجویِ راهنما همسفرِ آمنه (لژیونِ دوم)
عکاس: همسفرِاعظم شریف، رهجویِ راهنما همسفرِ اعظم (لژیونِ یکم)
بارگذاری: همسفرِ مینا، دبیرِ سایت، رهجویِ راهنما همسفرِ اعظم (لژیونِ یکم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
315