فراموش نمیکنم روزی را که متوجه شدم مسافرم در زمان بیپولی و بیکاری با درآمد ناچیزی که از کار کردن در اسنپ بهدست میآورد را برای تهیه مواد مخدر خود خرج میکند من آن روز حس کردم دنیا به آخر رسیده و همه چیز برای من تیر و تار شده بود. نمیدانستم با چه کسی این موضوع را در میان بگذارم اصلاََ چه بگویم؟ آیا کسی با فهمیدن این وضیت مرا درک میکند یا سرزنش؟ زمانیکه سیگار کشیدن مسافرم را اطرافیان متوجه شدند همیشه به من کنایه میزدند بهخاطر این موضوع سر در گم بودم و به درگاه خداوند شکایت میکردم که چرا من باید در چنین موقعیتی قرار بگیرم؟
روزی رسید که تصمیم گرفتیم برای زندگی از تهران به سمنان بیاییم و همان اوایل زندگی در سمنان برادرم ما را با کنگره۶۰ آشنا کرد و به مسافرم گفت که برای درمان بیماری اعتیادش وارد کنگره شود و مسافرم خیلی راحت قبول کرد من خوشحال بودم؛ ولی در دلم وجود این مکان را باور نمیکردم و میگفتم اصلاََ چنین چیزی امکان ندارد.
روزی که وارد کنگره شدیم مصادف بود با جشن همسفر چه شوق و شعف بین اعضاء آنجا به چشم میخورد چقدر مهربان و گشادهرو بودند. هر کدام از آنها که صحبت میکردند سخنانشان قطعاََ از ته دل بود شاید بعضی از این افراد حتی دیپلم هم نداشتند؛ ولی خیلی زیبا و دلنشین صحبت میکردند.
من و مسافرم سفر خود را شروع کردیم و در طول سفر با چالشها و سختیهای فراوان روبهرو شدیم فکر میکردم فقط این سختیها تنها برای ما پیش آمده است؛ ولی به مرور زمان متوجه شدم تنها من نیستیم که در این تاریکی قرار گرفتم؛ بلکه کسانی هم هستند که این تاریکی را تجربه کردند و با کنار زدن نیروهای منفی به روشنایی رسیدند.
کنگره۶۰ تنها جایی بود که من توانستم خودم را بهتر بشناسم؛ چرا که من هیچ وقت خودم را نمیدیدم و دیگران را مسبب بدبختیها و مشکلاتم میدانستم. معجزهای که با ورود به کنگره در زندگی من و مسافرم رخ داد به دنیا آمدن دخترم بود که با دلی پاک آمد و زندگی ما را شیرینتر کرد از خداوند بهخاطر این لطف بزرگش سپاسگزارم و شکر میکنم که اذن ورود به کنگره را برای من صادر کرد تا بتوانم از آموزشهای آقای مهندس بهرمند شوم. اگر خداوند مرا در این تاریکی قرار نمیداد شاید اینگونه روشنایی و آرامشی که الان شاهدش هستم را درک نمیکردم و قدردان آن نبودم.
از راهنمایان خوبم همسفر الهه که همیشه برای من سمبل عشق و محبت بودند و همسفر امالبنین که سمبل صبر و امید هستند تشکر میکنم و امیدوارم همیشه در آرامش و حال خوش باشند. از خداوند میخواهم کسانی که بیرون از کنگره گرفتار بیماری اعتیاد هستند اذن ورودشان به این مکان را صادر کند تا مثل ما به حال خوش برسند. «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» قطعاََ پس از هر سختی آسانی است و این سختی باعث به وجود آمدن آسایش و راحتی است.
نویسنده: همسفر عطیه رهجوی همسفر امالبنین (لژیون هفدهم)
عکاس: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر نرجس (لژیون پنجم)
ویراستار: همسفر فاطمه رهجوی همسفر امالبنین (لژیون هفدهم)
ارسال مطلب: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سمنان
- تعداد بازدید از این مطلب :
149