English Version
This Site Is Available In English

همسفر؛ بال پرواز مسافر در مسیر درمان

همسفر؛ بال پرواز مسافر در مسیر درمان

پنجمین جلسه از بیست‌ودومین کارگاه‌های آموزشی خصوصی ویژهٔ مسافران، در نمایندگی یحیی زارع میبد، با استادی مسافر مصطفی، نگهبانی مسافر جمال و دبیری مسافر علیرضا، با دستور جلسهٔ «هفتهٔ همسفر: نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران»، روز سه‌شنبه ۹ دی‌ماه ۱۴۰۴،  ساعت ۱۷ آغاز شد.

سخنان استاد:

در کنگره ۶۰، به فرد مصرف‌کننده مواد مخدر که حرکت خود را برای رسیدن به درمان و رهایی آغاز نموده و به عبارتی سفر اول خود را شروع کرده است، مسافر گفته می‌شود و به فرد یا افرادی که او را در مسیر درمان همراهی می‌کنند، همسفر اطلاق می‌گردد. نقش همسفر در کنگره ۶۰ بسیار حائز اهمیت است و می‌توان آن را به بال پروازی تشبیه کرد که مسافر را در مسیر حرکت یاری می‌دهد.

همسفر، همان‌گونه که از نام آن پیداست، کسی است که مسافر را در سفر همراهی می‌کند؛ اما نمی‌تواند بار اعتیاد او را بر دوش بکشد یا به جای او بدهی‌ها و سختی‌ها را پرداخت نماید. تمام سختی‌ها بر عهدهٔ خود مسافر است و نه همسفر و نه هیچ انسان یا موجود دیگری قادر نیست این بار را به جای او حمل کند.

همسفر، پشتیبان و حمایت‌کنندهٔ مسافر است و حضور و همراهی او برای مسافر، اعتماد به‌ نفس و قوت قلب ایجاد می‌کند. اما همسفر زمانی می‌تواند این نقش را به‌ درستی ایفا کند که آموزش دیده باشد و بیماری اعتیاد و چگونگی درمان آن را بشناسد؛ در غیر این صورت، نه‌ تنها کمکی نخواهد کرد، بلکه ممکن است از روی ناآگاهی، در مسیر درمان و رهایی مسافر مانع نیز ایجاد نماید.

برای مثال، برخی خانواده‌ها دائماً مسافر خود را زیر ذره‌بین قرار می‌دهند و کوچک‌ترین تغییرات او را با بدبینی ارزیابی می‌کنند. همواره با نگاه گناهکار به او می‌نگرند، او را کنترل می‌کنند و اگر کمی خسته باشد، دیر بخوابد یا حتی تغییر جزئی در رنگ چشمش دیده شود، بلافاصله قضاوت کرده و حکم می‌دهند که سفرش را خراب کرده یا از برنامه خارج شده است. گاهی حتی به بازرسی مداوم و کنترل تمام تحرکات او می‌پردازند.

این رفتارها ناشی از عدم آگاهی همسفر است. واقعیت این است که اگر تنها بودم، بسیاری از اشتباهاتم را توجیه می‌کردم؛ اما وقتی همسفر داری، به‌خصوص در مسیر درمان و تغییر، دیگر نمی‌توانی همه چیز را به شرایط یا دیگران نسبت بدهی. همسفر ناخواسته شاهد است و همین شاهد بودن، مسئولیت می‌آورد.

البته در اینجا نکتهٔ بسیار مهمی وجود دارد که اگر گفته نشود، مشارکت ناقص می‌ماند: همسفر قرار نیست درمانگر من باشد، قرار نیست به جای راهنما فکر کند و قرار نیست بار من را به دوش بکشد. اگر از همسفر انتظار نجات داشته باشم، هم خودم را آزار می‌دهم و هم او را.

نقش همسفر، همراهی آگاهانه است؛ نه کنترل، نه فداکاری افراطی. من یاد گرفتم که داشتن همسفر یعنی کمتر دروغ گفتن به خودم، زودتر دیدن خطاهای خودم و مهم‌تر از همه، تمرین مسئولیت‌پذیری در زندگی واقعی، نه فقط در جلسات. اگر همسفر نباشد نیز می‌توان رشد کرد؛ اما اگر همسفر باشد و درست فهمیده شود، مسیر درمان واقعی‌تر، انسانی‌تر و قابل لمس‌تر خواهد شد. این، تجربهٔ شخصی من از داشتن همسفر است.

مرزبان کشیک: مسافر سعید
ویراستار: مسافر ناصر (لژیون اول)
تایپ: مسافر علی (لژیون هشتم)
عکس: مسافر احسان (لژیون سوم)
ارسال خبر: مسافر سعید (لژیون دوم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .