جلسه هشتم از دوره اول سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ روزهای سهشنبه نمایندگی شیروان به استادی همسفر محسن، نگهبانی مسافر حسن و دبیری مسافر نظیربا دستور جلسه " هفته ی همسفر " نهم دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محسن هستم یک همسفر. ابتدا از ایجنت محترم و گروه مرزبانی ممنونم که به من فرصت دادند تا در این جایگاه قرار بگیرم و از شما عزیزان آموزش بگیرم.از خداوند سپاسگزارم که بار دیگر فرصتی عنایت فرمود تا بتوانم در این محفل نورانی خدمت صادقانهای انجام دهم. امید دارم با یاری خداوند بتوانم مطالب را بهصورت روشن و آسان، به نظر شما عزیزان برسانم.
نخست، جشن همسفر را به استاد جهانبینی، دکتر امین دژاکام، خانم آنی کماندار، مهندس حسین دژاکام و خانوادهی بزرگ کنگره ۶۰، بهویژه اعضای نمایندگی شیروان تبریک عرض میکنم. انشاءالله هفتهای سرشار از خیر و برکت پیشرو داشته باشیم و این جشن را به بهترین شکل برگزار کنیم.
ترجیح میدهم صمیمانه و از دل سخن بگویم؛ زیرا کنگره 60 جایی است که باید با دل صحبت کرد.حال، اجازه دهید دربارهی مفهوم «همسفر» و «مسافر» کمی تأمل کنیم.
سفر، حرکت از یک مبدأ معلوم به مقصدی معلوم است؛ سفری از ظلمت به روشنایی، از جهل به دانایی، از بیایمانی به ایمان، و از ناامیدی به امید. این، معنا و جوهر سفر است.مسافر، کسی است که تصمیم گرفته درمان شود؛ فردی که قدم در مسیر رهایی نهاده و به کنگره آمده تا در این مکان مقدس به بهبودی برسد.
درمان در کنگره نهتنها ممکن، بلکه قطعی است.
اما همسفر کیست؟ همسفر نیز در واقع مسافری است که سفری درونی را آغاز کرده است. اگر مسافر دچار تخریب جسمی ناشی از مصرف مواد بوده، همسفر نیز تخریب روحی و روانی را تجربه کرده است، شاید حتی سختتر از مسافر. همسفر بار رنج و اضطراب شبهایی را بر دوش داشته که شاهد مصرف و نابسامانی عزیزش بوده است؛ تا مرز ناامیدی و فروپاشی پیش رفته، اما باز ایستاده است. پس حضور در کنگره برای هر دو، فرصتی برای درمان و یافتن آرامش است. ما به کنگره نمیآییم تا فقط دیده شویم؛ بلکه میآییم تا خود را بسازیم، درمان شویم، حال خوش را درک کنیم و آن را به دیگران در بیرون منتقل کنیم. حال خوش در بیرون از این مکان کمیاب است، اما اینجا سرچشمهی حال خوش و آرامش واقعی است. پس باید قدر این مکان و آرامش حاصل از آن را بدانیم، قدر آن همسفری را که در کنار ماست و با ما سفر میکند نیز پاس بداریم.

پروندهی همسفر از زمانی گشوده شد که جناب مهندس در تهران فعالیت درمانی را آغاز کردند. مسافران هنگام مراجعه، معمولاً اعضای خانواده را به همراه داشتند. حضور آنها در بیرون از محل جلسات مشکلاتی ایجاد میکرد. بنابراین مهندس با درایت تصمیم گرفتند همسفران نیز وارد ساختمان شوند و همان آموزشهایی را دریافت کنند که مسافران دریافت میکنند از وادیها گرفته تا پروتکلها و جهانبینی.
در حقیقت، همسفر همان آموزههای بنیادین کنگره را فرا میگیرد تا بتواند در کنار مسافر، نقش حمایتی و درمانی خویش را ایفا کند. به باور من، همسفر نجاتغریق است؛ پرستاری است که در مسیر درمان، با عشق و دانش قدم برمیدارد. او جعبهی کمکهای اولیهی روح مسافر است، ضامن سلامت سفر است و با آموزش، میتواند در لحظههای بحرانی یاریرسان باشد. اگر آموزش نداشته باشد، همچون پرستاری است که نمیداند چگونه زخم را بانداژ کند یا نجاتغریقی که بدون تمرین وارد آب شده است. تنها از طریق آموزش است که میتوان به حال خوش رسید و دیگران را نیز به آن رساند. همسفری که آموزش دیده باشد، زبان مشترک با مسافر پیدا میکند؛ اما اگر آموزش ندیده باشد، این دو بهنوعی با زبان متفاوت سخن میگویند.
درمان در کنگره بر پایهی سه رکن است: جسم، روان و جهانبینی. ورزش نیز بخشی از جهانبینی درمان محسوب میشود و نقش بسزایی در تثبیت بهبودی دارد.
اکنون که در آستانهی جشن همسفر هستیم، بیایید با خودمان صادق باشیم؛ در این جشن، به پاس زحمات و مهربانی کسانی گرد هم آمدهایم که برایمان وقت، عمر و عشق صرف کردهاند. هرچند قدردانی ما نمیتواند پاسخگوی همهی رنجهای آنان باشد، اما همین احساس سپاس و توجه قلبی ارزشمند است.
جناب مهندس فرمودهاند: همواره به رسم قدردانی، پاکتی تهیه کنیم که در آن نوشتهای صمیمانه و هدیهای هرچند کوچک باشد؛ خواه نقدی، خواه رمزی، یا هر آنچه نشاندهندهی عشق و احترام است. این عمل نمادی است از آگاهی، انسانیت و قدرشناسی.
امیدوارم در این مسیر نورانی، همسفر و مسافر هر دو به حال خوش و آرامش حقیقی دست یابند.
مرزبان خبری: مسافر صادق
تایپ: مسافر بهرام لژیون پنجم
ویراستاری و ارسال: مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
121