English Version
This Site Is Available In English

همسفر؛ قوت‌ قلب مسافر

همسفر؛ قوت‌ قلب مسافر

«خداوند از میان بندگان خود همسفرانی را یاری نمود تا با پیوند محبتشان، سایه‌بان و جان‌پناهی بر حرارت و سرمای وجودی مسافران خواهان عبور از گذرگاه‌های دشوار اعتیاد گردند و نیز با مفهوم مهربانی، رهایی خود و بستر رهایی مسافرشان را فراهم می‌آورند.»
گفت‌وگویی را با راهنما همسفر لیلا و مسافرشان راهنما مسافر محمد به مناسبت «هفته همسفر» ترتیب داده‌ایم. امیدواریم مورد توجه و عنایت شما عزیزان قرار بگیرد.
همسفر لیلا و مسافرشان محمد با بیش از 10 سال تخریب با آنتی‌ایکس مصرفی شیره، تریاک، قرص وارد کنگره شدند و با متد DST و داروی اپیوم خوراکی به مدت 11 ماه به راهنمایی مسافر امیرهوشنگ و همسفر نیره سفر کردند و در حال حاضر 9 سال 9 ماه  است که به لطف خدا و دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. ورزش ایشان در کنگره شطرنج و مسافرشان فوتبال است. ایشان مسافر لژیون تغذیه‌ سالم به راهنمایی همسفر پریا هستند و با وزن اولیه 62 کیلوگرم سفر خود را آغاز کردند و وزن فعلی 50 کیلوگرم است. همسفر لیلا توفیق خدمت در جایگاه‌‌های دبیر و نگهبان جلسات خصوصی، نگهبان لژیون سردار، دنوری، راهنمای تازه‌واردین، مسئول امتحانات، راهنمای دی‌اس‌تی و ایجنتی را داشته‌اند.

به نظر شما چه کسانی در کنگره ماندگار می‌شوند و چه عاملی باعث شد که شما در کنگره ماندگار شوید؟
راهنما همسفر لیلا:
افرادی در کنگره ماندگار می‌شوند که در ابتدا آموزش‌های لازم را دریافت کرده‌اند و دارای هدف مشخصی هستند؛ البته این هدف ممکن است رهایی و رسیدن به حال خوش و نیز خدمت‌کردن باشد که شخص برای رسیدن به آن‌ها تلاش می‌کند. علت این‌که من تا به امروز در کنگره ماندگار هستم و حضور دارم؛ لذت خدمت‌کردن و همچنین دریافت آموزش‌هایی که همیشه جریان دارد، بوده است.

آیا شما در ابتدا مایل به حضور همسفرتان در کنگره بودید و همسفرتان چگونه جذب کنگره شدند؟
راهنما مسافر محمد:
بله من از همان ابتدا مایل به حضور ایشان در کنگره بودم؛ اما در سال 1394 که سفر خودم را در شعبه عطار نیشابور آغاز کردم، گروه همسفران تشکیل نشده بود؛ ولی همسفرم با مشاهده تغییرات در من و هم‌زمان با ورودم به سفر دوم جذب کنگره شدند.

از نظر شما نقش یک همسفر در مقابل مسافرش چیست؟

راهنما همسفر لیلا:
همسفر همان بال پروازی است که آقای مهندس به آن اشاره نموده‌اند. همسفر و مسافر هر دو در کنار هم یک خانواده را تشکیل می‌دهند که هر دو ستون‌های آن هستند. گاهی اوقات اعتیاد مسافر باعث ایجاد بحران و نا‌آرامی در خانواده می‌شود؛ اما یک همسفر به عنوان یکی از ستون‌های خانواده برای حفظ آن باید سعی و تلاش کند تا مسافر در مسیر درمان قرار بگیرد و به تعادل برسد.

نقش همسفرتان را در رسیدن به درمان و جایگاه‌های خدمت خود چگونه می‌بینید؟
راهنما مسافر محمد:

همان‌طور که می‌دانید در کنگره، راهنما‌ها بستر اَمنی برای درمان مسافران فراهم می‌کنند و در محیط خانه نیز همسفر فضایی اَمن و آرامی برای مسافر مهیا می‌کند که این باعث می‌شود یک مسافر در درمان نسبت به مسافری که همسفر ندارد جلوتر باشد. قابل ذکر است که من در جایگاه‌های خدمتم همیشه مورد حمایت همسفرم قرار گرفته‌ام.

حس و حالتان را از این‌که دوره خدمت راهنمایی شما به اتمام رسیده و از شما تجلیل به عمل آمده است را بیان کنید؟
راهنما همسفر لیلا:

خدمت راهنمایی برای من بسیار بابرکت و پرانرژی بود. تحویل‌دادن لژیون و شال راهنمایی واقعاً برای من سخت بود؛ ولی من در کنگره آموزش گرفته‌ام که تابع قوانین باشم و طبق قانون باید این کار انجام شود؛ اما چیزی که باعث شد آن روز حس و حال خوبی داشته باشم، مشارکت رهجویانم و دیگر همسفران بود، همچنین دل‌نوشته‌هایی بود که برایم نوشته بودند، مخصوصاً دل‌نوشته همسفران کوچک که با خط و حس قشنگ خودشان نوشته بودند و برای من بسیار لذت‌بخش بود و اشک مرا جاری کرد و انرژی بسیاری دریافت کردم. خداوند را بابت انجام این خدمت و رسیدن به حال خوش شکر می‌کنم.

آموزش‌های کنگره تا چه اندازه در روابط شما با همسفرتان و خانواده تأثیرگذار بوده است؟
راهنما مسافر محمد:

آموزش‌هایی که من و همسفرم از کنگره دریافت کرده‌ایم، باعث شد که با همدیگر هم‌زبان شویم و حرف یکدیگر را بهتر متوجه شویم؛ البته این آموزش‌ها در خانواده نیز تأثیر‌گذار بود برای مثال دخترم زمانی که در مدرسه انشایش را برای بچه‌ها می‌خواند در آخر آن می‌گفت: ممنون از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید که این کار از نظر معلم او بسیار جالب بود. تمام این‌ها نشان‌دهنده تأثیر شگرف آموزش‌های آقای مهندس است.

بهترین جمله‌ا‌ی که از آقای مهندس در مورد همسفر شنیده‌اید چیست؟
راهنما همسفر لیلا:

بهترین جمله‌ای که در مورد همسفر از زبان آقای مهندس شنیده‌ام این بود: «همسفر، باید خودت را دوست داشته باشی و برای خودت اهمیت قائل شوی.» این جمله و دریافت آموزش‌ها باعث می‌شود که‌ همسفران به خودشان نیز اهمیت دهند و اعتمادبه‌نفس خود را بالا برند و تا حدودی جایگاه خود را در زندگی پیدا کنند.

به نظر شما چرا عده‌ای از همسفران و مسافران بعد از ورود به سفر دوم از کنگره دور می‌شوند؟
راهنما همسفر لیلا:

ما نمی‌توانیم از جانب دیگران صحبت کنیم و بگوییم که چرا به کنگره نمی‌آیند؛ ولی شاید خواسته‌هایشان تغییر می‌کند و نمی‌توانند شرایط را برای حضور در کنگره فراهم کنند.

شما چه توصیه‌ای برای مسافرانی که بدون همسفر سفر می‌کنند دارید؟
راهنما مسافر محمد:

به عقیده من سفر یک‌نفره اصلاً دل‌چسب نیست، حال که من می‌خواهم سفری از نادانی به دانایی را شروع کنم؛ پس چه بهتر است که در این مسیر همسفر داشته باشم تا هر دو به دانایی برسیم و زندگی بهتری داشته باشیم.

گاهی اوقات امکان دارد همسفر به دلیل برگشت مسافرش دچار ناامیدی شود، به نظر شما اولین کار برای مقابله با این ناامیدی چیست؟
راهنما همسفر لیلا:

ناامیدی یکی از سلاح‌های بسیار قوی نیروهای منفی است که در تمام لحظات برای به زانو درآوردن انسان از آن استفاده می‌کنند تا انسان را از مسیر درست خارج کنند. یک همسفر زمانی که دچار ناامیدی می‌شود و همه درها را به روی خود بسته می‌بیند؛ باید به رحمت خداوند امیدوار باشد و با توکل‌کردن به او دلش آرام گیرد و صبر پیشه کند؛ اما در صبر خود بی‌صبری نکند، با تلاش و کوشش به سفر خود ادامه دهد و این را بداند که در ناامیدی بسی امید است و پایان شب سیه سپید است.

با توجه به این‌که شما تجربه چندین سال خدمت در کنگره را دارید، توصیه شما به همسفران شعبه بیهقی چیست؟ 
راهنما همسفر لیلا:

خودم را در جایگاهی نمی‌بینم که برای این عزیزان توصیه‌ای داشته باشم، امیدوارم ما همسفران در کنار هم قدر شرایطی که برای ما فراهم شده است را بدانیم و آموزش‌های لازم را دریافت کنیم و دست از تلاش و کوشش برنداریم و همیشه این جمله را به خاطر داشته باشیم « دیگران کاشتند ما خوردیم، ما بکاریم تا دیگران بخورند.»

دریافت شما از کنگره چه بوده است و کنگره را از نگاه خودتان در یک جمله توصیف کنید؟
راهنما مسافر محمد:

دریافت من از کنگره این بوده است که من را از نظر آموزشی چندین سال جلوتر پیش برد و اگر خواسته باشم در یک جمله کنگره را توصیف کنم این است که کنگره اقیانوسی از دانش و علم بی‌انتهاست که هر لحظه به‌روزرسانی می‌شود.

اگر خاطره یا توصیه‌ای در رابطه با جشن همسفر دارید بفرمائید؟
راهنما همسفر لیلا:

ابتدا جشن همسفر را به آقای مهندس، خانم آنی بزرگ، خانواده محترم ایشان و تمامی همسفران عزیز تبریک عرض می‌کنم. بهترین خاطره من زمانی‌ بود که در جایگاه ایجنتی خدمت می‌کردم و جشن همسفر، استاد جلسه بودم. حس و حال مسافرانی که با عشق از همسفران خود قدردانی می‌کردند را از نزدیک مشاهده کردم و دیدن خوشحالی مسافران و همسفران برایم بسیار لذت‌بخش بود. برای برگزاری این جشن  اگر تمامی اعضا همکاری لازم را داشته باشند، باعث می‌شود جشن خوب و به یادماندنی را در کنار هم تجربه کنند.
از راهنما همسفر لیلا و مسافرشان راهنما مسافر محمد بسیار سپاسگزاریم که وقت گران‌بهای خود را در اختیار ما قرار دادند تا بتوانیم لذت یک مصاحبه به یادماندنی را با آن‌ها تجربه کنیم.

مصاحبه‌کننده و طراح سؤال: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر حانیه (لژیون ششم)
ارسال: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیهقی سبزوار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .