English Version
This Site Is Available In English

حال خوب

حال خوب

مشارکت مکتوب راهنما همسفر زینب
من هم این هفته را در راس به آقای مهندس، اساتید آقای مهندس، خانم آنی بزرگوار، خانم شانی و به تمام همسفران خانواده کنگره۶۰ به خصوص همسفران شعبه زاگرس تبریک می‌گویم. در مورد همسفر، ما اول به واسطه اعتیاد مسافر‌مان وارد کنگره می‌شویم و الان تازه واردینی که وارد کنگره می‌شوند خیلی خوب حسشان را درک می‌کنیم. زمانی که وارد کنگره شدیم به خاطر اعتیاد مسافرمان بود، اصلاً حواسمان نبود که خودمان چقدر تخریب داشته‌ایم. آقای امین خیلی زیبا در مورد همسفر صحبت می‌کند ایشان می‌فرمایند: «همسفر، شاید گریه کند؛ ولی راهش را گم نمی‌کند، همسفر ناامید می‌شود؛ ولی ایمانش را از دست نمی‌دهد، همسفر خیلی از مسائل و سختی‌ها را تجربه می‌کند؛ ولی باز به راهش ادامه می‌دهد» این همان ماهیت زنانگی است که خداوند در وجود زن قرار داده‌است. اگر من به عنوان یک زن یا یک مادر در کنار مسافرم قرار داشته باشم اول باید ببینم ماهیت زنانگی من چه است، خداوند چه قدرت و چه حسی در درون من قرار داده‌است؛ باید از آن استفاده کنم و فکر نکنم که یک انسان ضعیف هستم، تخریب‌هایی که برایم به وجود آمده‌است به خاطر اعتیاد مسافرم و شرایط زندگیم است، شاید به خاطر اعتیاد مسافرم خیلی چیزها را در زندگی از دست داده‌ام، هویت و شخصیت و خیلی چیزهای دیگر را ممکن است برای یک همسفر پیش بیاید. با یک حال خراب وارد کنگره شدیم و فقط به خاطر اینکه مسافرمان درمان شود، اصلاً انگار خودم را فراموش کرده باشم که حال من بدتر از مسافرم است. وقتی که وارد کنگره می‌شوید، چرا می‌گویند مسافر و همسفر باید با هم وارد کنگره شوند؟ چون سطح دانایی که همان مثلث دانایی است با هم رشد کند و زمانی که با هم صحبت می‌کنند حرف‌های همدیگر را متوجه می‌شوند؛ ولی اگر مسافری درمان شود و همسفر در تخریب‌های خودش جا بماند، شاید به قول خودش حالش خوب باشد و هیچ مشکل و مسئله‌ای نداشته باشد؛ ولی این را در ادامه و سالیان سال متوجه می‌شود. آقای مهندس چقدر صفت زیبایی به همسفران داده است «بال پرواز» فکر کنید یک کبوتر می‌خواهد پرواز کند، یک بال ندارد به آن یکی بال احتیاج دارد باید در کنارش باشد و این خیلی مهم است که آن بال پرواز چگونه باشد. آیا می‌آیم که مانع پیشرفت و درمانش شوم؟ آیا می‌آیم که جیبش را بگردم و گوشی‌اش را چک کنم؟ ببینم کجا می‌رود و می‌آید؟ حتی دارم آموزش می‌گیرم داخل کنگره ولی هنوز این افکار درون ذهن من است. زمانی که ما سفر می‌کردیم هم برای خودمان هم برای مسافرانمان بسیار خوب بود، چرا؟ خیلی روی این موضوع فکر می‌کنم که الان چرا مسافران و همسفران اینقدر درگیر هستند و خیلی‌ها به نتیجه نمی‌رسند؟ چون ما همسفران سرمان در کار خودمان بود و به حرف راهنمای خودمان گوش می‌کردیم، مسافرها هم همین شکلی بودند، اصلاً چنین چیزی نداشتیم که بخواهم در کار مسافرم دخالت کنیم. من همسفری که آقای مهندس صفت بال پرواز را به من داده است، اول باید بیایم و خودمان را درمان کنیم. امیدوارم که همسفر خوبی برای مسافرم باشم و به‌ کنگره۶۰ یک زنجیره عشقی باشم که وصل باشم و این عشق و محبت را بتوانم  به همان وادی چهاردهم برسانم و باعث پیشرفت کنگره شوم و همیشه در گفتار، کردار و عمل طوری رفتار کنم که نه تنها در کنگره؛ بلکه بیرون از کنگره بقیه افراد شاید با یک کلامم یک ذره حالشان خوب شود و همینطور در خانواده و برای بچه‌های لژیون‌هم همین طور باشم.

مشارکت مکتوب همسفر فاطمه
من هم این هفته  را به خانم آنی‌بزرگ، خانم شانی، خانم آنی‌کماندار، استاد امین و تمام همسفران عزیز تبریک می‌گویم. همسفر یعنی پشتیبان و همراه مسافر، من زمانی می‌توانم به مسافرم کمک کنم که آموزش‌های کنگره را به خوبی دریافت کرده باشم و آنها را درک کرده باشم. آقای مهندس می‌فرمایند: «زمانی می‌توانید بال پرواز باشید که آموزش‌ها را یاد گرفته‌باشید و آنها را درک کرده باشید، اگر غیر از این باشد نه تنها بال پرواز نیستید؛ بلکه مانع  پرواز می‌شوید» زمانی که وارد کنگره شدم همیشه فکر می‌کردم به خاطر مسافرم می‌آیم؛ ولی زمانی که آموزش‌ها را گرفتم، متوجه شدم من خودم تخریبم خیلی زیاد است. من حال خوبم را مدیون کنگره۶۰، آقای مهندس و راهنمای خوبم هستم. این دو سال که به کنگره می‌آیم، همیشه با ناامیدی می‌آمدم و سرجلسه می‌نشستم، همسفر نرگس بودند که من را با امید به بازگشت به زندگی تشویق می‌کردند. تمام این آموزش‌ها در تمامی سطوح زندگی ما به کار می‌‌آید و باز هم خدا را شکر می‌کنم در کنگره هستم و آموزش‌ها را دریافت می‌کنم و انشالله که بتوانم کاربردی کنم و همسفر خوبی برای مسافرم باشم. خدا را شکر می‌کنم که قدم بزرگی برای خودم برداشتم و وارد لژیون جونز شدم و به خودم افتخار می‌کنم باز هم این هفته را به همه شما عزیزان تبریک می‌گویم.

مشارکت مکتوب راهنما همسفر نرگس
همه ما همسفران به واسطه اعتیاد مسافرانمان وارد کنگره‌۶۰ شدیم. آقای مهندس در روز چهارشنبه خیلی قشنگ در مورد دستور جلسه «هفته همسفر» صحبت کردند. خیلی از اتفاقاتی که در کنگره افتاده است و الان جز قوانین شده است وانجام می‌شود، به صورت اتفاقی بوده است. این حضور همسفران به اجبار بوده‌است و در آن شرایطی که آقای مهندس صحبت کردند که چون همسفران همراه مصرف کنندگانشان بودند و اینکه تعدادشان زیاد بود و شرایط برایشان درست نبود و بیرون از سالن بودند، شرایط طوری پیش آمد که اجازه دادند همسفران هم آموزش‌ها را دریافت کنند، خیلی خوب شد؛ چون خود من جز همسفرانی بودم که با حال خراب وارد کنگره‌۶۰ شدم. من زمانی وارد شعبه زاگرس شدم که مسافرم درمان شده بود و شاید دیگر نیازی به آن همراهی اولیه نداشت؛ ولی از لحاظ روحی و طرز تفکر خیلی به هم ریخته بودم و تنها جایی که توانست کمکم کند و شرایط زندگیم تغییر کند، کنگره بود. خیلی مهم است در خانواده که قلب تپنده آن مادر است، اگر مادر آن آن انرژی را داشته باشد، قطعاً می‌تواند آن را به کل خانواده منتقل کند، اگر آن آگاهی و دانش را داشته باشد، می‌تواند آن دانش و آگاهی را در خانواده پیاده کند؛ پس خیلی مهم است که من به عنوان یک همسفر در کنگره حضور پیدا کردم، شاید هنوز خیلی از نقص‌ها و اشتباهات را دارم ، خیلی مسیر طولانی را باید طی کنم و خیلی آموزش‌ها را باید دریافت کنم؛ ولی می‌دانم که این مسیر برای من است و اگر خواستارش باشم و حرکت کنم،‌ می‌توانم تمام آن نقص‌ها و اشتباهات خودم را برطرف کنم و برای بچه‌هایم مادر نمونه شوم که بتوانند از من بهترین آموزش‌ها را دریافت کنند. مادری که همیشه حالش خراب باشد و از زندگی گلایه کند، به نظر من سربار آن خانواده می‌شود و نمی‌گذارد شرایط زندگی درست تغییر کند و بچه‌هایش پیشرفت کنند، وقتی خودش انرژی نداشته‌باشد، نمی‌تواند آن انرژی را به خانواده هم منتقل کند. وقتی خودم می‌بینم که از نظر شرایط روحی و طرز تفکر چقدر تغییر کردم و چقدر طرز تفکرم از آن افیونی بودن خارج شده است و  در مسیر درستش قرار می‌گیرد و وقتی یک حرفی می‌زنم روی بچه‌هایم چقدر تاثیر دارد. خیلی خوشحالم که در این مسیر هستم که کل اعضای خانواده‌مان در راستای آموزش گرفتن و آموزش صحیح هستیم. تغییراتی که در همسفران وقتی به کنگره‌۶۰ می‌آیند، اتفاق می‌افتد، وقتی می‌بینم حالشان خراب است و چقدر ناامیدی در چهره‌شان مشخص است و بعد از یک مدت می‌بینم که حرکت می‌کنند ،سی‌دی می‌نویسند و آموزش می‌گیرند، می‌بینم چقدر قشنگ حتی چهره‌شان هم باز شده است، روحیاتشان تغییر کرده و با بچه‌ها هماهنگ می‌شوند، همه این‌ها به خاطر این است که آقای مهندس و خانواده‌شان این لطف را در حق من همسفر داشتند که اجازه دادند بیایم و آموزش‌ها را دریافت کنم، از این بابت هزاران بار خدا را شکر می‌کنم که می‌توانم بیایم آموزش بگیرم و در کنار مسافرم قرار بگیرم و هم بتوانیم در مسیر کنگره‌۶۰ جز خدمتگزاران باشیم.  درست است که شاید یک بخش از اتفاقاتی که در زندگی افتاده است، مربوط به مسافرم می‌شود، شاید خیلی تخریب‌ها مربوط به اعتیاد مسافرم می‌شود؛ ولی یک طرف آن زندگی من هستم پس اگر قرار است الان درست شود، نیاز است هر دوی ما کنار هم بازسازی را انجام دهیم، وقتی هر دو یکجا آموزش می‌گیریم، قطعاً می‌توانیم بهترین تغییرات را در زندگیمان به وجود آوریم. هفته همسفر را به همه عزیزان تبریک می‌گویم.

مشارکت مکتوب راهنما همسفر نرگس
این هفته را در راس به آقای مهندس، خانواده محترمشان و خانم آنی بزرگ تبریک می‌گویم و امیدوارم که همیشه شاد و سلامت باشند و در این مسیری که هستند ما هم از آموزش‌هایشان استفاده کنیم. این هفته را به همه همسفران در همه شعب در سراسر کشور تبریک می‌گویم. امیدوارم که همه ما قدر این همسفر بودن را بدانیم، اینکه روی این صندلی نشستیم به آسانی به دستمان نرسیده است. استاد امین می‌فرمایند: «کنگره یک بلیط و دعوتی برای همسفر است و برای اینکه یک همسفر بتواند این بلیط را تهیه کند، شرطش این است که یک مصرف کننده داشته باشد» شاید گاهی اوقات فکر می‌کردیم که چرا همیشه من؟ چرا من باید مصرف‌کننده داشته‌باشم و چرا… اما الان که در جایگاه همسفر هستیم، می‌بینیم که خداوند به ما لطف کرده که یک مسافر در زندگی ما قرار داده است تا ما به واسطه آن مسافر بتوانیم وارد کنگره شویم و از آموزش‌هایی که در کنگره است، استفاده کنیم. هفته همسفر، هفته‌ای است که هر همسفر باید برگردد و ببیند که قبل از کنگره چطور بوده است و الان که در کنگره قرار دارد به چه شکل است، چقدر آموزش گرفته و چقدر از این آموزش‌ها استفاده کرده و آنها را کاربردی کرده است. اگر من همسفر وارد کنگره نمی‌شدم و اگر آقای مهندس این تدبیر و تفکر را نداشتند که عنوان همسفر را به ما بدهند، شاید ما هنوز هم در آن جهل و ناآگاهی خودمان بودیم و در آن ناامیدی خودمان قرار داشتیم، شاید مسافرمان خوب شده بود، کنگره می‌آمد و آموزش‌ها را دریافت می‌کرد؛ ولی همان زندگی قبل برای ما جریان داشت، اصلاً حرف همدیگر را نمی‌فهمیدیم، مسافر رشد کرده بود و آموزش دیده بود و من همسفر همان پایین قرار داشتم. از آقای مهندس خیلی سپاسگزارم که اجازه دادند ما هم وارد کنگره شویم، از آموزش‌ها استفاده کنیم و بتوانیم در کنار مسافرمان قدم برداریم، شاید همیشه روبروی مسافران قرار می‌گرفتیم؛ اما وقتی به کنگره آمدیم، یاد گرفتیم که در کنارش باشیم، یاد گرفتیم در کنار یکدیگر پیش برویم، اگر مشکلی برایمان پیش می‌آید در کنار یکدیگر آن را حل می‌کنیم و یاد گرفتیم که به بچه‌هایمان یاد دهیم که در کنار ما قدم بردارند. همه آموزش‌هایی که در کنگره می‌گیریم برای رشد خودمان است، شاید آن اول برای این بود که بیاییم و مواظب مسافرمان باشیم و همراه او باشیم و ببینیم چه کار می‌کند؛ اما وقتی در مسیر کنگره قرار می‌گیریم، می‌بینیم که چقدر خود ما نیاز داریم، چقدر سیستم ایکس خودمان به خاطر افکارمان تخریب شده است و چقدر خودمان نیازمند این آموزش‌ها هستیم. خدا را بسیار سپاسگزارم بابت این مسیری که بر سر راه من قرار داد و امیدوارم که هر کسی که نیازمند این مکان است، خداوند اذن و اجازه این را برای او صادر کند که وارد این مکان شود. امیدوارم هر همسفری که وارد کنگره می‌شود بفهمد که کجا آمده است و اینجا را درک کند و تلاش کند که تخریب‌های خودش را درست کند، اگر هر همسفر اینطور حرکت کند مطمئناً مسافر هم خیلی خوب حرکت می‌کند و به رهایی می‌رسند.
 

ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم) دبیر سایت

همسفران نمایندگی زاگرس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .