.jpg)
همسفر بهار؛ هفته همسفر که میرسد، دلم پر از حرفهایی میشود که سالها در سکوت نگاه داشتهام. حرفهایی از جنس صبر، بغضهای فرو خورده و امیدهایی که آرامآرام در دل جان گرفتهاند.
همسفر بودن فقط کنار کسی راه رفتن نیست؛ همسفر بودن یعنی ماندن، حتی وقتی خستهای، حتی وقتی دلت میخواهد رها کنی.
در مسیر درمان یاد گرفتم که همسفر قرار نیست ناجی باشد. قرار نیست کسی را به زور نجات دهد. همسفر فقط باید حضور داشته باشد؛ آرام، محکم و آگاه. در سیدی «احساس همسفر» فهمیدم که گاهی باید از خود، از خواستهها و توقعهایم عبور کنم تا بتوانم در کنار مسافرم بایستم.
همسفر بودن یعنی یادگرفتن صبر، آن هم نه صبر از سر اجبار، بلکه صبری از جنس آگاهی. یعنی قبول کنم، مسیر درمان پر از فراز و نشیب است و قرار نیست همهچیز سریع و آسان درست شود. من هم در این راه رشد کردم، زمین خوردم، دوباره بلند شدم و فهمیدم که من هم به درمان نیاز دارم.
گاهی اوقات که مسافرم در سکوت فرو میرفت و نگاهش پر از خستگی بود، من فقط نگاهش میکردم و دعا میکردم. یاد گرفتم قضاوت نکنم، سرزنش نکنم و به جای حرفهای زیاد، با رفتارم امید بسازم. فهمیدم همسفر میتواند آینه باشد، بیصدا؛ اما شفاف.
همسفر بودن یعنی روشن کردن یک چراغ کوچک، درست زمانیکه همهچیز تاریک به نظر میرسد. یعنی یادآوری اینکه هیچ مسیری بیدلیل نیست و هیچ تغییری بدون آگاهی اتفاق نمیافتد. یعنی باور داشتن به رهایی، حتی وقتی ترس هنوز در دل زنده است.
امروز بیشتر از همیشه میفهمم که همسفر بودن یعنی پذیرفتن ندانستنها. یعنی گاهی فقط گوش دادن، گاهی فقط سکوت کردن و گاهی فقط اعتماد داشتن به مسیر. همسفر بودن یعنی دل سپردن به آموزش، حتی وقتی دلت میلرزد.
یاد گرفتم که اگر حال خودم خوب نباشد، نمیتوانم حال کسی را خوب کنم. پس قدمبهقدم، آرام و بیعجله، شروع کردم به ساختن خود. فهمیدم رهایی از درون من هم آغاز میشود.
در این مسیر، اشکهایم شاهد هستند که همسفر بودن چقدر سخت است؛ اما لبخندهای امروز، گواه زیبایی این راهاند. راهی که با صبر، آموزش و با ایمان معنا پیدا میکند.
در این هفته، دلم میخواهد دست همه همسفران را بفشارم؛ آنهایی که بیادعا ماندند، صبوری کردند و جنگیدند بیآنکه دیده شوند. شما ستونهای خاموش این مسیر هستید.
و امروز با تمام وجود میگویم:
همسفر بودن سخت است،
اما زیباست…
چون در این راه، نه فقط فرد مصرفکننده،
که دلِ خودِ ما هم، آرامآرام به رهایی میرسد.

همسفر زهرا؛ همسفر، بهانهای است برای گفتنِ دوستت دارم، فرصتی است مغتنم تا به پاس همراهی بیدریغ و حضور ارزشمند، ادای احترام ویژه به همسفران کنگره۶۰ داشته باشیم. این هفته، نهتنها یادآور رنجها و سختیهایی است که این عزیزان در مسیر پرفراز و نشیب درمان متحمل شدهاند، بلکه ستایشی است از صبر، ایثار و عشقی که در تار و پود زندگیشان تنیده شده است. همسفران، ستونهای استوار خانواده و همراهان وفادار سفر اول، نقش حیاتی در إعاده تعادل و بازیابی سلامت روحی و جسمی عزیزانشان ایفا میکنند.
در کنگره۶۰، همسفر تنها یک همراه نیست، بلکه یک درمانگر، راهنما و یک نیروی محرکه است. او با درک عمیق از درد و رنج عزیز خود، با صبوری و متانت، قدم به قدم در مسیر رهایی از بند اعتیاد او را همراهی میکند. در لحظات ناامیدی، امید و در تاریکی، چراغی فروزان است. بدون حضور پررنگ و حمایت بیدریغ همسفران، عبور از این مرحله دشوار درمان، بسیار سختتر و شاید ناممکن است.
این هفته، فرصتی است تا از تمام همسفران، مادران و پدران صبور، از همسفران فداکار، فرزندان فهمیده و خواهران و برادران دلسوز، تشکر کنیم. بهپاس تمام لحظاتی که در کنار عزیزانشان ایستادند، اشکهایشان را پاک کردند و لبخند را به لبانشان نشاندند. شما همسفران عزیز، نماد عشق بیقید و شرط و نمونهای از ایثار هستید. کنگره۶۰ قدردان حضور شماست و این هفته را به شما تبریک میگوید. باشد که در سایه الطاف الهی، همواره در مسیر سلامتی و شادی گام بردارید.
یک همسفر با صبوری، عشق را تمرین میکند و با حضور خود، خانه را گرم و دل را آرام نگه میدارد. در نگاه کنگره۶۰، همسفر نهتنها همراه زندگی، بلکه ستون پایدار خانواده و نقشآفرینی مؤثر در شکل گرفتن نظم، آرامش و سلامت روان است.
در مسیر درمان، آموزش و پژوهش، حضور آگاهانه و مسئولانه همسفران، بهویژه در جایگاه همسفر، نقش تعیینکننده دارد. صبر، درک، محبت و حمایت همسفران، بستر مناسبی برای حرکت صحیح مسافران فراهم میآورد و مسیر رسیدن به تعادل را هموار میسازد. این همراهی آگاهانه، جلوهای از عشقِ عملی و تعهد است که ثمره آن، استحکام بنیان خانواده و سلامت جامعه خواهد بود.
کنگره۶۰ با تأکید بر آموزش و اصلاح جهانبینی، همواره نقش همسفر را بهعنوان یکی از ارکان اصلی رشد و بازسازی فردی و جمعی مورد توجه قرار داده است؛ چراکه خانواده سالم، نتیجه تعامل صحیح، احترام متقابل و مسئولیتپذیری همسفران است و این امر مهم، جز با آموزش، صبر و عمل سالم محقق نخواهد شد.
هفته همسفر را گرامی میداریم و از تمامی همسفران پرتلاش کنگره۶۰ که با حضور مؤثر، نگاه مسئولانه و عشق آگاهانه، مسیر درمان و آموزش را هموار میسازند، صمیمانه قدردانی میکنیم. برای همه این عزیزان، سلامتی، آرامش، تفاهم پایدار و توفیق روزافزون در مسیر دانایی و خدمت آرزومندیم.

همسفر مریم؛ گاهی مسیر رهایی، سختتر از آن است که بتوانی تنها قدم در آن بگذاری. در میانه تاریکیها و تردیدها، جایی در کنار دلِ آشوبزده مسافر، نوری آرام و بیادعا میدرخشد، نوری به نام همسفر.
او نوریست که نهتنها راه را روشن میکند، بلکه به مسافر یاد میدهد چگونه از درون تاریکی، نور را بشناسد و خودش به روشنایی تبدیل شود.
همسفر یعنی قلبی سرشار از صبر، چشمی امیدوار و دستی که بیهیاهو خستگی شانه مسافر را میگیرد، یعنی باور داشتن به عشق، حتی زمانیکه همهچیز در هالهای از ناامیدی فرو رفته است، یعنی کسی که در کنار مسافر، درد را تجربه میکند؛ اما هرگز از امید جدا نمیشود. او زیباترین معنا عشق بدون شرط است، عشق به زندگی، عشق به انسان، عشق به رهایی.
در کنگره۶۰، اگر مسافر در جستوجوی آرامش و آزادی است، همسفر تجسم آرامش در مسیر است. او با ایمان و صبوری، سهم بزرگی در ساختن این مسیر دارد. گاهی با یک نگاه، با یک کلام، با یک حضور بیادعا، دلِ خسته مسافر را دوباره به حرکت و امید وامیدارد. او میداند که رهایی تنها برای مسافر نیست، رهایی برای هر دو است، برای دلهایی که در کنار هم یادگرفتهاند چگونه از تاریکی عبور کنند و به روشنایی برسند.
به تمام همسفران عزیز، به تمام دلهای لطیف، استوار و صبور که در سکوت، چراغ ایمان را روشن نگه داشتهاند، به بانوان و مردانی که معنا واقعی همراهی را با عمل و عشق نشان دادهاند، با تمام احترام و عشق میگویم: «هفته همسفر مبارک»
باشد که حضور پاک و بیریا شما، همواره منبعی از عشق، امید و آرامش برای همه اعضاء کنگره۶۰ باشد و یادمان نرود که پشت هر رهایی، قلبی عاشق و همسفری آگاه ایستاده است.

همسفر الهه؛ آنچه باور است، محبت است و آنچه نیست ظروف تهیست.
در ابتدا، هفته همسفر را به خانم آنی بزرگوار و تمام همسفران کنگره۶۰ صمیمانه تبریک عرض میکنم. میخواهم بگویم اگر من به عنوان همسفر در این جایگاه قرار دارم، همه اینها به خاطر مسافرم است. اگر مسافرم به کنگره نمیآمد، من نیز امروز در این جایگاه نبودم.
همسفر، بال پرواز برای مسافر است، مسافری که همسفر دارد، مانند پرندهای است که هر دو بالش سالم و هماهنگ حرکت میکند؛ اما مسافر بدون همسفر، همچون پرندهای است که یک بال دارد و پرواز با یک بال امکانپذیر نیست.
شاید من در زندگی فراز و نشیبهای بسیاری را تجربه کردهام و اصلاً حالخوب و مساعدی نداشتم. ناامید از همهچیز و همهجا فکر میکردم زندگیام خراب و ویران شده است؛ اما با ورود به کنگره۶۰ و بهرهگیری از آموزشهای ناب آن، توانستم از ناامیدی و ترس رهایی یابم.
زمانیکه وارد کنگره شدم، به خودم گفتم: مگر من معتاد هستم؟ نمیدانستم که تخریبهای من حتی بیشتر از مسافرم است. مسافر زمانیکه وارد کنگره میشود، حال خوبی ندارد و نمیداند که باعث تخریبهایی در خانوادهاش نیز شده است. مسافری که عاقل باشد و آموزشهای درست دریافت کرده باشد، همسفر خود را نیز به کنگره میآورد تا او نیز از آموزشهای کنگره بهرهمند شود و بتوانند با کمک هم از مشکلات و فراز و نشیبهای زندگی عبور کنند.
خداوند را شاکر هستم که وارد کنگره۶۰ شدم تا بتوانم آموزش بگیرم و با استفاده از سیدیها بسیاری از مشکلات زندگی خود را حل کنم؛ زیرا کلید حل بسیاری از مسائل در سیدیها نهفته است.
در نهایت، منِ همسفر با ورود به کنگره به حالخوش و آرامش دست یافتم. بار دیگر، این هفته قشنگ را به تمام همسفران کنگره۶۰ تبریک میگویم.
تنظیم و ارسال: همسفر زکیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیکآباد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
222