English Version
This Site Is Available In English

فرشته‌های زمینی در مسیر نور

فرشته‌های زمینی در مسیر نور

 مشارکت همسفران نمایندگی بوئین‌زهرا در باب دستور جلسهٔ «هفتهٔ همسفر: نقش همسفرانِ خانم و آقا، در درمان اعتیادِ مسافران»

این روز را به همهٔ همسفرهای عزیز، علی‌الخصوص همسفر آقای مهندس، خانم آنیِ بزرگ که اولین همسفر کنگرهٔ ۶۰ هستند، تبریک و تهنیت عرض می‌کنم.جمله‌ای که به ذهنم خطور کرد این بود که باید تمام تلاش خود را بکنیم تا به همسفرِ حقیقی بودن برسیم؛ یعنی اصلاً کار ما همین است.

هیچ‌کس نمی‌تواند بدون خطا باشد یا ادعا کند که همیشه درست عمل می‌کند.نظر من این است که وقتی مسافری درست حرکت نمی‌کند و همسفر از او گلایه می‌کند، مطلبی در کنگره داریم که می‌گوید: «همه چیز در درون و برون ماست».

وقتی من با یک مسئله روبه‌رو می‌شوم و نمی‌توانم آن را حل کنم، نباید در بیرون از خودم دنبال راه‌حل باشم؛ باید ریشهٔ مسئله را در وجود خودم بیابم و بازش کنم. در طول مدت سفرم، فقط زمان‌هایی حالِ خوب داشتم که هنگام روبه‌روشدن با مسائل بیرونی، به جست‌وجوی راه‌حل در بیرون نمی‌پرداختم و به درونم مراجعه می‌کردم تا ببینم کدام گره باعث شد من با این مسئله مواجه شوم؟!

همهٔ ما همسفرها اگر دوربینمان را روی خودمان بیندازیم، بهتر در مسیر خود پیش می‌رویم. همهٔ نزدیکان، افرادی هستند که بین ما پیوند محبت وجود دارد و به‌خاطر این پیوند محبت، اگر هر کدام از ما در تاریکی فروبرویم، آن یکی را هم با خود می‌بریم؛ پس با این دیدگاه چرا تلاش نکنیم با حرکت به سمت نور، آن‌ها را به سمت روشنایی بکشانیم؟!

به‌جای حسِ قربانی بودن، چرا خالق زندگی خود نباشیم و به سمت روشنایی حرکت نکنیم؟!

البته این ورود و خروج‌ها طیف دارد و برای هرکسی زمان و درجهٔ آن متفاوت است؛ پس ناامیدی بر هیچ‌کس جایز نیست. با همهٔ وجودم، این هفته را به همهٔ فرشته‌های زمینی تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم بهترین‌ها نصیب و روزیِ شما شود.

نویسنده: همسفر فریبا، رهجویِ راهنما همسفرِ آمنه (لژیون دوم)

زندگی دفتری از خاطره‌هاست؛ یک نفر در دلِ شب، یک نفر در دلِ خاک،یک نفر همدمِ خوشبختی‌هاست، یک نفر همسفرِ سختی‌هاست.چشم تا باز کنیم، عمرمان می‌گذرد؛ آنچه باقی است فقط خوبی‌هاست.

همسفر یعنی عشق‌ورزیدن، همسفر یعنی از خود گذشتن، همسفر یعنی بدون هیچ دریغی محبت‌کردن. همسفر یعنی همراهِ همیشگیِ مسافر، همسفر یعنی دو بالِ پروازِ مسافر؛همسفر همانند شمعی است که می‌سوزد و آب می‌شود تا به مسافرش گرمی ببخشد و او را به هدفش برساند. زندگی فراز و نشیبِ زیادی دارد؛ سختی‌هایی دارد که باید آن‌ها را با صبوری طی کنی تا به آسایش و آرامش برسی؛ تاریکی‌هایی دارد که باید آن‌ها را تجربه کنی تا به نور و روشنایی برسی…

خداوند را هزاران بار شکر می‌کنم که به من صبر عطا نمود تا سختی‌های زندگی را پشت سر بگذارم.خداوند را شاکرم که به من توانایی عبور از تاریکی را داد و مرا به سمت روشنایی‌ها هدایت کرد.

خداوند را سپاسگزارم که به من لیاقت همسفر بودن را عطا کرد.من یک همسفر هستم؛همسفری که پابه‌پای مسافر همراهش بود و مایهٔ دلگرمیِ او شد،همسفری که از همهٔ هدف‌هایش گذشت تا مسافرش را به هدفش برساند،همسفری که باعث تولد دوبارهٔ مسافرش شد.

با نوشتن این جملات، لحظاتی از زندگی‌ام در ذهنم تداعی می‌شود که معنای همسفر بودن را برایم به‌درستی آشکار می‌کند.با تک‌تک سختی‌ها کنار آمدم و با تمام وجودم مسافرم را همراهی کردم تا به رهایی و حالِ خوش رسیدیم.

هر روز خداوند را هزاران بار سپاس می‌گویم؛ خداوند را شکر می‌کنم که در این مکان حضور یافتم تابه‌حال خوش برسیم و به انسان‌های دیگر نیز خدمت کنم.اینجانب همسفر خدیجه، هفتهٔ همسفر را خدمت خانوادهٔ کنگرهٔ ۶۰ و در رأس، به خانم آنی تبریک عرض می‌کنم و از راهنمای بسیار خوبم، خانم اعظم، تشکر می‌کنم.

امیدوارم در کنگره ثابت‌قدم باشیم و شاهد رهایی مسافران و همسفران باشیم.

نویسنده: همسفر خدیجه، رهجویِ راهنما همسفرِ اعظم (لژیون اول)

عکاس: همسفراعظم شریف، رهجویِ راهنما همسفر اعظم (لژیون اول)

ویراستاری و ارسال: همسفر مینا، رهجویِ راهنما همسفر اعظم، دبیر سایت (لژیون اول)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .