English Version
This Site Is Available In English

کنگره فراتر از درمان اعتیاد مسافرم به من داده است

کنگره فراتر از درمان اعتیاد مسافرم به من داده است

همسفر شهناز رهجوی لژیون دهم از نمایندگی رودکی در دلنوشته خود با دستور جلسه (هفته همسفر: نقش همسفران خانم و آقا در درمان اعتیاد مسافران) چنین نوشت:

از خانم اعظم عزیزم ممنونم که راه گشا شدند تا راهم را هموار سازم. چرا همسفر با اینکه مسافر او درست سفر نمی‌کند یا اصلاً سفر نمی‌کند ولی همسفر همچنان در کنگره می‌ماند و آموزش می‌گیرد؟ با خودم فکر می‌کردم و برگشتم به قبل از کنگره که اعتیاد سایه سیاهی‌اش را انداخته بود و عشق و محبت و آرامش را از من گرفته بود و تبدیل به یک آدم افسرده شده بودم فکر می‌کردم زندگی برایم به آخر رسیده است. به زمان‌بندی خدا ایمان دارم زمانی درب کنگره را برایم باز کرد که پیله‌ای از تنهایی دور خودم پیچیده بودم و انقدر موضوع اعتیاد مسافرم را با کسی مطرح نکرده بودم تبدیل به باری از غم شده بود. ناامیدی کم‌کم به امید تبدیل شد و حال خوبم را دوباره تجربه کردم.
واقعا الان که چهار سال می‌گذرد می‌اندیشم احساس می‌کنم آن زمان سرمای ۶۰ درجه زیر صفر را تجربه کردم آنقدر افسرده بودم که دلم می‌خواست فقط تنها باشم و تمام ذهنم از چراهایی که برایم سوال بود و از خدا هم طلبکار بودم. شاید حال بدم دست کمی از مسافرم نداشت.
کنگره شهناز ناامید را تبدیل به کسی کرد که امید، ایمان و صبر را واقعی تجربه کرد به نظر خودم آن زمان قبل کنگره صبور نبودم آن چه که اطرافیان می‌گفتند در واقع باری از اندوه را تحمل می‌کردم. کنگره و راهنماهای عزیزم صبر کردن را به من آموزش دادن وقتی ایمان داشته باشی آن زمان با تمام وجود صبر را می‌توان حس کرد. به نقطه‌ای رسیدم که پذیرفتم تا زمانی که اعتیاد مسافرم را نپذیرم قرار نیست اتفاقی که منتظر آن هستم رخ بدهد، در واقع تغییر از من باید شروع شود تا تاثیرگزار باشد. خدا را شکر کنگره درست زیستن را به من آموخت که در گذشته زندگی نکن و احساست را تغییر بده. حس اولین نیرویی است که می‌تواند روی مسافرم و فرزندانم، روی اطرافیانم موثر باشد. دیدگاهم را تغییر دادم در گذشته افرادی را در اعتیاد مسافرم  و مشکلاتی که به همراهش برایم اتفاق افتاده بود مقصر می‌دانستم و تنفر را در دلم کاشته بودم؛ ولی پذیرفتم که اشتباه می‌کردم وقتی درکشان کردم و آموزش گرفتم توانستم به آرامش برسم. الان از خودم سوال کردم، شهناز توانستی از خودت راضی باشی و به عنوان یک همسفر به خودت افتخار کنی؟ خدا را شکر با تغییراتی که در من به وجود آمد می‌توانم بگویم هنوز باید روی خودم بیشتر آموزش‌ها را کاربردی کنم تا بگویم صد در صد، ولی به خودم افتخار می‌کنم که ماندم و با تلاش بیشتر ادامه می‌دهم تا به هدفم برسم حتی اگر مسافرم سفر نمی‌کند من باز سپاسگزار کنگره هستم.
زندگی بعد از کنگره برایم زیباتر شد فراتر از درمان اعتیاد مسافرم به من داده و راهم را ادامه می‌دهم. قطعا مسافرم خواهد آمد و به رهایی با حال خوب می‌رسد و نوبت باران ما هم محفوظ است. زمانی که پیمان بستم عهد کردم در مقابل قدرت مطلق که به انسان‌هایی که در ناامیدی هستند کمک کنم تا به رهایی برسند و مسئول هستم و از خداوند می‌خواهم در این مسیر ثابت قدم باشم. از راهنمای خوبم خانم اعظم عزیزم بی‌نهایت سپاسگزارم انشالله بهترین‌ها سهم قلب مهربان ایشان باشد، هر چقدر عشق و محبت می‌دهند هزاران برابر دریافت کنند.

عکاس: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دهم)
ویرایش، تنظیم و ارسال مطلب: نگهبان سایت همسفر نگین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .