English Version
This Site Is Available In English

همسفر یعنی تیمار و همراه مسافر

همسفر یعنی تیمار و همراه مسافر

چند صباحی ست بال پروازی شده‌ام که پرواز را بلد نیست. همسفر مسافر شکسته بالی شده‌ام که برای مرحمش پرواز را یاد می‌گیرم تا بال پروازش شوم و با کمک یکدیگر پرواز را یاد بگیریم برای سفری زیبا از ظلمت به نور... همسفر، یعنی همراه، یکدل و غم‌خوار. ما معمولاً برای سفری طولانی و سخت به دنبال همسفری دلسوز، قوی و یکرنگ می‌گردیم؛ چون باید پا به پای ما بیاید و عین ما تمام مشکلات سفر را به جان بخرد. همسفر، یعنی آن‌قدر مسافرم را دوست بدارم که برای تیمار کردنش حاضرم هر کاری انجام دهم و هر رنجی را به جان بخرم تا رهاییش را، لبخند زیبای از ته دلش را و سلامتی کاملش را دوباره ببینم.

مسافرم، در ایامی که وجود نازنینت را زنگار افیون گرفته بود هر گاه نگاهت می‌کردم انگار اژدهایی هفت سر وجودم را نیش می‌زد و بدنم را هزار تکه می‌کرد. مسافرم به تو قول می‌دهم که همسفری قوی، دلسوز و بی منت برایت باشم تا دوباره با هم درخت خشکیده‌ زندگیمان را شکوفا و سرسبز و تنومند کنیم. از خداوند قادر و توانا طلب می‌کنم تا همه‌ مسافران و همسفران را در این راه پر خیر و برکت به نور و نور و نور برساند "آمین یا رب العالمین."

نویسنده: همسفر نجمه رهجوی راهنما همسفر سیما(لژیون چهارم)
رابطه خبری و ویراستاری: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر سیما(لژیون چهارم)
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر زهره(لژیون پنجم) دبیر دوم سایت

نمایندگی همسفران کریمان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .