نمیدانم چرا هر سال؛ وقتی به هفته همسفر میرسیم، حس شادی به دلم نمینشیند. انگار این هفته برای من همیشه غریبه است. غم عجیبی گوشه دلم جا خوش کرده، غمی که نه تازه است. نه پررنگ، اما هر سال میآید و آرام کنار دلم مینشیند. شاید چون همسفری، بیشتر از آنکه جشن باشد، یادآور راهی است که ساده نبود. راهی پر از مکث، پر از انتظار، پر از جاهایی که فقط باید صبر میکردم. من از آن همسفرانی هستم که هر سال، تنها آرزویش برای هفته همسفر، رهاییِ مسافر است. هفته همسفر برای من، هفته کف زدن و شاد بودن نیست، هفته مرور است. مرورِ زنی که یاد گرفت در سکوت بایستد؛ حتی وقتی مسیر متوقف شده بود؛ اما امسال، هفته همسفر اجازه ورود پیدا کرده است. درست در روزهایی که مسافرم پس از یک توقف سخت، دوباره اجازه حضور در کنگره را گرفت و همین، نوری است در دل تاریکی، نوری از جنس فرصت دوباره است. این هفته را با احترام به مسیر میگذرانم، به مسافری که بازگشته و به همسفری که هنوز ایستاده است. انشاءالله رهاییِ مسافرم و رهاییِ تمام مسافرانی که سفرشان به هر دلیلی ناتمام مانده است.
ارسال: همسفر زهرا دبیر سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
156