جلسه اول از دوره اول کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ارم، با استادی همسفر مهدی و نگهبانی همسفرموسی و دبیری همسفر سینا با دستور جلسه «هفته همسفر » در روز یکشنبه هفتم دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که این توفیق را به من داد تا این جایگاه را تجربه کنم.از نگهبان و دبیرمحترم وایجنت محترم شعبه وهمچنین مرزبانان عزیزتشکر میکنم که مسئولیت و اداره جلسه را به من واگذار کردند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.و همچنین به صورت ویژه از آقا سعید عزیز که امروز اجازه دادند لژیون خدمتگزاران در این جایگاه خدمت کنم، صمیمانه تشکر میکنم.
هفته همسفر را خدمت همه همسفران کنگره 60 تبریک عرض میکنم.
فرض کنید در سفری قرار بگیریم؛ مسیری حدود سیصد کیلومتر میان خراسان جنوبی و کرمان. جادهای که نه آنتن دارد، نه پمپبنزین، نه تعمیرگاه و نه حتی موبایل آنتن میدهد. تصور اینکه انسان بخواهد این مسیر را بهتنهایی طی کند، واقعاً سخت و آزاردهنده است. اما وقتی همسفری کنار انسان مینشیند، در طول راه صحبت میکنیم، چای مینوشیم و خستگی مسیر کمتر حس میشود؛ همین باعث میشود انسان راحتتر به مقصد برسد.

کنگره نیز درست شبیه همین سفر است. همسفران برای مسافران بهسان بالهای قدرتمند پرواز عمل میکنند. ممکن است خودِ مسافر نتواند بهتنهایی این مسیر را بهدرستی طی کند؛ اما وقتی همسفر به کنگره میآید، در کلاسها شرکت میکند، آموزش میگیرد و میآموزد چگونه با مسافر تعامل داشته باشد، در بزنگاهها هشدار بدهد و مراقب خطرها و گردنههای مسیر باشد، آنگاه مسافر میتواند این سفر ده تا یازدهماهه را سالمتر و آگاهانهتر ادامه دهد و به مقصد برسد.
به همین دلیل است که استادان و آقای مهندس همواره توصیه میکنند همسفران نیز در کنگره حضور داشته باشند. هر جا که تعداد همسفران بیشتر است، کیفیت سفر و رهایی بسیار بالاتر است؛ زیرا مسافر و همسفر هر دو در جهت مثبت حرکت میکنند و تنش و برخوردهای منفی به حداقل میرسد. در چنین شرایطی کیفیت سفر بهمراتب بهتر میشود.
اگر بتوانیم همسفران را تشویق کنیم که به کنگره و به شعبهها بیایند پدر، مادر، همسر یا فرزند مسافر و از آموزشها بهرهمند شوند، نوع برخورد آنها با مسافر آگاهانهتر خواهد شد و نتیجه سفر بسیار مطلوبتر میشود. بسیاری از پدران و بزرگترهای خانواده، مانند آنچه من در اطراف خود دیدهام، شاید در ابتدا سخت بتوانند حضور در کنگره را بپذیرند؛ اما وقتی از راهنماییهای دوستانی مانند آقا موسی و آقا سینا استفاده میکنند، میآموزند چگونه با بیمار خود رفتار کنند تا مسافر سفری سالم و آرام را تجربه کند و خانواده نیز به آرامش برسد.
در پایان لازم میدانم از احمدآقا تشکر کنم. سال نود و هفت، زمانی که وارد کنگره شدم، اولین دیدارم با ایشان دقیقاً همان صحنهای بود که شب قبل در خواب دیده بودم. احمدآقا مرا دید، در آغوش گرفت و حال و احوال پرسیدند. همانجا گفتند: اگر مسافرت میآید، چه بهتر؛ اگر هم نمیآید، خودت بیا. من آمدم، ماندم و آموزش گرفتم. امروز میگویم بخش بزرگی از زندگی من به دو قسمت قبل از کنگره و بعد از کنگره تقسیم میشود؛ و کیفیت زندگی پس از کنگره، بهواسطه آموزشها، بسیار بالاتر و پربارتر بوده است.
در کنگره آموختم چگونه با مشکلاتم روبهرو شوم، بخشش را تمرین کنم و دریابم که خودم نیز بهعنوان یک مسافر، کمبودها و گرههای بسیاری داشتهام. تا جایی که توانستهام، برای اصلاح آنها کوشیدهام و امیدوارم با ادامه این مسیر و این آموزشها، زندگی سعادتمندتر و متعادلتری داشته باشم.

عکس:مرزبان خبری مسافر پیمان
بارگزاری:مسافر فخرالدین لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
212