English Version
This Site Is Available In English

عبور از مشکلات و حیله‌های نیروی اهریمن

عبور از مشکلات و حیله‌های نیروی اهریمن

جلسه چهاردهم از دوره بیستم، از کارگاههای آموزش عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی قیدار، با استادی مسافر امیر هوشنگ، با نگهبانی مسافر ناصر و با دبیری مسافر حجت، با دستور جلسه " وادی یازدهم و تاثیر آن بر روی من" در روز پنج‌شنبه ۰۴ دی ماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد

سلام دوستان امیر هستم یک مسافر، از نگهبان جلسه، ایجنت محترم و لژیون مرزبانی تشکر می‌کنم که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم و همین‌طور خیلی خوشحال هستم که در جمع شما دوستان هستم و می‌توانم آموزش ببینم. 

اما دستور جلسه امروز ما دو بخش دارد که بخش اول" وادی یازدهم و تاثیر آن بر روی من" است که این وادی به من می‌گوید: چشمه‌های جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس می‌رسند و این یعنی چشمه‌ای می‌تواند به اقیانوس برسد که هدف رسیدن به اقیانوس را داشته باشد و بتواند در این مسیر تلاش و کوشش مستمر داشته باشد و باید بدانیم چشمه‌ای می‌تواند جوشان باشد که از منبع آب غنی برخوردار باشد و از پتانسیل اختلاف ارتفاع برخوردار باشد و در مسیر حرکت خود با رودهای دیگر ترکیب شود تا بتواند با عبور از موانع و مشکلات متعدد به دریا برسد.

ارتباط این وادی به مسیر درمان این است که من در درجه اول باید خواسته درمان را داشته باشم و به این نتیجه رسیده باشم که توان مقابله با اعتیاد و مواد مخدر را ندارم و به تنهایی نمی‌توانم کاری انجام دهم، برای رهایی از این بند نیاز به آموزش‌های گروهی و مسیر درست درمان دارم که بهترین مسیر درمان در کنگره شصت وجود دارد که صحبت از درمان قطعی اعتیاد است. وقتی که خواسته درمان در وجود من شکل گرفت باید در این مسیر قدم بردارم و در جهت درمان اعتیاد خود را به این رود خروشان بسپارم، همه ما می‌دانیم که درمان در تنهایی من اتفاق نمی‌افتد که اگر این گونه بود امروز هیچ‌کدام از ماها در اینجا نبودیم. 

زمانی که وارد کنگره می‌شوم باید از یک منبع انرژی استفاده کنم که این منبع افکار، اندیشه و دانایی ماست که با آموزش‌های کنگره می‌توانم دانایی خود را بالا ببرم که تاثیر مستقیم بر اندیشه و تفکر من دارد و من در این وادی یاد گرفتم که باید برای آموزش گرفتن و کسب انرژی اختلاف ارتفاع را پیدا کنم و این اختلاف در تغییر جایگاه شکل می‌گیرد، یک سفر اولی وقتی یک پله کاهشی را طی می‌کند و از میزان داروی او کاسته می‌شود این اختلاف جایگاه بوجود می‌آید و این امر سبب می‌شود که انگیزه حرکت در او شکل بگیرد و در ادامه این مسیر با دیدن تغییراتی که در جسم و چهره خود می‌بیند انرژی لازم برای حرکت را به دست می‌آورد.

در مسیر رودخانه پستی‌ها و بلندی‌هایی و کشاورزانی وجود دارند که می‌خواهند مسیر حرکت این رود را بگیرند ولی آب مسیر حرکت خود را پیدا می‌کند و به حرکت خود ادامه می‌دهد تا بتواند به بحر و اقیانوس برسد، یک مسافر سفر اول هم باید از مشکلات متعددی عبور کند و مسیر خود را پیدا کند تا بتواند با عبور از موانع به رهایی برسد، باید همیشه مراقب نیروهای اهریمنی باشم که در مسیر حرکت من قرار می‌گیرند تا اجازه خروج از تاریکی را به من ندهند که بزرگترین سلاح نیروهای اهریمنی ماده و مادیات است و می‌داند که چگونه به افکار من نفوذ کند. من در سفر اول خود همیشه با خود می‌گفتم که اگر در هفته سه روز در کنگره باشم پس چگونه می‌توانم کار کنم که این اولین حیله‌ای بود که برای من استفاده می‌کرد تا از حرکت من جلوگیری کند.

زمانی که اهریمن می‌خواست بر انسان قالب شود افیون را اختراع کرد و از مواد مخدر استفاده کرد تا انسان نتواند در زندگی خود به آرامش و آسایش لازم دست پیدا کند، دروغ، غیبت، تجسس، همه این‌ها ابزارهایی هستند که نیروی اهریمن از آنها استفاده می‌کند تا من نتوانم به بحر و اقیانوس برسم ولی به کمک آموزش‌های کنگره از این موانع عبور خواهم کرد تا سر منزل مقصود برسم که این مقصد رسیدن به خداوند است که در این مسیر قوانین الهی را هم باید رعایت کنیم.

اما در مورد بخش دوم دستور جلسه که" جشن پنجمی سال رهایی مسافر محمد" است، محمد شش سال قبل وارد کنگره شد که از حال خوشی هم برخوردار نبود و سواد کمی داشت که نوشتن سی‌دی برای محمد سخت بود ولی چشمه جوشان بود و خواسته درمان را داشت که با آموزش‌های کنگره و تلاش‌های خود به درمان رسید و در ادامه یک خدمت‌گذار خوب برای کنگره شد و توانست از تمام موانع عبور کند تا امروز جشن آزاد مردی خود را در کنگره جشن بگیرد و در آخر برای همه شما آرزو می‌کنم که چنین روزی را تجربه کنید و این روز قشنگ را به محمد عزیز و خانواده محترم‌شان تبریک می‌گویم و همین‌طور خدمت ایجنت محترم آقا رضا تبریک می‌گویم که راهنمای سفر دوم محمد هستند. از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، از شما سپاسگزارم.

خلاصه سخنان مسافر رضا، ایجنت نمایندگی 

سلام دوستان رضا هستم یک مسافر، قبل از هر چیز خدای خود را شاکر و سپاسگزارم که سهم کوچکی در این جشن را به من عطا کرد و من این رهایی و جشن آزاد مردی مسافر محمد را به خودشان، به خانواده محترم‌شان و راهنمای عزیز آقا امیر تبریک می‌گویم و برایشان آرزوی سلامتی و تندرستی دارم. 

محمد چند روزی بود که وارد لژیون شده بود که به من گفت آقا امیر می‌گوید باید سی‌دی بنویسید و من سواد ندارم و من گفتم به هر اندازه‌ای که سواد داری بنویس و به محمد کمک کردیم تا بتواند بنویسد و امروز من به عنوان یک سفر دومی وظیفه دارم که در مسیر درمان به تمام سفر اولی‌ها کمک کنیم تا مسیر حرکت خود را شروع کنند و راهنما به تنهایی قادر به انجام این عمل بزرگ نیست، وقتی که یک نفر به رهایی می‌رسد همه ما اعضای کنگره شصت در به درمان رسیدن او نقش داریم و باید نقش خود را به درستی بازی کنیم.

همه ما در سفر اول رهجوی یک راهنما و در سفر دوم رهجوی کنگره هستیم و محمد از روزی که وارد کنگره شد یک رهجو و الگوی درست برای کنگره بود که با رسیدن به رهایی و قدم گذاشتن در سفر دوم که برای محمد مسیر خدمت بود، چشم گفتن را به خوبی یاد گرفته بود و در تمام خدمت‌هایی که انجام داده است تمام توان خود را به کار می‌گیرد تا خدمت خود را به درستی انجام دهد.

بخشی از سخنان مسافر محمد در پنجمین سال رهایی

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی ایست، دوستان تنها پیوند محبت است که ما را بهم متصل نگاه خواهد داشت.

سلام دوستان محمد هستم یک مسافر، آخرین آنتی‌ایکس مصرفی تریاک، به روش dst با داروی اوتی به مدت ده ماه و هیجده روز سفر اول داشتم و امروز پنج سال و سه ماه است که با راهنمایی آقا امیر آزاد و رها هستم. 

از همه عزیزانی که در این جشن شرکت کرده‌اند تشکر می‌کنم. خوشا به حال کسی که امروز به عنوان تازه‌وارد وارد کنگره شصت شده است و به این عزیزان می‌گویم که یک روزی من با حال خراب وارد کنگره شدم و در آن روزها دیگر از مصرف مواد خسته شده بودم و به دنبال یک راه درمان بودم و با ورود به کنگره در سفر اول سعی کردم تمام گفته‌های راهنمای خود را عمل کنم و با اینکه نوشتن برای من بسیار سخت بود سعی کردم تا قوانین کنگره را رعایت کنم و با کمک‌های آقا رضا توانستم در روزهای اول چند خطی بنویسم و این یک تمرین پر تکرار بود برای من تا با گذشت زمان بتوانم سی‌دی های خود را کامل بنویسم و امروز می‌گویم که من به کمک کنگره توانستم باسواد شوم. 

از جناب آقای مهندس و خانواده ایشان تشکر می‌کنم که چنین بستری را فراهم کردند تا من بتوانم با استفاده از آموزش‌های لازم از تاریکی اعتیاد خارج شوم و همین‌طور از آقا امیر و آقا رضا تشکر می‌کنم که با راهنمایی‌هایی که کردند به من توان حرکت دادند و کمک کردند تا از مشکلات زندگی عبور کنم و به عنوان یک خدمت‌گذار در کنگره حضور داشته باشم. از همه شما ممنون هستم که به حرف‌های من گوش کردید. 

تایپ، درج و ارسال: مسافر ابوذر، راهنمای لژیون یکم 

ویرایش: مسافر یاسر و مسافر مجید، رهجوی لژیون دهم 

ضبط صدا و عکس: مسافر علی، مرزبان خبری

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .