سیزدهمين جلسه از دوره چهارم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی غزالی مشهد با استادی راهنمای محترم مسافر جواد، نگهبانی موقت مسافر ایمان و دبیری موقت مسافر مجتبی با دستورجلسه « وادی یازدهم: چشمه های جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس می رسند » در روز پنج شنبه مورخ ۱۴۰۴/۱۰/۰۵ رأس ساعت ۱۶/۳۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، جواد هستم مسافر خداروشکر امروز در خدمت شما هستم و از اینکه اجازه دادید در خدمت شما باشم ممنونم، امیدوارم امروز جلسه خوبی برگزار شود؛ وادی یازدهم را خواهیم داشت و در ادامه، تولد ایجنت نمایندگی داریوش را جشن میگیریم. امیدوارم همه ما کمک کنیم تا جلسه خوبی داشته باشیم. به هر حال، موضوع اصلی در کنگره، «شناخت انسان و قوانین زندگی» است.
استفاده از این شناخت قرار است به ما کمک کند تا صلح و آرامش بیشتری در زندگیمان داشته باشیم، این امر در درجه اول به خواسته و تلاش ما و همچنین عوامل متعدد دیگری بستگی دارد. در آموزشهای شناخت انسان و قوانین، کنگره از ابزارهایی مانند تصویر، موسیقی و تمثیل و بسیاری از تمثیلهای طبیعت استفاده میکند. وادی یازدهم نیز یکی از این آموزشهاست که در کنار بقیه، کلیدی است. این وادی با یک تمثیل میگوید: توجه کن، اگر سنبل آرامش را آب بدانیم، یک قطره آب فقط زمانی میتواند به آرامش برسد که از تمام سختیها رد شود، خروشان باشد و ادامه بدهد. این اتفاق فقط زمانی میافتد که یک «اختلاف ارتفاع» وجود داشته باشد. اگر این اختلاف ارتفاع منفی یا صفر باشد، حرکت به سمت آن آرامش ممکن نیست. اگر قطرهای یا آبی در گوشهای گیر کند و بخواهد به مسیرش ادامه دهد، چارهای ندارد جز آنکه اول خود را بالا بکشد یعنی با فشار از پایین، به سمت بالا حرکت کند و پس از رسیدن به ارتفاع، به سمت هدفش روان شود. در این وادی، این «اختلاف جایگاه» یا کسب آگاهی و استفاده از منابع اطلاعاتی معنا شده است. استمرار و تداوم این حرکت نیز به این است که هرچه این تغییر جایگاه بیشتر انجام شود، آن خروشان بودن نمود بهتری پیدا خواهد کرد.

این مفهوم در وادی دوباره مطرح میشود انسان نیز اگر بخواهد از این تمثیل قطره آب استفاده کند، با تغییر جایگاه درونی خود میتواند شرایطی در خود ایجاد کند که نیرو و حرکتی برای عبور از موانع، مشکلات و سختیها و ادامه مسیر در وجودش شکل بگیرد.
در وادی از قوانین صحبت میشود: وقتی شما اختلاف جایگاه پیدا میکنید، در درونتان یک پتانسیل و حرکت ایجاد میشود. مثالها واضح هستند، در سفر اول، وقتی روش خوردن شربت تغییر میکند، این همان اختلافی است که درون شما ایجاد میشود. یا وقتی پله کم میکنید و حالتان خوب میشود، انگار آب زیر پوستتان جمع میشود وقتی مرزبان یا ایجنت میشوید، این جایگاههاکه همه در سایه کسب اطلاعات، عمل و خدمت به دست میآیندانرژیای را در درونتان آزاد میکنند.
پس سؤال اینجاست، چرا انسان این کار را نمیکند؟ هر موفقیتی که به دست میآوری به طور طبیعی انرژی میآورد و چیزی به داراییهایت اضافه میکند. پس چرا انجامش نمیدهیم؟ چرا من حوصله و انگیزه حرکت ندارم؟ هیچکس دنبال ضرر خود نیست؛ همه به دنبال چیزی هستند که حالشان را خوب کند. اما چه میشود که من اقدام نمیکنم؟ چه میشود که بعد از چندسال میبینم شرایطم همان است و تغییری نکردهام؟ آن جنبوجوش، امید و تلاشی که در زندگی بعضی افراد از لحاظ مالی، ورزشی و.. میبینم، در من وجود ندارد. چرا وجود ندارد؟ پاسخ و قانونش در این وادی مشخص است دوباره مطرح میشود انسان نیز اگر بخواهد از این تمثیل قطره آب استفاده کند، با تغییر جایگاه درونی خود میتواند شرایطی در خود ایجاد کند که نیرو و حرکتی برای عبور از موانع، مشکلات و سختیها و ادامه مسیر در وجودش شکل بگیرد.
یک نکته کلیدی در این وادیها وجود دارد، هیچکس رازی را که به ضرر خودش باشد افشا نمیکند. اما از نظر من نکته اصلی اینجاست که ما اغلب منتظر کارهای بزرگ و معجزهآسا هستیم، در حالی که در واقعیت، چنین چیزی وجود ندارد، ما درآمد ناگهانی و کلان نداریم، معجزهای رخ نمیدهد و اصلاً در هستی چیز بزرگی به آن شکل که تصور میکنیم وجود ندارد. همه چیز از کارهای کوچک تشکیل شده است؛ کارهایی که باید مداوم و دقیق انجام شوند تا در نهایت به نتیجه درستی برسیم، همانطور که در وادی نهم اشاره شده، همین کارهای به ظاهر کوچک و معمولی، در واقع مهمترین بخش مسیر هستند.
در زندگی روزمره هم دقیقاً همین است. من صبح که بیدار میشوم، این کار به خودی خود مهم نیست، بلکه اینکه چه کارهای کوچک و خوبی را باید در طول روز انجام دهم اهمیت دارد. همه چیز قدمهای کوچک و پیوسته است و اگر از آنها غافل شویم، نتیجهای حاصل نمیشود.
در وادی یازدهم هم بر این موضوع تأکید میشود، زندگی ما از ثانیهها تشکیل شده، نه یکباره و ناگهانی، تواناییهایی که امروز دارم حاصل سالها شاگردی و تجربهاندوزی تدریجی است. هر کار جدیدی را هم که بخواهم شروع کنم، همین قاعده بر آن حاکم است.
اگر این نکته را فراموش کنیم و به کارهای کوچک و مداوم بیتوجهی کنیم، مطمئناً به نتیجه نخواهیم رسید. این اصل هم در سفر اول درمان اهمیت دارد هم در زندگی خانوادگی، شغل، ورزش، کاهش وزن و غیره ...
از اینکه به صحبتهای من گوش سپردید سپاسگزارم.
مرزبان خبری: مسافر حسین
نگارش: مسافر رحیم لژیون چهارم، مسافر مجید لژیون چهارم، مسافر جمال لژیون چهارم
عکاس: مسافر رضا لژیون ششم
ویرایش و ارسال: مسافر مهدی لژیون یکم
- تعداد بازدید از این مطلب :
134