جلسه هشتم از دوره دوازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی اردستان با استادی مسافر جواد، نگهبانی راهنما مسافر حمیدرضا دبیری مسافر علی با دستور جلسه "وادی یازدهم (چشمههای جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس میرسند) و تأثیر آن روی من" روز سهشنبه ۲ دیماه سال ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که در این جایگاه قرار گرفتم تا آموزش بگیرم و خدمت کنم. از راهنمای DST مسافر علی، ایجنت شعبه مسافر محمد، آقای مهندس و خانواده محترم ایشان کمال تشکر و قدردانی را دارم که امروز توانستم در این جایگاه قرار بگیرم و از همه شما دوستان آموزش بگیرم. همه دستور جلسهها بسیار عالی و ارزشمند هستند؛ اما وادی یازدهم برای من جایگاه ویژهای دارد. این وادی را بارها گوش کردهام و هربار برداشت و درسی تازهای داشتهام. آقای مهندس در این وادی با مثال و تمثیلهای زیبا سخن میگویند و حقیقتاً وادی یازدهم بسیار دلنشین است.
این وادیها در مجموع به ما علم زندگیکردن را میآموزند. من خودم در آغاز سفر در وادی اول در قدرت تفکر و گفتار مشکل داشتم. میخواندم، مینوشتم و گوش میکردم؛ اما در همان تفکر ابتدایی متوقف شده بودم و نمیتوانستم درست فکر کنم، چه برسد که وادیها را ادامه دهم؛ اما به لطف خداوند فرصتی پیش آمد و اتفاقی رخ داد که به دانایی رسیدم و توانستم درست بیندیشم، تصمیم بگیرم و وادیها را بهتدریج پشت سر بگذارم. یاد گرفتم چگونه زندگی کنم و با دیگران چگونه برخورد داشته باشم و این بسیار مهم است. شاید سفر ما طولانی شد؛ اما همانطور که همسفرم میگوید: این سفر باید به اندازه کافی ادامه مییافت تا آن تفکر در وجودم شکل بگیرد و بدانم کجا ایستادهام و چه باید بکنم.

در وادی یازدهم آقای مهندس میفرمایند: "مشکلات را خودمان برای خودمان ایجاد میکنیم و واقعاً همینطور است". من روزگاری حتی یک نخ سیگار هم نمیکشیدم و زندگیام روی روال بود؛ اما کمکم از همان یک نخ سیگار آغاز شد و به مراحل بالاتر رسید. مشکلاتی پیش آمد و من همیشه دیگران را مقصر میدانستم. بدون تفکر کاری انجام میدادم و هیچگاه مسئولیت را بر عهده نمیگرفتم تا اینکه شخصی به من گفت: نمیتوانی جامعه یا اطرافیان را تغییر دهی بیا و روی خودت کار کن. این جمله مسیرم زندگی مرا عوض کرد. سخت بود؛ اما روی خودم کار کردم و نتیجهاش را دیدم.
امروز دیگر برایم مهم نیست اطرافیان چه میگویند؛ حتی اگر مصرفکننده باشند، تفاوتی ندارد. مهم این است که من تغییر کردهام. درمان در کنگره۶۰ دقیقاً همین اتفاق است. اگر زودتر میدانستم که درمان به این شکل رخ میدهد، خیلی زودتر اقدام میکردم و سفرم را درست انجام میدادم. من همیشه به کنگره۶۰ اعتقاد داشتم که جای خوبی است و درمان در آن ممکن است؛ چون الگوها را دیده بودم.
تایپیست و ویراستار: مسافر علی (لژیون دوم)
عکاس: راهنمای تازهواردین مسافر ابراهیم
ارسال: راهنما مسافر محمدرضا نگهبان سایت
مسافران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
143