سیدی «مدرس» از «استاد امین» در تاریخ ۹۱/۲/۲۵ منتشر شد. انسانها از دو گروه انسان خوب و انسان بد تشکیل شدهاند. انسان خوب، انسانی است که وقتی با مسائل روبرو میشود از خود این سوال را میپرسد که برای حل این مشکل از دست من چه کاری برمیآید؛ ولی انسان بد در چنین شرایطی از خود میپرسد که چه چیزی گیر من میآید و چه منفعتی برای من دارد، اصولاً جوامع روی همین قضیه پیشرفت میکند. جامعهای که بیشتر انسانها در آن، وقتی با مشکلی روبرو میشوند از خود میپرسند چه کاری از دست من بر میآید؟ روز به روز مشکلاتشان کمتر میشود؛ ولی جامعهای که بر عکس فکر میکنند و هنگام برخورد با مسئلهای فقط فکر منفعت خودشان هستند، دچار مشکل میشوند؛ اینکه ما در روبرو شدن با مسائل چطور فکر میکنیم، بینهایت اهمیت دارد. خرابی و آتش سوزی از یک نقطه کوچک شروع میشود و یک شهر و جنگل را به خاکستر تبدیل میکند.
اگر بخواهیم جامعهای را درست کنیم به معلمان و راهنمایان واقعی و راستین نیاز داریم. معلمان واقعی و راستین کسانی هستند که، با پرورش شاگردها و درست کردن تفکر و اندیشه آنها، انسانهایی را پرورش میدهند که هر کدام از آنها میتوانند بخشی از یک سیستم را درست و اصلاح کنند. معلم میتواند در انسان معجزه به وجود بیاورد. اگر بخواهیم جامعهای را نابود کنیم کافی است معلمانش را از کار بیندازیم.
هر چیزی برای اینکه بتواند رشد کند به یک مربی نیاز دارد. روح چیزی است که در انسان دمیده شده است؛ ولی حیوانات فاقد روح هستند و به خاطر روح است که انسان میتواند علم و دانش کسب کند و از ساختار خلقت سر در بیاورد. در درون انسان یک روح که آموزگار خوبی و یک جن که آموزگار بدی است وجود دارد و روح تحت فرمان مربی است؛ پس اگر انسان مربی داشته باشد و به حرف مربی خود گوش کند، روح که در وجود انسان است، قدرتمند میشود و با قوی شدن روح، جن ضعیف میشود و دیگر نمیتواند القائات منفی را به انسان انتقال بدهد؛ بنابراین فکر و حس انسان آرام میشود و قدرت یادگیری مطالب را پیدا میکند.
معلم باید سه خاصیت و ویژگی داشته باشد: ۱- موضوعی را به انسان یاد بدهد که مرتبط با نیازش باشد. ۲- آن مطالبی را که آموزش میدهد و مرتبط با موضوع است؛ باید حقیقی باشند. ۳- ویژگی سوم که خیلی مهم و کلیدی است این است که، بتواند آن چیزی را که بلد است، ساده کند و انتقال بدهد تا قابل فهم باشد. هنر معلم این نیست که پیچیده صحبت کند، این نقطه ضعف یک معلم است که نتواند منظورش را به دیگران بفهماند؛ اما ساده کردن با سطحی کردن فرق میکند. ساده کردن یعنی مطالب را به صورتی ساده کند که فرد به عمق مطالب دست پیدا کند؛ ولی سطحی کردن یعنی مطالب را به صورت سطحی انتقال دهد و این یعنی اینکه خیلی از مطالب حذف شده و از مسیر خارج شده است.
علاقه زمانی در انسان به وجود میآید که چیزی را بفهمد؛ چون لذت فهمیدن باعث به وجود آمدن علاقه در انسان میشود و معلمی که مطالب را ساده میکند، دوست داشتن و علاقه را به شاگردانش انتقال میدهد و اگر انسان چیزی را دوست داشته باشد، قدر آن را میداند. در کل همه چیز به دست معلمها میتواند آباد یا ویران شود.
از این سیدی نتیجه میگیریم که، اگر بخواهیم در زندگی موفق شویم و مطالب جدید یاد بگیریم، به معلم واقعی و راستین نیاز داریم و این برای ما در کنگره به بهترین شکل فراهم شده است. راهنمایان در کنگره۶۰، معلمین راستین و واقعی هستند که اگر رهجو به راهنماییهای آنها به خوبی گوش دهد و آنها را اجرایی کند، میتواند در تمام مسائل زندگی خود به خوبی عمل کند.
منبع: اپلیکیشن دژاکام
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی زاگرس
- تعداد بازدید از این مطلب :
72