جلسه نهم از دوره چهارم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ارم، (کرج ) با استادی مرزبان محترم مسافر ناصر، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر نورالدین با دستورجلسه«وادی یازدهم : چشمه های جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس می رسند» در روز سه شنبه دوم دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان ناصر هستم یک مسافر
خدا را شکر میکنم که یکبار دیگر این توفیق را به من داد تا این جایگاه را تجربه کنم.از نگهبان و دبیرمحترم وایجنت محترم شعبه وهمچنین مرزبانان عزیزتشکر میکنم که مسئولیت و اداره جلسه را به من واگذار کردند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.و همچنین به صورت ویژه از آقا مهدی عزیز که امروز اجازه دادند لژیون خدمتگزاران در این جایگاه خدمت کنم، صمیمانه تشکر میکنم و خداوند را قلباً شاکرم.
من هر بار که به کنگره میآیم و وارد شعبه میشوم، از ته دل شکرگزاری میکنم. شکرگزاری الزاماً به سن و سال ربطی ندارد؛ همین که انسان با رضایت و دلِ خوش به کنگره میآید، خودِ شکرگزاری است. من همیشه این حس شکر را در درونم دارم، اما امروز که در این جایگاه قرار گرفتهام، دوست داشتم آن را به زبان بیاورم.
به نظر من، بزرگترین نعمتی که خدا به من داده، کنگره ۶۰ است. گاهی با خودم فکر میکنم درست است که نعمتهای بزرگی دارم؛ خانواده دارم، یک دختر و یک پسر دارم، اما واقعیت این است که نگاه من به زندگی و حتی به فرزندانم قبل و بعد از کنگره کاملاً فرق کرده است. امروز رنگ و حال زندگیام تغییر کرده و زندگی برایم معنا پیدا کرده است.
دستور جلسه امروز ما وادی یازدهم است؛ وادیای که میگوید چشمههای جوشان و رودهای خروشان همگی به بحر و اقیانوس میریزند. ما میدانیم که آقای مهندس و استاد امین از تمثیلها بسیار استفاده میکنند و این جمله نیز یک تمثیل زیباست. چشمه جوشان، وجود خود ماست و رودهای خروشان، حرکت ما. ما با حرکت است که به اقیانوس میرسیم. اقیانوس همان نقطه امن است؛ همان مدینه فاضلهای که آقای مهندس از آن نام میبرند. جایی که با حرکتهای درست به آن میرسیم و در آن نقطه، بهشت را تجربه میکنیم.
آقای مهندس همیشه میفرمایند بهشت و جهنم تمثیل هستند و حتی آیاتی از قرآن را در این زمینه مثال میزنند. اقیانوس نیز تمثیلی از نقطهای است که انسان در امنیت و آرامش زندگی میکند؛ جایی که دلش خوش است، حالش خوب است و دیگر در بند نیست.
من دقیقاً سه سال پیش، در دومِ دی سال ۱۴۰۱ وارد کنگره شدم. زمانی که وارد شدم، پر از بند بودم؛ هرچند خودم آن بندها را نمیدیدم. اما بهمرور و در ادامه مسیر، آرامآرام این بندها از من جدا شد. بارها در مشارکتهایم گفتهام که وقتی این بندها از من کنده میشد، حس پرواز داشتم. آنقدر سبک شده بودم که حال خوب عجیبی را تجربه میکردم. قبل از آن، انگار دو یا سه نفر مرا محکم گرفته بودند و نمیتوانستم حرکت کنم.
در وادی یازدهم، آقای مهندس میفرمایند برای اینکه چشمه جوشان باشیم، باید دو ویژگی داشته باشیم. ویژگی اول، داشتن منبع ذخیره است که در انسان به معنای اطلاعات و آگاهی است. همانطور که در طبیعت میبینیم دانههای برف و باران آرامآرام روی کوه مینشینند، جذب میشوند و جمع میگردند تا به یک منبع تبدیل شوند و سپس از نقطهای به صورت چشمه جاری شوند، ما نیز دقیقاً همین مسیر را طی میکنیم. اطلاعات و آگاهی ذرهذره جمع میشود و منبع ما را شکل میدهد.
آقای مهندس در سیدی ذرهذره به زیبایی میفرمایند که همه چیز باید آرامآرام باشد. ما نمیتوانیم اطلاعات را یکروزه، یکماهه یا حتی یکساله به دست بیاوریم؛ شاید ده سال هم کافی نباشد. هرچقدر رشد کنیم، باز هم جای یادگیری داریم. خود آقای مهندس با آن سطح از دانش، هر بار مطالب جدیدی از علوم مختلف میآموزند و به ما منتقل میکنند و ما نیز آموزش میگیریم. پس باید این منبع آگاهی را ذرهذره پر کنیم.
ویژگی دوم چشمه جوشان، اختلاف پتانسیل یا همان انرژی لازم برای حرکت است. این انرژی زمانی در ما ایجاد میشود که قوانین و فرامین الهی و قوانین زندگی را اجرا کنیم. همه ما میدانیم دروغ گفتن کار درستی نیست، اما گاهی دروغ میگوییم. شاید با یک دروغ امروز کارمان راه بیفتد، اما در آینده قطعاً برای ما مشکل ایجاد میکند. در مقابل، راستگویی هرچند ممکن است در لحظه سخت باشد، اما در نهایت به نفع ما تمام میشود. آقای مهندس در وادی چهاردهم میفرمایند بزرگترین حیلهها و مکرها، راستی و درستی است؛ زیرا روی درستی هیچ مکری کارساز نیست. با اجرای این اصول، انرژی ما بالا میرود.
در سیدی کشش نیز آقای مهندس درباره شگفتیها صحبت میکنند. وقتی به گیاهان، انسانها و موجودات نگاه میکنیم، میبینیم همهچیز سرشار از معجزه و شگفتی است. دیدن این شگفتیها انرژی انسان را بالا میبرد. وقتی بهجای تمرکز روی یک لکه سیاه، تمام دیوار سفید را میبینم، حال من بهتر میشود و انرژیام افزایش پیدا میکند. این انرژی باعث میشود بتوانم حرکت کنم، حرکتهای درست انجام دهم و به نقطهای برسم که کموبیش در آن آرامش را تجربه کنم.
بیش از این صحبت نمیکنم و از مشارکتهای شما استفاده میکنم. ممنونم از اینکه با سکوت و توجهتان به صحبتهای من گوش دادید.

عکس:مرزبان خبری مسافر پیمان
بارگزاری:مسافر فخرالدین لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
135