English Version
This Site Is Available In English

شروع هر تغییر از شناخت خود آغاز می‌شود

شروع هر تغییر از شناخت خود آغاز می‌شود

صحبت‌های سی دی شتر، مربوط به دو ماه قبل از شروع درمان مهندس بود و از دل تجربه‌های اولیه ایشان بیرون آمده است. یکی از نکات مهمی که از این سی‌دی گرفتم این بود که برای تعمیر هر سیستمی باید شناخت کافی از آن داشته باشیم. این موضوع را وقتی به انسان تعمیم دادند، خیلی برایم قابل لمس شد؛ اینکه تا ما انسان را نشناسیم، نمی‌توانیم او را اصلاح کنیم. من فهمیدم که چقدر شناخت انسان پیچیده است و چرا خیلی از دانشمندان مثل فروید و یونگ با وجود تحقیقات زیادشان نتوانستند مشکل انسان را حل کنند؛ چون خودشان هم گرفتار اعتیاد و مشکلات دیگری بودند.

در امریکا با وجود بودجه‌های زیاد برای تحقیق درباره اعتیاد، سرطان و چاقی، ۷۰ تا ۸۰ سال هیچ پیشرفتی نداشته‌اند و تحقیقات را قطع کرده‌اند. همین باعث شد بیشتر بفهمم چرا آقای مهندس روی کتاب آسمانی و قرآن تأکید می‌کنند؛ چون تنها کتابی است که روح، نفس، جسم و جان را از هم جدا می‌داند و درباره انسان دقیق صحبت کرده است. وقتی آقای مهندس حدیث غاشیه را توضیح دادند و گفتند که انسان‌های مصرف‌کننده همیشه در درد و رنج‌اند و غذایشان خار و خاشاک است، برایم خیلی جالب بود؛ چون واقعاً می‌بینم که مصرف مواد هیچ چیزی جز رنج نمی‌آورد.

آقای مهندس گفتند ما از دید مذهبی به قرآن نگاه نمی‌کنیم بلکه از دید تحقیقاتی نگاه می‌کنیم. این نگاه بسیار تأمل‌برانگیز بود. در کتاب آسمانی شتر و عظمت آسمان ها و کوه‌ها را در کنار هم قرار داده است و در مورد شتر توضیح دادند که یک حیوان غیراستاندارد است که ویژگی‌های منحصر به فردی دارد از قبیل: داشتن سه پلک که یک پلک آن به عنوان عینک از آن استفاده می‌شود، قرار گرفتن در دمای ۴۵ درجه سانتیگراد، ۶۰ درصد رطوبت را جذب می‌کند و ادرارش غلیظ و سِرگینش(مدفوع) خشک و گلبول‌های خونش به شکل بیضی هستند تا بتوانند در موقع کم آبی زنده بماند. آقای مهندس شتر را مثال زدند تا بگویند که خلقتش با بقیه فرق می‌کند و تمام قوانین را بر هم زده است و عجیب‌تر از اینکه این کتاب چگونه در مورد شتر صحبت کرده است که بعضی از آنها را الان دارند متوجه می‌شوند! پس شناخت انسان و خودمان چقدر موضوع مهمی می تواند باشد.

کسی بر انسان‌ نمی‌تواند مسلط باشد و آن را تغییر بدهد، کسی نمی‌تواند یک معتاد را عوض کند غیر از خودش، اگر ما الان به تعادل رسیده‌ایم به خاطر شناخت خودمان است، تمام تغییرات از شناخت آغاز می‌شود. جسم از جان ما نگهداری می‌کند پس برای سلامتی آن باید بکوشیم چون مدتی با جسم همنشین است. ما دارای نفس واحده هستیم همان جسم، روح و جن در قفس ما سه شخصیت وجود دارد. جان چیزی است که ما در خواب می‌بینیم و اینکه گفته‌اند که فرشتگان می‌آیند و جسم را تحویل می‌گیرند؛ به عبارتی بین جسم و جان یک بند نقره‌ای که به صورت نامرئی است قرار دارد، وقتی که این بند نقره‌ای توسط فرشتگان مرگ قطع می‌شود، مرگ فرا می‌رسد و جان از بین می‌رود. تا زمانی که نفس واحده تحت فرمان باشد می‌تواند در این دنیا وضعیت خوبی داشته باشد و انسان آرام است، اگر بخواهد از فرمان سرپیچی کند قطعاً در آرامش و صلح نمی‌باشد و دچار رنج می شود. مثل درمان اعتیاد، درمان سیگار و کم کردن اضافه وزن، همه این‌ها برای ما مسئله است.

باید بیدار باشیم که همه چیز در بیداری اتفاق می‌افتد، در بیداری گنجی داریم که می‌توانیم از آن استفاده کنیم و به صلح و آرامش برسیم. انسان در رنج آفریده شده است ولی کم و زیاد دارد؛ کسی که زندگی کردن را یاد بگیرد می‌تواند به آرامش برسد. آقای مهندس درباره نظم روزانه صحبت کردند؛ تنظیم خواب، صبحانه، توجه به غذا، کنترل هزینه‌ها، درمان سیگار و کاهش وزن. من فهمیدم که آرامش از همین ریزترین کارها شروع می‌شود؛ اینکه انسان باید بتواند حقوق شرعی‌اش را هم بدون زور و به درستی دریافت کند. اگر این کارها را انجام بدهیم در این بُعد و در بُعد دیگر در آرامش قرار می‌گیریم؛ چون هم در این بُعد می‌توانیم بهشت و جهنم خود را داشته باشیم و هم در بُعد دیگر.

وقتی ما بذری می‌کاریم باید آن را برداشت کنیم وگرنه آن بذر از بین می‌رود مثل همان مسائل روزانه و اگر ما به درمان رسیده‌ایم باید خوشحال باشیم یعنی همان برداشت محصول. اگر کاری را انجام می‌دهیم بدون توقع باشد نه اینکه برای ریا. وقتی ما کاری را انجام می‌دهیم آن کار را خداوند، رنج دست می‌داند. بذر نیکو یعنی خدمت کردن به انسان‌های دیگر، بذر نیکو یعنی کسی را از سیگار کشیدن نجات دادن، راهنمایی کردن؛ در مقابل یک حرف اشتباه زدن و یا کسی را از مسیر درست خارج کردن، بذر سمی است. این سیستم پاسخ تمام اعمال ما را می‌دهد؛ چه ظلم باشد و چه نیکی. در زندگی انسان؛ ترس، اوهام و جنگ درونی وجود دارد و این‌ها واقعی‌اند. انسان باید از این تونل‌های وحشت عبور کند؛ مانند تولد و مرگ، و راهی جز عبور وجود ندارد.

درک این جمله که «در خانه اگر کس است، یک حرف بس است»، برایم یک یادآوری بود که همیشه لازم نیست با همه صحبت کنم؛ بعضی آدم‌ها ظرفیت گرفتن حرف درست را ندارند. با افراد دانا یک بار سخن بگوییم و با نادان اصلاً نباید سخن گفت و اگر کسی به سخنان ما توجهی نکرد و به حرف ما گوش نداد نباید صحبت خود را ادامه دهیم.

برای من خیلی زیبا بود که آقای مهندس تأکید کردند روح درون ما مدام ما را به تفکر دعوت می‌کند و اگر به این دعوت گوش بدهیم، می‌توانیم مسیر بی‌نهایت را طی کنیم. در مسیری که حرکت می‌کنیم قوانین الهی وجود دارد، در کنگره جهان‌بینی بر اساس کتاب خداوند است که در  وادی اول تا وادی چهاردهم از آن استفاده شده است. اگر فرامین را رعایت نکنیم، مثل دروغ، غیبت، کم‌فروشی و…، آسیبش اول از همه به خودمان می‌رسد.

بزرگ‌ترین برداشت من از این سی‌دی این بود که: برای رسیدن به آرامش و آسایش در زندگی باید خودمان را بشناسیم؛ تا خودمان را نشناسیم نمی‌توانیم نه به خود و نه به دیگران کمک کنیم و اینکه واقعاً آبروی علم به عمل آن است؛ نه به دانستن آن و اینکه آقای مهندس ما را به رشته روان‌شناسی تشویق می‌کند تا بتوانیم خود را بهتر بشناسیم و بتوانیم به دیگران درست کمک کنیم.

نویسنده: همسفر سمیه.م رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون دوم)
ارسال: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون دوم) دبیر اول سایت
نمایندگی همسفران خمین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .