استاد سردار:
باید ساخته بشویم و برای ساخته شدن ، باید بیاموزیم تا به درجه ای که ممکن است
در ادامه گفتوگویی با راهنمای محترم مسافر علی، در رابطه با رابطهی یادگیری و معرکهگیری ترتیب دادیم که باهم میخوانیم:
لطفاً به رسم کنگره خودتان را معرفی کنید:
سلام دوستان، علی هستم یک مسافر.
آنتی ایکس: شیره و تریاک
طول سفر اول: ۱۱ ماه
راهنما: آقای کوروش آذرپور
روش درمان: DST
داروی مصرفی: OT
رشته ورزشی: والیبال
رهایی: حدود یازده سال و سه ماه
1- چرا در کنگره ۶۰ گفته میشود کسی که در مسیر یادگیری قرار دارد وارد معرکهگیری نمیشود؟
این موضوع برمیگردد به دانایی فرد. یادگیری یعنی رسیدن به دانایی؛ و دانایی از سه ضلع آموزش، تجربه و تفکر تشکیل شده. وقتی انسان دچار اشتباه میشود، ریشه آن معمولاً جهل و نادانی است. بنابراین وقتی فرد در مسیر یادگیری قرار میگیرد، یعنی از جهل و نادانی فاصله میگیرد؛ و همین باعث میشود وارد معرکهگیری و حاشیه نشود. البته منظور از آموزش، هر آموزشی نیست؛ بلکه آموزشی است که در مسیر حق و مسیر مستقیم قرار دارد.
2- چگونه معرکهگیری مانع یادگیری و رشد فردی میشود؟
این موضوع رابطهای شبیه رابطه تاریکی و روشنایی دارد. نمیشود انسان در تاریکی باشد و انتظار داشته باشد نور به او بتابد. اگر پشت به نور باشد، طبعاً به سمت تاریکی میرود. معرکهگیری هم همین است، وقتی فرد وارد حاشیه، قضاوت، نقزدن، دروغ، غیبت و رفتارهای ضد ارزشی میشود، از مسیر یادگیری دور میماند. این یک رابطه غیرمستقیم است؛ مثل الاکلنگ که وقتی یک طرف بالا میرود، سمت دیگر پایین میآید. کسی که در معرکهگیری است، نمیتواند یاد بگیرد؛ و کسی که در یادگیری است، وارد معرکهگیری نمیشود.
.jpg)
3- چگونه نوشتن سیدیها باعث میشود فرد از معرکهگیری فاصله بگیرد و وارد مسیر یادگیری واقعی شود؟
سیدیهای مهندس دژاکام فقط درباره DST و OT نیستند؛ این سیدیها روش زندگی کردن و جهانبینی صحیح را آموزش میدهند. ما اگر وارد بازی اعتیاد شدیم، بهخاطر ضعف جهانبینی بوده. قبل از اینکه OT بخوریم، باید بدانیم چرا آن را میخوریم و چه هدفی پشتش است:
آرامش جسم، رسیدن به رهایی، به دست آوردن سلامتی، لذت بردن از خانواده، کار، پسانداز، دانشگاه و… این نگاه را ما از طریق سیدیها یاد میگیریم. حتی مهندس در برخی سیدیها روش دست دادن، حرف زدن، ارتباط با دیگران و آداب زندگی را توضیح میدهد. نوشتن سیدی یعنی مشغول شدن به آموزش؛ وقتی ذهن ما مشغول آموزش باشد، از معرکهگیری، حاشیه، مواد، دوستان ناباب فاصله میگیریم. اگر هم حتی چیزی از سیدی یاد نگیریم، حداقل میدانیم که وقتمان را صرف یک کار ارزشی کردهایم. مهندس در یکی از سیدیها نقل میکند: «قبل از اینکه نفس تو را مشغول کاری کند، تو آن را مشغول کاری کن.» نوشتن سیدی دقیقاً همین است.
4- چه ارتباطی بین حسهای منفی مثل ترس، خشم، کینه و معرکهگیری وجود دارد؟
ارتباط مستقیم دارند. کسی که ترس از خوبشدن دارد، نمیتواند به رهایی برسد. چنین فردی معمولاً بهجای اصلاح خودش، شروع میکند به معرکه گرفتن: ایراد از همسر، از راهنما، از خانواده، از کار، از شرایط و... . وقتی OT را منظم نمیخورد یا از مسیر درست دور میشود، برای توجیه اشتباهاتش وارد معرکهگیری میشود. آدمهایی که درگیر ترس، خشم و کینهاند، جای امنی ندارند جز حاشیه. اما برای رهایی باید از همین حسهای منفی عبور کرد. اصلاً یادگیری و تغییر در ابتدا با ترس و درد همراه است. مثل شمشیر سامورایی که با کوبیدن و سابیدن ساخته میشود. انسان هم با سختی ساخته میشود. فقیر ماندن، بدبخت بودن، سیگار کشیدن و معرکهگیری کار سختی نیست؛ همه بلدند. ولی کسی که میخواهد از فقر، اعتیاد و زندگی بینظم جدا شود و به رهایی برسد، نمیتواند معرکهگیر باقی بماند. آدم معرکهگیر، درواقع ضعیفترین انسان است.
5- پیام شما برای تازهواردانی که سفر خود را آغاز کردهاند چیست؟
سرشان را با راهنمایشان عوض کنند! اگر راهنما گفت «ماست سیاه است»، باید بگویند سیاه است. دلیلش چیست؟ چون راهنما رهایی دارد؛ و تجربهای که به رهایی رسیده، قابل اعتماد است. خدا رحمت کند آقا کوروش را؛ همیشه میگفت: «رهجو اگر رهجو باشد، از سنگ زیر پایش هم آموزش میگیرد. اگر رهجو نباشد، بهترین راهنما را هم بدهی، هیچ نتیجهای نمیگیرد.» رهجو کسی است که آماده است. وقتی رهجو آماده باشد، خودش بهسمت استاد میرود و این بهترین نوع آموزش است.
کلام آخر:
کلام آخرم این است:
گر مردِ رهی، میانِ خون باید رفت
وز پای فتاده، سرنگون باید رفت
تو پای به ره درنه و از هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت
مصاحبه کننده و تایپ و تنظیم: همسفر امیررضا
نمایندگی پارک پامچال قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
75