English Version
This Site Is Available In English

رابطه آموزش و معرکه‌گیری در مسیر درمان

رابطه آموزش و معرکه‌گیری در مسیر درمان

جلسه پنجم از دوره هشتم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی ماهشهر به استادی مسافر حمید‌رضا، نگهبانی مسافر مصطفی و دبیری همسفر محمد با دستور جلسه 《 رابطه یادگیری و معرکه‌گیری 》 در روز یکشنبه ۲ آذر‌ماه راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان. حمیدرضا هستم، مسافر

دستور جلسه «رابطه یادگیری و معرکه‌گیری است.»؛ رابطه یادگیری چیست؟  یادگیری در کنگره ۶۰ یعنی آموزش گرفتن. من وقتی آمدم اینجا، یک آدم مصرف‌کننده بودم. آمدم تا تسلیم بشوم و بنشینم و بگویم: «من هیچ چیزی نمی‌دانم. بیایید به من بگویید بیماری‌تان چیست.»
اگر یادگیری من خوب بود و می‌توانستم خودم را درمان کنم، که الان اینجا نبودم. همه ما، از جمله خودم که اینجا نشسته‌ام، به چه دلیل نشسته‌ایم؟ به این دلیل که بیماری اعتیاد در پوست، گوشت، استخوان، روح و روان من رفته بود و من هیچ راهی برای رهایی از آن نداشتم و حال خوشی نداشتم.
آمدم تسلیم کنگره شدم و گفتم: «نمی‌دانم. اعتیاد را نمی‌شناسم.» آمدم و نشستم تا یاد بگیرم. یاد بگیرم که چطور درمان شوم. یاد بگیرم که چطور حالم خوش باشد؛ آن حال خوشی که شما دارید. از دوستانی که اینجا بودند پرسیدم: شما چه کار کردید؟ گفتند: آمدیم اینجا نشستیم، گوش به فرمان راهنما شدیم و گفتیم ما هیچ چیزی نمی‌دانیم.
دست یاری دراز کردم و راهنما دست من را گرفت. من مدیون راهنما، کنگره و آموزشی هستم که دیدم. من، به عنوان یک مصرف‌کننده، وقتی وارد کنگره می‌شوم، اگر دنبال درمان و رهایی باشم، مطمئناً به آن حال خوش میرسم.
من اصلاً فکر نمی‌کردم که مواد را کنار بگذارم. یادم می‌آید وقتی برای رهایی با راهنمایم، به تهران می‌رفتم آخرین سه‌دهم داروی خود را در قطار مصرف کردم. فردای آن روز برای رهایی، خدمت جناب آقای مهندس رسیدم. چون در ترک‌های قبل، درمان نشده بودم و مشکلات زیادی مانند بی‌خوابی، استرس و خیلی چیزهای دیگر به وجود آمده بود. از فردای رهایی، دنبال درد می‌گشتم. با خودم می‌گفتم: «الان پادرد و بی‌خوابی خواهم کشید.» به راهنمای خود زنگ زدم و گفتم: «من مواد مصرف نکردم، آیا راحت می‌خوابم؟» به من گفت: «با خیال آساده بخواب.» باور کنید، بهتر از زمان مصرف خوابیدم، چون حال خوش داشتم.
من تا یک هفته بعد از رهایی، باور نداشتم که از شر اعتیاد بیست و سه ساله خود رها شده‌ام. من بیست و سه سال درگیر بیماری اعتیاد بودم، حالا به درمان رسیده بودم. اگر عطسه می‌کردم، به راهنمای خود می‌گفتم، چون دنبال خماری می‌گشتم. اما نه خماری، نه بی‌خوابی و نه حال خرابی به سراغم آمد.
چرا درمان شدم؟ راهنما به من گفت: «هفته‌ای یک سی‌دی بنویس.» اوایل، دست و پا شکسته انجام می‌دادم. راهنما که به شاگردش می‌گوید «برو فلان سی‌دی را بخوان.» ایشان حال شاگردش را می‌بیند و به او می‌گوید. آن موقع می‌فهمم که پاسخ همان مشکلی که دارم، در این سی‌دی است.
مولفه‌های مثلث دانایی؛ تفکر، تجربه و آموزش است، کسی که بخواهد به درمان برسد، باید این سه مولفه را داشته باشد. تا به آن دانایی مؤثر برسد.
نقطه مقابلش چیست؟ معرکه‌گیری. معرکه‌گیری چیست؟ «در قدیم، یک نفر می‌آمد، یک ماری درمی‌آورد و در محله می‌نشست. مردم دورش می‌چرخیدند. مار درمی‌آورد و معرکه می‌گرفت. بین هم دور هم جمع می‌شدند و او پولی می‌گرفت.»
معرکه‌گیری در کنگره: مثلاً من می‌آیم در کنگره و دارم درمان می‌شوم. به من گفتند فقط حرف راهنمایت را گوش کن. اما من می‌آیم اینجا و می‌گویم مثلاً آقای فلانی اصلاً به من محل نمی‌گذارد. یا مثلاً راهنمایم  اینطور است.» یک حالتی در ذهن خودم، این را هی گسترش می‌دهم.
می‌آیم و معرکه راه می‌اندازم. به خاطر چه؟ به خاطر اینکه حالم خراب است. حال خودم خوب نیست. روی تنظیم دارو نیستم. دستوراتی که راهنمایم برای رهایی به من داده را انجام نمی‌دهم بعد می‌آیم و بهانه می‌آورم و کارهایی انجام می‌دهم که طرف مقابلم را با خود هم‌سو می‌کنم.
کسی که بخواهد در کنگره درمان شود، نباید در معرکه دیگران قرار بگیرد.
یکی از ریشه‌های معرکه‌گیری ترس است. آن ترسی که در دل آن فرد هست و آن منیتی که دارد، باعث می‌شود که شروع کند به معرکه‌گیری و شروع کند به نق زدن و از درمان دور می‌شوم.
در کنگره در هر جایگاهی که باشم  باید تابع دستورات جناب مهندس باشیم. مثلاً وقتی می‌گویند یک ربع به پنج باید در شعبه باشید، باید انجام بدهیم اگر توانستم سر وقت بیایم و منظم و مرتب باشم و کاری که درست است را انجام دهم، مطمئن باشم که بعد از ده ماه، مثل همه این دوستانی که اینجا نشسته‌اند، به رهایی قشنگ می رسم و حال خوش را می‌فهمم. آن موقع می‌فهمم که زندگی‌ام از چی به چی رسیده‌ام.
انشاءالله که همه ما در صراط مستقیم قرار بگیریم و بتوانیم اینجا جشن رهایی تک‌تک دوستان را بگیریم. ممنون که به حرف‌هایم گوش دادید.

جلسه خدمتگزاران نیز در این روز راس ساعت ۴ برگزار گردید.


گروه سایت نمایندگی ماهشهر
تایپ: مسافر محمود، مسافر مصطفی، مسافر عارف و مسافر علی، لژیون یکم
ویرایش و ارسال مطلب: مسافر فضیل

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .