جلسه دوازدهم ازدوره سوم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره۶۰، نمایندگی گلمکان با استادی مسافر جواد نگهبانی مسافر اصغر و دبیری مسافر کاظم، بادستور جلسه:"نقش سی دی و نوشتن آن در آموزش" سهشنبه 27 آبان ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ شروع به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان جواد هستم یک مسافر
ابتدا از ایجنت نمایندگی، آقای درودگر و بعد از راهنمای خوبم، آقای مسعودی تشکر میکنم. همچنین از کسی که راه کنگره را به من نشان داد، آقای یاسر، راهنمای محترم سپاسگزارم.
روز اولی که وارد کنگره شدم، همه چیز برایم مبهم بود. سه جلسه تازهواردین را که گذراندم، باز هم برایم سؤال پیش میآمد و به آقا یاسر زنگ میزدم. همیشه میگفت صبر کن، یک دو ماهی بگذرد، خودش برایت روشن میشود.
اولین روزی که وارد لژیون شدم، عباس آقا از من خواست هفتهای یک سیدی بنویسم. با خودم گفتم من که زمان مدرسه هم علاقهای به درس و نوشتن نداشتم، چطور میخواهم این کار را انجام بدهم. دودل بودم، اما گفتم مینویسم. روزهای اول برایم خیلی سخت بود. باید جایی میرفتم که سکوت کامل باشد تا بتوانم بنویسم. کمکم که جلو رفتم دیدم هم دستخط بهتر شده و هم اعصابم آرامتر شده و خیلی چیزها در من تغییر کرده است.
اوایل میگفت هفتهای یک سیدی بنویس، ولی من دو تا هم مینوشتم. تأکید میکرد جلو جلو نرو، همان یکی کافی است. صبحها ساعت هفت و ربع بیدار میشدم، کارهایم را انجام میدادم، دارویم را میخوردم و مینشستم پشت نوشتن سیدی تا ساعت نه که میخواستم بروم سر کار. آنقدر انرژی داشتم که حد نداشت. چون سیدیها را گوش کرده بودم و احساس میکردم آقای مهندس دقیقاً دارد درباره همان موضوعی صحبت میکند که من درگیرش هستم. خیلی وقتها در یک شرایط خاص، یاد حرفهای یک سیدی میافتادم و آن باعث میشد تصمیم درستی بگیرم. این فرایند در سفر اول خیلی به من کمک کرد.
الان که وارد ویلیام شدم، هشت سیدی دارد و من با سیتا سیدی سفر دوم شروع کردم به نوشتن. واقعاً در خیلی جاها اثر دارد. من زمانی مصرفکننده بودم و حتی یک رمز پویا را نمیتوانستم به خاطر بسپارم؛ سه بار پیامک را باز میکردم و باز یادم میرفت. اما بعد از یک مدت سیدی نوشتن، حافظهام بهتر شد و رمزها را کامل حفظ میکردم.

عباس آقا همیشه میگفت وقتی سیدی مینویسی، سه حس فعال میشود. روز اول نمیفهمیدم یعنی چه، اما کمکم که جلو رفتم، متوجه شدم. درست مثل بچهای که روز اول مدرسه هیچ سوادی ندارد و آرامآرام مسیر را پیدا میکند. کنگره هم همین است؛ دارد مسیر زندگی را با گوشکردن و نوشتن سیدیها به ما یاد میدهد.
بارها سیدی هفته را گوش میکنم و میبینم درباره مشکل من صحبت میکند. عمل میکنم و نتیجهاش را در زندگیام میبینم. دیگران هم کموبیش میگویند اخلاقم خیلی تغییر کرده. من یک آدم زودرنج بودم و سریع ناراحت میشدم و قهر میکردم. اما حالا آرامتر شدهام. حرف عباس آقا درست بود؛ وقتی گوش میدهی و مینویسی، تکرار باعث میشود مطالب در ذهن بماند. همانطور که آقای مهندس در صحبتهایش بارها نکات را تکرار میکند و ما مسیر را پیدا میکنیم.

سیدی نوشتن شاید اول سخت باشد، اما وقتی واردش میشوی، شیرین میشود؛ چون در خیلی چیزها کمک میکند. همیشه عباس آقا میگفت چهارده وادی را حفظ کنید؛ قفلی نیست که با این چهارده وادی باز نشود. الان که وارد سفر دوم شدهام، میبینم حرفش کاملاً درست است.
روزهای اول به عباس آقا زنگ میزدم و میگفتم این چیست؟ اما با نوشتن سیدیها کمکم فهمیدم هرکس در کنگره چه نقشی دارد و ساختار چگونه است. من خودم از کسانی بودم که هیچ علاقهای به سیدی نوشتن نداشتم، اما امروز بخشی از زندگی و روزمرگی من شده است.
هر وقت هم مشکلی برایم پیش میآید به عباس آقا زنگ میزنم، میگوید فلان سیدی را گوش کن، و بعد از گوشکردن جواب سوالم را میگیرم.
ممنون که به صحبتهایم گوش دادید.

گروه سایت گلمکان
مرزبان خبری : مسافر یامین
تایپ: مسافر مهدی لژیون یکم
ویراستار: مسافر وحید لژیون یکم
عکاس: مسافر وحید لژیون یکم
تنظیم برای سایت: مسافر وحید لژیون یکم
- تعداد بازدید از این مطلب :
214