English Version
This Site Is Available In English

باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی

باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی

جلسه سوم از دوره هشتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ با استادی دنور مسافر فرشاد، نگهبانی دنور مسافر قربان و دبیری دنور مسافر ایمان با دستور جلسه « گلریزان» چهارشنبه ۲۱ آبان ماه ۱۴۰۴  ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه گفتار استاد:
سلام دوستان فرشاد هستم یک مسافر.
با دستور جلسه « گلریزان» در خدمت شما هستم و خدا را شکر می‌کنم که امروز این قرعه به نام من افتاد تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
جناب مهندس روز چهارشنبه تمام داستان ساختن کنگره را از روز نخست تا به امروز به خوبی توضیح دادند که کنگره چه مسیر دشواری را سپری کرده تا به اینجا رسیده است تا ما امروز در یک مکان امن و مقدس بیاییم و به درمان برسیم. کسان زیادی از ابتدا زحمت کشیدند و کنگره را تا به اینجا رسانده‌اند، از همه آنها که در ابتدا آقای مهندس هستند تا به همه خدمتگزاران، ایجنت‌ها و مرزبان‌ها سپاسگزارم.
کنگره ۶۰ یک سازمان مردم‌نهاد است، همانند هلال احمر که یک سازمان مردمی بود اما آرام آرام دولت روی آن دست گذاشت و کارکنان آن بابت کار و خدمتی که انجام می‌دهند دستمزد دریافت می‌کنند، نیست. کنگره ۶۰  ساختاری است که هیچ کمکی را از هیچ سازمانی دریافت نمی‌کند حتی مبلغ ۶ هزار یورو که یکی از سازمان‌های بین‌المللی به کنگره ۶۰ داد، هنوز در آن حساب مانده و استفاده نشده است و دلیلش این است که کسانی که روزی مصرف کننده بودند و وارد کنگره شده و به درمان و تعادل رسیده‌اند، هزینه‌های آن را بر عهده می‌گیرند. به همین دلیل ما نیازی به هیچ گونه کمک و یاری از بیرون نداریم. مصرف کنندگانی که درمان شده‌اند انسان‌های آبادی هستند که به بالاترین مراتب رسیده‌اند و ایشان می‌توانند خرابی‌ها را آباد کنند.
استاد امین در سی‌دی بخشش، گفته‌های خوبی دارند که امروز آن را با شما در میان می‌گذارم و امیدوارم همه بتوانیم درس‌های خوبی بیاموزیم.
استاد امین در این سی‌دی می‌گویند: تمام حس‌هایی که در یک انسان هستند، یا به حداقل می‌رسد یا به حداکثر. در نوشتارها هم داریم که سفر ما سفری است از نفرت به طرف عشق. یعنی درون یک شخص یک خمیر مایه ابتدایی باید باشد تا انسان روی آن کار کند و به جایی برسد. کسانی که بالاترین درجه بخشش نسبت به دیگران دیگران دارند هم یک درصد هستند و کسانی که نفرت نسبت به دیگران می‌ورزند نیز یک درصد هستند و سایرین۹۸ درصد هستند. اگر من بخواهم به آن یک درصد گروه بخشش بپیوندم، کارهای زیادی دارم که انجام بدهم. لژیون سردار بهترین و بالاترین جایی است که من می‌توانم با استفاده از آموزش‌های آن به درجات بالای بخشش دست یابم.
به خودم که رجوع می‌کنم می‌بینم پیش از اعتیاد همیشه بخشش در دستور کارم بود و نسبت به انسان‌ها گذشت داشتم و همیشه از خیلی چیزها می‌گذشتم. اما زمانی که وارد اعتیاد شدم اتفاقات بدی برایم رخ داد که سر بساط به خاطر لول تریاک با دیگران درگیر می‌شدم و ویژگی‌های بخشندگی از من دور شدند. بواسطه اعتیاد، نفرت وارد زندگیم شد و از بخشش‌هایی که من به دیگران انجام می‌دادم جلوگیری کرد. داستان ایاز را که همه شنیده‌اید! در مورد بیشتر ماها درست است، من خودم به یاد دارم که با چه شرایط و حال خرابی آمدم ۴۰ نفر طلبکار دنبال من بودند و هرگز آرامش و آسایش نداشتم. اما امروزه با استفاده از آموزش‌های کنگره یک آرامش و تعادل نسبی در زندگیم دارم و به هیچکس بدهکار یا بستانکار نیستم. درسی که از بخشیدن آموختم این است که کسی که بدترین کار را در حقم انجام می‌دهد از او نمی‌رنجم و کس دیگری را نیز از خودم نمی‌رنجانم.
گوهری کز صدفِ کون و مکان بیرون است/طلب از گمشدگانِ لبِ دریا می‌کرد
نخستین بخششی که من در کنگره انجام دادم مبلغ ۱۰۰ هزار تومان بود که اما آرام آرام روی خودم کار کردم و توانستم این مبلغ را بالا و بالاتر ببرم و هر ساله (بی‌منت) از سال ۹۹ جایگاه دنوری را به دست آوردم و همین جایگاه به من کمک فراوانی کرد تا بتوانم به  قدرت تشخیص برسم و گنجایشم را در بخشش بالا و بالاتر ببرم.
در کنگره هیچکس با اجبار وارد لژیون سردار نمی‌شود، کار ما در کنگره پرزنت کردن یا دعوت کردن و یا زیر فشار گذاشتن یا زیر پر و بال گرفتن یا شارژ کردن کسی نیست که از کسی  بخواهیم تا کمکی را به کنگره انجام دهد.
بخشیدن با سیستم ایکس هم  رابطه درست دارد، زمانی که نطفه در جنین تشکیل می‌شود و پس از چهل روز قلب ساخته می‌شود، روح در او دمیده می‌شود و درست در همین مرحله است که جن هم وارد عمل می‌شود. کسی که اعتیادش هنوز درمان نشده، در فرمان جن است و هنوز سیستم ایکس او ترمیم نشده و همین خرابی روی روح او نیز تاثیر دارد و کسی که درمان نشده از این دنیا برود در بُعد آینده نیز یک مصرف کننده خواهد بود. پس پولی که من می‌بخشم تجلی کردن صفات خداوند است چون من قطره‌ای از اقیانوس خدا هستم و همین بخشش جزو صفات خداوند است.
اینک می‌خواهم در مورد خودمان، نمایندگیمان و شهرمان برایتان بگویم. بچه‌های قلعه‌حسن‌خان نه پولدار بلکه ثروتمند هستند چون این دو واژه با هم تفاوت زیادی دارد. آدم‌هایی در این شهر هستند که خودشان پول چندانی ندارند اما وقتی یک نیازمند را در خیابان می‌بینند نیمی از پول خودشان را به او می‌بخشند یعنی اگر برای نمونه هزار تومان داشته باشند ۵۰۰ تومان از آن را به آن شخص نیازمند خواهند داد. این آدم شخص ثروتمندی است اما هنوز آن گنجایش را پیدا نکرده تا پولدار شود.
آموزش‌های کنگره ۶۰ نیز باعث می‌شود که ما خشم، نفرت، منیت و کبر را از خودم دور کنیم تا ثروتمند شویم تا اگر روزی جایگاه پولدار شدن به ما داده شد به انسان‌ها نگاهِ از بالا نداشته باشیم و باورمان آن باشد که او نیز می‌تواند این جایگاه را تجربه کند.  این یعنی حس خوبی که ما از جشن گلریزان به دست می‌آوریم، با دیگران به اشتراک بگذاریم و بتوانیم به آن یک درصدی که استاد امین اشاره کرده‌اند بپیوندیم.
امیدوارم در گلریزان امسال هدف‌های والاتری را برای خود بگذاریم و تنها به این بسنده نکنیم زمینی را که اهدا شده بسازیم، بلکه بتوانیم دو یا سه نمایندگی در این شهر از خودمان داشته باشیم.

 

نوشتن، ویرایش و بارگذاری؛  مسافر حسن
عکس مسافر؛ مجید
فرستادن مطلب؛ مسافر بابک

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .