جلسه سوم از دوره اول سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی ماهشهر به استادی دنور راهنما مسافر احمد، نگهبانی مسافر عارف و دبیری همسفر محمد با دستور جلسه 《 هفته گلریزان》 در روز سهشنبه ۲۰ آبانماه راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان، احمد هستم، یک مسافر.
هفتهٔ گلریزان را به جناب مهندس و تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰ و به همهٔ دوستان تبریک میگویم. انشالله پنجشنبه، هفتهٔ خیلی خوبی داشته باشیم و با تمام توان، یک گلریزان بسیار خوب را اجرا کنیم.
هر دستورجلسه باید تأثیری روی من، داشته باشد. پارسال گلریزان در پارک بود، امسال خدا رو شکر زیر سقف هستیم. این جای شکر دارد که از آن حالت قبلی خارج شدیم و پیشرفتی کردیم که آمدیم زیر سقف. پس باید قدر این موقعیت را بدانیم.
جناب مهندس از سال ۱۳۸۵ حسابی برای "زمین" افتتاح کردند. این حساب از سال ۸۵ تاکنون فعال است و از یک شعبه به ۱۴۰ شعبه رسیده است. این ثمرهٔ همان حسابی است که ایشان باز کردند؛ چون جناب مهندس همیشه افکار و اندیشههایشان در زمان حال محدود نیست، آینده را میبینند و میدانند ده سال بعد چه اتفاقی خواهد افتاد. زمانی که این حساب را باز کردند، میدانستند که روزی این شعبات از یک به صد و چهل خواهد رسید.
یکی از این نمایندگیها، نمایندگی ماهشهر است. خدا رو شکر که من عضوی از این نمایندگی و خدمتگزار آن هستم.دو سال و یک ماه از فعالیت نمایندگی کنگره ۶۰ ماهشهر میگذرد و ثمرهٔ آن، رهایی اعضا و این مکان زیبایی است که خداوند اجازه داد در آن ساکن باشیم.
من پنج سال است که در گلریزان شرکت میکنم. هر سال، یک تجربه، یک هدیه و یک امتیاز است که خداوند به من داده است. پارسال وضعیت مالی خوبی نداشتم و مستأجر بودم، اما امسال توانستم خانه بخرم. این جرات را در هفتهٔ گلریزان به دست آوردم که ماهی بیستوپنج میلیون تومان قسط پرداخت کنم. خدا را شکر که امسال هم توفیق حضور در گلریزان را دارم.
این پولِ حاصل از گلریزان، به حساب شخصی جناب مهندس واریز نمیشود. بیست درصد آن برای ساخت دانشگاه کنگره ۶۰ هزینه میشود و هشتاد درصد صرف هزینههای تأسیس نمایندگی و حساب "زمین" میگردد.
ماهشهر باید برای خودش زمین داشته باشد. شاید در سالهای آینده، نزدیکان خودم درگیر اعتیاد شوند. باید مکان مناسبی وجود داشته باشد. همانطور که دیگران کاشتند و من برداشت کردم، من هم باید بکارم تا دیگران برداشت کنند.
سرداران سالانه ۶ میلیون تومان پرداخت میکنند، دونورها ۵۰ یا ۶۰ میلیون و پهلوانان هم ۶۰۰ میلیون. انشالله ما هم بتوانیم جزو آن پهلوانان باشیم.
جناب مهندس میفرمایند: ذره ذره، DST… DST… DST… ما قرار نیست یکشبه تحول عظیمی در زندگیمان رخ دهد. اگر انتظار داشته باشم که ۶ میلیون دادهام و فردا آن ۶ میلیون تبدیل به ۶۰ میلیون شود و به زندگیام برگردد، این درست نیست. جناب مهندس شاید سالها بعد، جواب آن سختیها را گرفتند و امروز به آن آرامش رسیدهاند. ایشان سالانه چند میلیارد تومان به کنگره کمک میکنند و این رقم کمی نیست برای کسی که خودش در سیدیهایش تعریف میکند که سالها از این شهر به آن شهر فراری بود، طلبکار و بدهکار بود، اما حال خوشی نداشت. این حال خوش را کنگره به او داد.
این موهبت را به جناب مهندس و به تمام اعضای کنگره تبریک میگویم. سعی میکنم تمام توانم را به کار بگیرم. شاید برای بسیاری، توان مالی پنجشنبه ۵۰، ۶۰، ۱۰ یا ۲ میلیون تومان باشد، اما باید صدقهمان را با صداقت بدهیم.
کنگره چیزی به من داد که حقیقتاً نه پدرم، نه مادرم و نه جامعه به من داده بودند. کنگره این لطف را به من کرد که در این جایگاه قرار بگیرم. آن آرامش و آسایشی که امروز در خانه و در زندگی دارم، را مدیون کنگره هستم. کنگره چیزهایی به من داد که غیرقابل تصور است؛ معجزه است، واقعاً معجزه است. معجزهٔ کنگره خیلی چیزها را به من نشان داد.
گروه سایت نمایندگی ماهشهر
تایپ: مسافر عارف، مسافر محمود و مسافر علی، لژیون یکم
ویرایش و ارسال مطلب: مسافر فضیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
94