جلسه هشتم از دوره سیودوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژهی مسافران و همسفران نمایندگی دانیال اهواز، با استادی مسافر نصرالله، نگهبانی مسافر ناصر و دبیری مسافر مسعود، با دستور جلسهی «نظم، انضباط و احترام در کنگره ۶۰» در روز پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
بسماللهالرحمنالرحیم،«ای که تا دستت رسد کاری بکن، پیش از آنکه از تو نیاید هیچ کار.» سلام دوستان، نصرالله هستم مسافر. زندگی زمینی بسیار کوتاه است، اما ما گمان میکنیم طولانی است. زمانی محدود در اختیار ما گذاشته شده تا آموزش بگیریم و درست زندگی کنیم. زندگی کردن شرایط و قوانین خودش را دارد که در ارتباط مستقیم با نظم، انضباط و احترام است. معنای لغوی دستور جلسه چنین است: نظم یعنی هماهنگی و پیراستگی در کنار هم قرار گرفتن، انضباط یعنی رعایت قوانین، و احترام یعنی شناخت و ارج نهادن به جایگاه افراد در کنگره. آقای مهندس میفرمایند: آموزشهای کنگره بر مبنای سه اصل بنا شده است که اولین آن، نظم است. منِ مصرفکننده وقتی وارد کنگره شدم، در بینظمی کامل زندگی میکردم و گمان داشتم که منظم هستم؛ کارهایم را درست انجام نمیدادم و خواب و بیداریام بههم ریخته بود، چون مصرف مواد اجازهی تمرکز و تفکر درست را از من گرفته بود. آموزشهای کنگره به من آموخت که نظم واقعی یعنی چه. انضباط یعنی ایجاد هماهنگی میان اعضا. مثل یک دومینو؛ وقتی نظم و انضباط از بین برود، با یک حرکت کوچک همهچیز فرو میریزد. در جلسات هم همینطور است؛ اگر کسی با موبایل مشغول باشد، دیگری صحبت کند یا صدای اذان پخش شود، نظم جلسه از بین میرود.فرد مصرفکننده هنگام ورود به کنگره میشنود که رعایت قوانین و انضباط شرط رهایی است. به من گفتند باید سه جلسه در هفته شرکت کنم: یکشنبه، سهشنبه و پنجشنبه. هیچکس من را به اجبار به کنگره نیاورد و کسی هم به زور نگه نمیدارد، چون خودم با پای خودم آمدهام. باید طبق قوانین سفر کنم، راهنما انتخاب کنم، دارو را سر ساعت و طبق دستور مصرف کنم. اگر خواهان درمان هستم باید با دیگران همسو شوم، از کسانی که حالشان خوب است الگو بگیرم و علت حال خوبشان را بیاموزم.
.jpg)
همهی ما بهدنبال شادی و آرامشیم؛ میخواهیم بتوانیم با خود و دیگران تعامل سالم داشته باشیم. کنگره این درسها را با محبت درآمیخته است. هیچکس در کنگره بابت آموزش پولی دریافت نمیکند. راهنماها این مسیر را رفتهاند و حاصل سالها تجربهی خود را چراغ راه ما میکنند. احترام یعنی شناخت جایگاهها؛ از نگهبان کنگره و آقای مهندس گرفته تا دیدهبانان، راهنمایان و ایجنتها. آقای مهندس میفرمایند: اگر این شال بر گردن یک چوب هم بود، شما موظفید به آن چوب احترام بگذارید. در کنگره چیزی جز محبت نیست. آقای مهندس میفرمایند: هر کس به کنگره میآید و حالش خوب است و در آرامش قرار دارد، بداند در مسیر درست حرکت میکند. هیچ جایی بهتر از اینجا برای درمان وجود ندارد. من سالها بهدنبال درمان بودم و پیدا نکردم، چون مواد بر جسم، روان و عقل من تأثیر گذاشته بود. زمانی رسید که دیگر زورم به مواد نمیرسید؛ مواد بر عقل من فرمان میداد. وقتی مصرف میکردم آرام بودم، اما بدون آن از تعادل خارج میشدم و مسئولیتها را بر دوش دیگران میانداختم. مواد همهچیز را از من گرفت و اجازه نداد زندگی کنم. در ۵۹ سالگی به کنگره رسیدم. چهار هفته دم در مینشستم و حتی نمیدانستم جلسات چه روزهایی برگزار میشود، تا اینکه فردی به من گفت برنامهی جلسات در روزهای یکشنبه، سهشنبه و پنجشنبه است. وقتی وارد شدم، گفتند پذیرش تا ۶۰ سالگی است. گفتم من ۵۹ سالهام، اگر تا سال آینده درمان شدم میمانم، و اگر نه، میروم پی کارم. ماندم. سر ساعت آمدم، دارو را به اندازه و به موقع مصرف کردم، سیدیها را نوشتم، به مسافرت و مراسم نرفتم، خرید و فروش نکردم تا درمان شدم. کنگره ۶۰ مسیر را برای من روشن کرد؛ فقط کافی است در مسیر بمانم، در جلسات شرکت کنم و از دستور جلسات استفاده کنم. ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.
سایت نمایندگی دانیال اهواز
عکس و تایپ: مسافر محمدامین
ارسال خبر: همسفر ابوالفضل
- تعداد بازدید از این مطلب :
107