مفاهیم کلیدی مطرح شده:
• منیت و ناآگاهی :خطرناکترین دشمن انسان، جهل و ناآگاهی است. درک واقعی منیت ممکن است سالها طول بکشد .
تصور دانایی و خوب بودن، خود خطرناک است؛
انسان بد کسی است که فکر میکند خوب است و انسان خوب کسی است که فکر میکند بد است.
انسانهای دانا همیشه احتمال اشتباه میدهند و به راحتی عذرخواهی میکنند.
• قدرت :قدرت، توانایی انجام کار و توانایی انجام ندادن کار است.
تعادل قدرت زمانی شکل میگیرد که انسان بتواند کاری را انجام دهد اما از آن خودداری کند ، مثلاً می تواند اخراج کند اما نمیکند.
• مدل درخت (یک الگوی جهانشمول) :این مدل در کیهان (شکل گیری جهان و ماده تاریک) سلولهای عصبی و حیات روی کره زمین تکرار میشود.
سلول عصبی شبیه درخت است و از دندریت (شاخه ها)،آکسون (تنه) و غلاف میلین تشکیل شده است.
کیهان نیز ساختاری شبیه درخت دارد؛ ماده تاریک به عنوان شاخه های پنهان و کهکشانها به عنوان میوه های این درخت کیهانی توصیف شدند.
حیات روی کره زمین نیز با درختان و سلولهای عصبی (مدل درخت) در ارتباط است.
نیروهای منفی (مانند میکروب، انگل، ویروس یا اعتیاد و آسیبهای عاطفی) چون حیات و زایش ندارند،
برای رشد باید خود را به یک "درخت" (انسان میزبان) پیوند بزنند.
این پیوند با ایجاد یک ضربه (روحی، عاطفی یا فیزیکی) به میزبان آغاز میشود، شبیه به شکافتن پوست درخت برای قلمه زنی.
شاخه منفی برای رشد نیاز به انرژی ازدرخت اصلی (انسان) دارد.
این انرژی با تکرار فکر کردن به آن اتفاق بد، احساس گناه، ناتوانی، حقارت وسایر احساسات منفی تأمین میشود.
اگر این انرژی منتقل نشود، شاخه منفی ضعیف شده،خشک میشود و از بین می رود.
اگر شاخه منفی رشد کند، ممکن است انسان تکرار همان رفتار منفی (مانند تجاوز یا آسیب زدن به دیگران) کند و "میوه شر" تولید کند.
مثالها احساس گناه مکرر (یک مکانیسم هشداردهنده که نباید دائمی شود و انرژی نگیرد)، فکر کردن وسواسی به یک نفر (شاخه انرژی گيرنده).
خون آشامهای انرژی : افرادی که به طور یک طرفه از دیگران انرژی عاطفی یا روحی ميگيرند، مانند داستان دراکولا که خون (نماد انرژی حیاتی) می مکد.
• هرس کردن (Pruning (در جهانبینی :
هدف :درخت برای تولید میوه خوب فراوان باید هرس شود.
انسان نیز برای رسیدن به کمال و تولید محصول(خروجی مثبت) نیاز به هرس دارد.
تقارن و تعادل : شاخه های درخت باید صورت متقارن در همه جهات رشد کنند تا بیشترین نور خورشید (علم و دانش را دریافت کرده و تعادل داشته باشند.
رشد نامتقارن (مانند درخت سرو که فقط قد میکشد و میوه نمیدهد یا انسانهایی که فقط در یک زمینه متخصص می شوند) منجر به عدم تولید میوه و شکستن درخت میشود.
ریشه ها و آب محبت :ریشه ها (فندانسیون انسان) باید برای یافتن آب (محبت) و عناصر لازم (دانش و سختیها) به عمق خاک نفوذ کنند.
نقطه آسیبپذیری : آب فراوان (امکانات بیش از حد، محبت و توجه زیاد و بی حد و حصر) باعث سست شدن ریشهها میشود
درختی با ریشه های سست، میوه خوب نمیدهد و در مقابل طوفانها نمیتواند مقاومت کند.
انسانهایی که در سختی بزرگ میشوند، ریشه های قویتری دارند و در برابر مشکلات مقاومترند .
قناعت :با کمترین امکانات، بهترین میوه را تولید کردن (نظر آقای مهندس).
هرس کردن روابط :روابط یکطرفه که فقط انرژی از شما میگیرند و تبادل منطقی انرژی ندارند، باید هرس شوند.
دادن انرژی زیادتر از حد به دیگران
(رهجویان) باعث فاسد شدن آنها و کمبود انرژی در خود فرد میشود.
اصلاح :حتی اگر درخت خود (یا فرزندان) را به خوبی پرورش نداده باشیم،
با روشهای کنگره مانند متد DST میتوانیم آن را در طول زمان هرس و ریشه ها را اصلاح کنیم و به نقطه ای برسیم که با کمترین امکانات، بیشترین محصول را تولید کنیم.
تهیه و تدوین: گروه سایت مسافران شعبه شهرری
مرزبان خبری: مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
9385