در گردش ایام به این مرحله رسیدیم که ابتدا باید خانواده خود را هدایت کنیم. خانواده متشکل از یک زن و یک مرد که در زبان فارسی واژه همسر به آن میگویند و خانواده خوب داشتن هزینه دارد، که باید پرداخت کنیم.
حتی محبت هم بدون پرداخت هزینه به وجود نمیآید. دوم، نور چراغی باشیم که قدری دورتر را روشن کنیم، در این مرحله کمی فراتر از خانواده یعنی دور و اطراف را هم روشن کنیم و مرحله سوم، که مرحلهی بالاتری است نوری تابندهتر که تا دور دستها چون خورشیدی کوچک بتابیم و این امری است که خداوند در هر موردی فرمان داده است.
مرحله اول و دوم دست ماست، مرحله سوم دست خداوند است.
مسئله دیگر نیروی درون و هماهنگی آن با نیروی بیرون بود که مربوط به خوابها و یا کابوسهای شبانه ما هم میشود و اگر درون و بیرون ما یکی شود، آن موقع مسائل را بهتر درک میکنیم؛ و اینیکی شدن درون و بیرون در خواب ما هم اثر نیکویی دارد.
پس در نتیجه همهچیز هزینه دارد و هیچچیز بدون هزینه به دست نمیآید. مطلب مهم دیگر این بود که پایه حیات بر اساس عشق و ایمان بنانهاده شده، پس همیشه آدمها را به دوستی و محبت دعوت کنیم، و بدانیم راه صحیح رفتن سخت است، اما بااحساس خوب، اندیشه خوب در خودمان ایجاد کنیم.
اینکه الآن من و مسافرم یک خانواده هستیم، که با باز شدن در کنگره به روی ما باید اینقدر تلاش کنیم و هزینه پرداخت کنیم تا بتوانیم به رهایی برسیم، وقتیکه پس از گوش کردن به سیدیها و نوشتن و عملی کردن آموزشها به رهایی رسیدیم، تازه میتوانیم خانواده خودمان را در جهت صراط مستقیم هدایت کنیم و بعدازاین که انشالله به درجه کمک راهنمایی رسیدیم، میتوانیم به بقیه هم کمک کنیم و دور و اطرافمان را روشن کنیم.
پس من اگر میخواهم مسافرم رها شود، باید هزینه پرداخت کنم تا برون و درونمان یکی شود، وقتیکه این اتفاق افتاد حسمان سالم میشود و به آرامش درون میرسیم. پس فعلاً باید در مسیر باشم و با تصویرسازیهای خوب، خوشبین باشم بجای غم و اندوه بهروزهای خوشفکر کنم.
نویسنده: همسفر لیلا /لژیون چهارم
تنظیم: همسفر سمیه /لژیون یکم
- تعداد بازدید از این مطلب :
6505