با تفکر ساختارها آغاز میگردد، بدون تفکر آنچه هست، رو به زوال میرود. انسان از زمانی که پا به حیات می گذارد، اولین قدمی که برمیدارد، تفکر و اندیشه کردن است، برای هر کاری ابتدا باید تفکر کرد. برای زندگی کردن، بیدار شدن، ساختن، خوردن و خوابیدن اول تفکر لازم است. برای حرکت کردن به طرف مقصد و هدف خود ابتدا باید تفکر کند و جوانب کار را بسنجد که آیا هدف و مقصدی که پیش رو دارد، درست است؟ چه موانع و مشکلاتی دارد و چگونه میتواند، این موانع و مشکلات را از سر را خود بردارد. ما در زندگی خود مشکلات و سختیهای زیادی را تجربه کردهایم که بیشتر این مشکلات وسختیها بر اثر تفکرات نادرست ما یا نتیجه تفکر نکردن است. در کنار این تفکر به نیروی القا، احیا و تحرک هم نیاز داریم. یکی از تعلیمات خداوند در قرآن کریم دعوت به تفکر کردن است؛ مانند تفکر در مخلوقات خدا، برای پی بردن به راز آفرینش و تفکر در احوال و اعمال خود برای انجام دادن وظیفه، تفکر در تاریخ و زندگی اقوام گذشته برای شناخت سنتها و قوانین که خداوند برای زندگی کردن در جامعه بشری قرار داده است. خداوند در قرآن به تکرار کسانی را که تفکر نمیکنند، سرزنش کرده است. قرآن بیش از سیصد مرتبه انسان را به تفکر و تعقل دعوت کرده است. فکر کردن در صورت به کارگیری درست آن، منجر به شناخت حقیقت میشود و وقتی انسان از آن استفاده کند به نشانههای الهی پی میبرد. در حدیثی از حضرت محمد (ص) آمده است که؛ یک ساعت اندیشیدن از هفتاد سال عبادت بهتر است؛ یعنی تفکر کردن، بهترین تکیهگاه رشد قوه عقل و گسترش عقل و روشن کردن مجهولات است و نفع سرشار آن به همه مردم باز می گردد مثل چراغی است که نور را در هر مکانی منتشر میسازد. حضرت علی (ع) در نهجالبلاغه میفرماید: «فکر، آینه شفاف است و یا هر کسی بیاندیشد، بصیرت پیدا میکند.» یعنی اندیشه انسان آینهای است که عمل نیک را از عمل زشت جدا و به او میفهماند. تفکر چراغ قلب است که نیکی، بدی، سودها و زیانهایش به واسطه آن دیده میشود و هر قلبی که در آن اندیشه ورزی و تفکر نباشد در حقیقت در تاریکیها غوطهور است و رو به نابودی و زوال می رود. تفکر؛ چراغ پند گرفتن و کلید آزمون است. بقاء دنیا و سوال آن بر اساس تفکرات انسان بوجود آمده است. خداوند انسان را بر حیوانات بر اساس نعمت اندیشه و تفکر برتری داده است که اگر از آن درست استفاده کند و تفکر درست داشته باشد به بالاترین مراتب ترقی و کمال میرساند، اگر به آن توجه نکند و تفکرات اشتباهی انجام دهد از حیوان پستتر میشود. تفکر و تعقل از معیارهای ارزش و کرامت آدمی در پیشگاه خداوند است. خداوند در قرآن میفرماید: «بدترین جنبندگان نزد خداوند افراد کر و لالی هستند که اندیشه نمیکنند.» انسانی که پا به این دنیا میگذارد؛ مانند یک صفحه نقاشی پاک، سفید و منزه است که وقتی به بلوغ فکری رسید، این تفکرات و تصمیمهای درست است که تعیین میکند که به چه جایگاه و مکانی برسد و چگونه زندگی خود را بسازد. کوچکترین تصمیمی که در زندگی میخواهد بگیرد، نیاز به مثلث تفکر دارد که سه ضلع توان تصویری، توان احساسی و توان عقلانی دارد؛ یعنی فکر انجام آن کار را در ذهن خود به تصویر بکشد؛ سپس بر اساس توان احساسی خود که درست یا غلط بودن آن، توان عقلی، منطق، اعتماد به نفس، نیروی مافوق و در نهایت اختیار خود آن کار را به نتیجه برساند. افکار ساخته و پرداخته ذهن ما هستند و همواره باید قبل از آنکه واکنشی نسبت به مسئله یا مشکلی نشان دهیم، خوب فکر کنیم و بفهمیم که رفتار ما چه واکنشی را به دنبال دارد. حال یک مسافر قبل از اینکه وارد کنگره شود و اقدام به درمان کند، بارها اقدام به ترک کرده بود؛ ولی موفق نشده و شکست خورد. علت این شکستها این بود که روش درست و فکر درستی برای درمان نداشت؛ ولی وقتی وارد کنگره شد و این وادیها و این آموزشها را فرا گرفت، توانست راه درست را پیدا کند و با داشتن تفکر درست از همان وادی اول یا پله اول و با قدمهای محکم سفر خود را شروع و به نتیجه مطلوب که همان رهایی است، برسد.
نویسنده: همسفر سوسن، رهجوی راهنما همسفر مریم(لژیون سوم)
ویراستار و ارسال: راهنما همسفر معصومه، دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی گوجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
425