English Version
This Site Is Available In English

عشق یعنی از خود گذشتن

عشق یعنی از خود گذشتن

جلسه سیزدهم از دوره پانزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی زاگرس با استادی راهنما همسفر زهرا، نگهبانی همسفر لیلا و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «وادی چهاردهم (آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۷ اسفند‌ماه ۱۴۰۳ ساعت ١۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می کنم که یک بار دیگر من لیاقت این را داشتم در کنگره حضور داشته باشم و در جایگاه استادی قرار بگیرم و از نگهبان جلسه تشکر می‌کنم. قبل از این که در مورد دستور جلسه «وادی چهاردهم» صحبت کنم، پیشاپیش سال جدید را به شما تبریک می‌گویم، امیدوارم که سال سلامتی و پراز‌ خیرو برکت برای همه ما باشد. ما چیزی به عنوان سال بد نداریم و آن چیزی که است این‌که من آن سال را می‌سازم، امیدوارم که بهترین نقش‌ها را بکشم. اگر سفر اول هستیم شاهد رهایی مسافرمان باشیم، اگر سفر دوم هستیم شاهد رشد و ترقی و دریافت حس‌های بسیار خوب باشیم و بتوانیم در کنگره خدمتگزار باشیم و امیدوارم که واقعاً بهترین‌ها نصیب و روزی تک‌تک شما شود. برای ماه رمضان هم خواستم تشکر کنم و خدا قوت بگویم به ایجنت در بخش مسافران و در بخش همسفران، مرزبان‌ها و کسانی که برای تهیه افطاری کمک کردند و از تک‌تک شما که اگر در کنگره سفره پهن می‌شود در کنار هم سر یک سفره می‌نشینیم، افطار می‌کنیم و بهترین حس‌ها را دریافت می‌کنیم به خاطر حرکت تک‌تک شما عزیزان است، به همه شما تبریک می‌گویم و واقعاً از همه شما تشکر می‌کنم.

دستور جلسه «وادی چهاردهم (عشق و محبت)» باید بگویم دستور جلسه بسیار سختی است، سخت از این جهت که خیلی انسان را در خودش فرو می‌برد بیشتر از این‌که بخواهیم در مورد آن صحبت کنیم، دوست داریم فکر کنیم، تأمل کنیم و آن را حس کنیم به خاطر همین است که یک ذره بیان کردن در مورد آن سخت است، برای خود من این طور است. وقتی که به من فشار وارد می‌شود حال از نظر حس‌های منفی یا شرایطی برایم در زندگی پیش می‌آید یا از نظر ذهنی به هم ریخته می‌شوم، اولین کاری که می‌کنم سی‌دی‌های وادی چهاردهم را گوش می‌دهم و یک درب دیگری برای من باز می‌شود و یک دنیای جدیدی را به من نشان می‌دهد و کمک می‌کند که حال من بهتر شود، بسیار توصیه می‌کنم که مطالعه کنید؛ حتماً مکتوب کنید و گوش دهید تا بتوانید حداقل آموزش را از وادی چهاردهم دریافت کنید.

در وادی چهاردهم (عشق و محبت) من این جمله را خیلی دوست دارم که حتماً مطالعه کنید که می‌گوید برای آن‌هایی که حال خوشی ندارند دو راه وجود دارد: یا به نیروهای راستین بپیوندند یا این‌که صبر کنند نیروهای بازدارنده و منفی آن‌ها را با خود ببرند و به ظلمت هدایتشان کنند. همه ما طبق آموزش‌های کنگره می‌دانیم که انسان بوده و خواهد بود ‌و از روز الست یعنی لحظه‌ای که قبل از تولد در جهان خاکی ما حضور داشتیم، بوده‌ایم و مبدأ آن مشخص نیست، هستیم و خواهیم بود و با مرگ از بین نمی‌رویم و در این حلقه قرار است که ما به تکامل و رشد می‌رسیم و این همچنان ادامه دارد.

آقای مهندس خیلی زیبا در سی‌دی «معرفت» می‌فرمایند که «تکامل وقتی اتفاق می‌افتد که ضلع مثلث آن یعنی محبت رشد پیدا کند». حال چه‌طوری این محبت به وجود می‌آید؟ من وادی چهاردهم (عشق و محبت) را می‌خوانم در مورد آن صحبت می‌شود، خب من که می‌خواهم انسان عاشقی شوم، من که می‌خواهم هستی را دوست داشته باشم، به انسان‌ها محبت کنم، محبت یک مرتبه به وجود نمی‌آید نیاز به پیش زمینه‌هایی دارد که این اتفاق بیفتد و این محبت ریشه و پایه‌هایی دارد که باید مثل ساختمان که باید پایه‌های داشته باشد تا آن ساختمان را روی آن بنا کنیم. آقای مهندس می‌فرمایند: پایه آن چیست؟ پایه آن معرفت و دانایی ما است؛ یعنی ما به آن دانایی و تفکر نیاز داریم، حال دانایی اضلاع مختلفی دارد به آن تفکر و تجربه دست پیدا کنیم به آن آموزش دست پیدا کنیم؛ باید دانایی و معرفت ما بالا برود تا بتوانیم به آن محبت دست پیدا کنیم تا بتوانیم به وادی چهاردهم (عشق ومحبت) دست پیدا کنیم.

وادی چهاردهم  مثل یک حلقه می‌ماند که این وادی‌ها را در کنار هم جمع می‌کند و ما نیاز داریم که سیزده وادی را اجرا کنیم تا به وادی چهاردهم برسیم، خیلی عجیب و غریب نیست. وقتی که آقای مهندس  در مورد آن صحبت می‌کنند و من نگاه می‌کنم، می‌بینم که شاید من در سفر اول هم عاشق بودم، شاید من اگر عاشق زندگی خودم، فرزندم و همسرم نبودم اول که اعتیاد همسرم و مشکلات پیش آمده را می‌دیدم، رها می‌کردم و می‌رفتم و با آن می‌جنگیدم، تلاش نمی‌کردم که دری به روی من باز شود. برای خود من این طوری بود وقتی اعتیاد همسرم را فهمیدم حس و حال بدی داشتم؛ ولی به اولین چیزی که فکر می‌کردم این که من باید بجنگم و تمام تلاشم را کنم که وقتی برمی‌گردم و پشت سرم را نگاه می‌کنم از خودم راضی باشم.

وقتی وارد سفر دوم شدیم انگار که مسئولیت ما بیشتر می‌شود، حس‌های ما باز می‌شود، چیزهایی را می‌دیدیم که قبلاً نمی‌دیدیم و الآن هم که خیلی حس‌ها متفاوت‌ می‌‌شود و نیاز به دانایی بیشتری داریم، نیاز به این داریم که چیزهایی را که یاد گرفته‌ایم را عملی کنیم. اگر قرار باشد به کنگره۶۰ بیایم نتیجه را بگیرم و بروم هیچ فایده‌ای نداره، هیچ بهره‌ای نمی‌برم. چه کسی بهره می‌برد؟ آن کسی که ایستادگی می‌کند و آن چیزهایی که یاد گرفته است را عملی می‌کند؛ چون با درمان اعتیاد و رهایی مشکل من حل نمی‌شود، درست است که اعتیاد حل می‌شود.

آقای مهندس می‌فرمایند: «با آن چیزهایی که یاد می‌گیرید توانمند می‌شوید؛ اما مشکلات زندگی که تمام نمی‌شود این مشکل حل می‌شود یک مشکل دیگر پیش می‌آید. من هر چه‌قدر تلاش می‌کنم برای زندگی، آگاهی به دست می‌آورم. اتفاقی که می‌افتد انگار درهای بیشتری به روی من باز می‌شود. شاید وقتی بیرون کنگره باشیم همه ما تجربه آن را داریم، قبل از کنگره و حضور در کنگره۶۰ شاید خیلی‌ها هم هنوز این تجربه را کسب نکرده باشند‌؛ چون می‌آییم و می‌رویم و هیچ آموزشی نمی‌گیریم، فقط می‌نویسیم و دفتر سیاه می‌کنیم؛ ولی وقتی آموزش دریافت کنیم و رشد کنیم، وقتی مشکل برای ما پیش می‌آید درب دیگری به روی زندگی باز می‌شود. وقتی هر اتفاقی می‌افتد راحت‌تر می‌توانیم از پس مشکلات بر بیاییم به هم می‌ریزیم، شاید گریه کنیم و حالمان بد شود؛ ولی زود بلند می‌شویم و می‌توانیم حالمان را خوب کنیم. قبلاً این طور نبود آن‌قدر در غم خودمان فرو می‌رفتیم و دچار ناامیدی می‌شدیم و اصلاً توان این را نداشتیم که بلند شویم و ادامه دهیم.

محبت و عشق یعنی از خود گذشتن، من این را خیلی دوست دارم و در کنگره آن را تجربه کرده‌ام، آن چیزی را که برای خودتان می‌پسندید برای دیگران هم بپسندید، آن چیزی که برای شما بد است، برای دیگران هم نخواهید. یک رهجو داشتم وقتی یکی از اقوام‌شان وارد کنگره شد و شروع کرد به رشد کردن و جایگاه خدمتی کسب کرد، داشت حالش خوب می‌شد، آن رهجو هر روز حالش بدتر می‌شد، از این خیلی ناراحت بود و می‌گفت چرا ما این‌ها را به کنگره آوردیم و خودمان هیچی نشدیم؛ اما او جایگاه خدمتی را گرفت. نتیجه‌ آن چه شد؟ آن فرد همچنان در کنگره۶۰ است‌‌‌؛ ولی آن کسی که تمام خوبی‌ها و رشدها را برای خودش می‌خواست الآن در کنگره نیست.

عشق آقای مهندس است که از وقت و زندگی‌شان گذشتند برای این‌که به بشریت خدمت کنند. عشق خانم آنی عزیز و بزرگوار است. آن موقع شاید شما در شعبه نبودید که خانم آنی بزرگ خیلی شعبه‌ها و مسیرها را (کلام دیده‌بان مسافر احمد) طی می‌کردند و به شهرهای مختلف می‌رفتند و تمام وقت خود را می‌گذاشتند؛ حتی برای زندگی شخصی خودشان که آقای مهندس بتوانند تمام تمرکزشان را در کنگره بگذارند. عشق یعنی گذشتن از خود. امیدوارم همه ما به جایگاهی برسیم که بتوانیم اول خودمان را و بعد دیگران را دوست داشته باشیم، هستی را دوست داشته باشیم و بتوانیم از چیزی که داریم به دیگران ببخشیم. شاید گاهی بغل کردن همدیگر است، کمی بیشتر همدیگر را بغل کنیم. دو هفته پیش یکی از رهجوها مرا بغل کرد و می‌گفت: وقتی صدای قلب‌تان می‌آید حس خوبی به من می‌دهد و برای تک‌تک شما هم همین‌طور است.

امیدوارم این را با تمام وجود لمس کنیم. مثلث عشق را باید بلد باشیم جاذبه، حس و سایه‌. سایه‌ یعنی چیزی وجود داشته باشد که من نسبت به آن حسی پیدا کنم و به آن جذب شوم، شاید من جذب زیبایی یک نفر شوم و نسبت به او حس پیدا کنم، ممکن است دافعه ایجاد شود و از او فاصله بگیرم. چیزی که الآن کنار هم هستیم و همدیگر را دوست داریم حس مشترکی است که بین تک‌تک ما وجود دارد. خیلی در مورد این وادی می‌شود صحبت کرد. در کلام آخر اگر من بخواهم به عشق و محبت برسم نیاز دارم که معرفت و دانایی‌ رشد پیدا کند، برای این‌که معرفت و دانایی‌ رشد پیدا کند؛ باید آموزش ببینم، تلاش کنم و خواسته قوی داشته باشم تا به عشق و محبت برسم. برای چه به عشق و محبت برسم؟ برای این که به رشد و تکامل برسم و تکامل وقتی صورت می‌گیرد که صور آشکار و پنهان من بر هم منطبق شوند؛ یعنی آنچه در درون و بیرون من است یکی باشند و قرار است که به این مرحله برسیم. امیدوارم همه به این مرحله برسیم که اول حال خودمان خوب باشد و تمام تلاش ما این باشد که حال خوبم را به دیگران انتقال دهیم.

گزارش تصویری مراسم افطاری همسفران نمایندگی زاگرس

مرزبانان کشیک: همسفر پری و مسافر شهرزاد            
عکاس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون چهارم)
تایپیست: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
ویراستاری و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم ) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زاگرس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .