آقای مهندس حسین دژاکام که بنیانگذار جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ هستند؛ فقط راجع بهظاهر مسئله درمان اعتیاد فعالیت نداشتهاند؛ چون معتقد هستند برای درمان اعتیاد باید سه ضلع مثلث درمان که شامل جسم، روان و جهانبینی است بهطور همزمان و مساوی رشد کنند تا به نتیجه مطلوبی برسند. در قسمت جسم که ظاهر قضیه است کسانی که وارد کنگره میشوند با لقب مسافر طی ۱۰ الی ۱۱ ماه سفر درمانی خود را انجام میدهند و بهتماممعنا درمان میشوند؛ اما در قسمت روان و جهانبینی که بیرون از کنگره شاید کمتر به آن توجه مینمایند؛ اما آقای مهندس با تحقیقاتی که انجام دادهاند و میدهند که آنها را در قالب کتابها، جزوات و صحبتهایشان که بهواسطه اپلیکیشن مورداستفاده قرار میگیرد به ما اعضای کنگره ۶۰ انتقال میدهند.
یکی از کتابهایی که درکنگره ۶۰ آموزش داده میشود کتاب عشق، چهارده وادی برای رسیدن به خود است که توسط آقای مهندس به نگارش درآمده است. در این کتاب برای رسیدن به خود و در پی آن رسیدن به قدرت مطلق یا خالق خود باید از این وادیها عبور کرد. شروع این وادی با تفکر است و در پایان به وادی چهاردهم یا عشق میرسد. در این وادی میگوید «کائنات جولانگاه عشق است و مخلوقین الهی منزلگاه آن و محبت اسباب و نشانه آن است.» بنابراین قدرت مطلق برای ابراز عشق خود، خلق جهانهای آفرینش و حیات را باشکوهترین شکل ممکن به ارمغان آورد تا حیات با تنوع و گوناگونی و تکثیر در زمین و آسمان، دشت و دریا و کوه و صحرا به سیر تکاملی خود ادامه دهد تا امواج عشق در تمامی ذرات هستی متبلور گردد.
برای پدیدار شدن عشق، شرط اول آن است که باید چیزی وجود داشته باشد تا عاشق و معشوق مفهوم یابند و ما عاشق و یا معشوق آن چیز گردیم؛ البته آن چیز میتواند در بعد مادی و یا در بعد روحانی باشد. عاشق را حساب با عشق است با معشوق چه حساب دارد؛ زیرا در این مرحله، عاشق؛ مثل خورشید، نورش را بلاعوض به هستی میتاباند و هیچ انتظاری ندارد. پلههای رسیدن به عشق خالق، عشق بلاعوض به مخلوقین است؛ یعنی دروازه ورود به رحمت خداوند، قلب انسانها و موجودات و کل هستی است. سه نوع عشق در هستی وجود دارد؛ یکی عشق مخلوق به مخلوق، دومی عشق مخلوق به خالق است و مرحله آخر که برای رسیدن به آن باید این دو را هم در کف داشت، آن عشق، عشقی است که قدرت مطلق، عاشق مخلوق خود میشود.
عشق در انسان و کل موجودات به صور و اشکال مختلف و گوناگون در جریان است و دائماً به دلایل و بهانههای جورواجور در حال نزدیک کردن موجودات به یکدیگر است و سبب و اسباب قوام آفرینش و چرخش چرخ گردون است؛ زیرا همه موجودات طبق قانون سایهها، جاذبه و حس، توسط ذرات عشق به یکدیگر متصل و یکدیگر را دوست دارند و نام این دوست داشتن، عشق است. عشق در انحصار هیچکس نیست؛ زیرا تمام موجودات در حال زیستن در عشق و تمرین آن برای رسیدن به عشقی بالاتر هستند و همه در عشق شناورند؛ زیرا هستی در عشق شناور است. عشق متعلق به همه انسانها است، عشق بهکل هستی تعلق دارد، عشق متعلق به همه موجودات است. خداوند، عشق است. حیات، عشق است. بودن و نبودن نیز عشق است.
نویسنده: همسفر مریم راهنمای تازه واردین
تایپ: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون نهم)
ارسال: همسفر راحله رهجوی راهنما همسفر آذر (لژیون هشتم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رودهن
- تعداد بازدید از این مطلب :
119