در میان اینهمه غوغا و شر عشق؛ یعنی کاهش رنج بشر
عشق؛ یعنی گل به جای خار باش، پل به جای اینهمه دیوار باش
عشق؛ یعنی تشنهای خود نیز اگر واگذاری آب را بر تشنهتر
عشق؛ یعنی دشت گلکاری شده در کویری چشمهای جاری شده
عشق؛ یعنی ترش را شیرین کنی
عشق؛ یعنی نیش را نوشین کنی
«هر کجا عشق آید و ساکن شود، هرچه ناممکن بود ممکن شود».
همسفر زهرا و مسافرشان مسعود با 7 سال تخریب آنتیایکس مصرفی متادون وارد کنگره شدند. به مدت 11 ماه و 24 روز با متدDST و داروی OT به راهنمایی مسافر محسن و همسفر مهری سفر کردند. در حال حاضر به مدت 2 سال و 10 ماه است که به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر فوتسال و رشته ورزشی همسفر در کنگره بدمینتون است. همسفر زهرا در جایگاههای خدمتی دبیری و نگهبانی جلسات، مسئول مصاحبه، عکاس، ورزشبان و نگهبان رشته ورزشی بدمینتون، نگهبان جلسات راهنمایان خدمت کردهاند و در حال حاضر در جایگاه راهنمایی در حال خدمت هستند.
از دیدگاه شما شالوده اصلی راهنما بودن چیست؟
عشق، عقل و ایمان است. راهنمایان عاشقانی هستند که عاقلانه و با ایمان به کار خودشان ادامه میدهند و در مسیر خدمت حرکت میکنند.
از نظر شما این عبارت «در صبر خود، بیصبری نکردن و پذیرش» در جایگاههای مختلف از یک تازهوارد گرفته تا شخصی که در جایگاه راهنمایی خدمت میکند به چه معنایی است؟
همانطور که در آموزشهای کنگره۶۰ بارها شنیدهایم صبر کردن به مفهوم این است که در مواجه با مسائل زندگی باید دانست که هر عملی در زمان مناسب اتفاق میافتد و انسان باید با شناخت، آگاهی، در کمال آرامش و توکل به تلاش خود ادامه دهد. زور زدن برای رسیدن به نتیجه دلخواه و گاهاً در کمترین زمان ممکن؛ یعنی بیصبری کردن. پذیرش هم قطعاً نقش بسیار مهمی را در مقوله صبر کردن ایفا میکند؛ به این معنی که وقتی من بپذیرم که آنچه رخ داده است به سفارش خود من بوده است هرچند که به یاد نمیآورم؛ همانطور که در سیدی «خواست و تقدیرات و تفکرات» گفته میشود آنوقت میپذیرم که در جهت درست حرکت کنم، خواستههایم را اصلاح کنم و به سهم خودم برای بهتر زندگی کردن تلاش کنم.
بازتاب خدمت راهنمایی در زندگی شما چهطور بوده است؟
در زندگی و هستی هیچچیز گم نمیشود و در لوح محفوظ باقی میماند. حالا چه در این بعد از حیات و چه در بعدهای دیگر! همینکه باعث ذرهای حال خوش، امید، عشق، باور و اعتقاد در دیگری شده باشم برای حال خوش من در این بعد از حیات کافی است و همین بازتاب این خدمت است. «حساب عاشق با عشق است با معشوق چه کار دارد!»
به نظر شما عشق بلاعوض راهنما نسبت به رهجو ریشه در چهچیزی دارد؟
راهنما در رهجو خودش را میبیند و با تمام وجودش میخواهد آنچه از دانش کنگره دریافت کرده است را در اختیار رهجویش قرار بدهد و به او کمک کند که بتواند از عقبه سخت اعتیاد به سلامت عبور کند، به رهایی و سلامتی برسد و به تعادل نزدیک شود. «راهنما بسان چراغ راه است که مسیر تاریک رهجو را روشن میسازد»؛ همانگونه که خودش در پرتو نور راهنماییهای راهنمایش به مقصد رسید. عشق بلاعوض راهنما ریشه در آموزشهای ناب کنگره دارد. او در این مکتب درس عشق، بخشش، گذشت و ایمان را آموخته است و آماده است که از عصاره جان خودش برای کمک به انسانهای دردمند و غرقشده در دریای تاریک اعتیاد ببخشد و آنها را به ساحل برساند.
.jpg)
آیا در خدمت نقطه اشباع وجود دارد و آیا شباهتی به اشباع موادمخدر دارد؟
بستگی به دیدگاه و دانایی هر شخص نسبت به خدمتی که انجام میدهد دارد؛ اگر خدمتی که انجام میدهد از روی عشق و آگاهی باشد وارد مرحله اشباع نمیشود. آیا دیدهبانها وارد مرحله اشباع میشوند؟ آیا آقای مهندس وارد مرحله اشباع شدند؟ نه! چون خدمت عاشقانه انجام میدهند و حسابشان با عشق است با معشوق کاری ندارند.
آقای مهندس میگویند: «رمضان تجدید حیات است» حال چگونه میتوان در این ماه نتایجی را استخراج و بهرهبرداری کرد که با تعمق و تفکر بتوان گوشهای از عظمت این ماه را درک نمود؟
تجدید حیات؛ یعنی تجدید جسم. در سیدی اتوفاژی آقای مهندس میگویند وقتی روزه میگیریم بعد از گذشت ۱۲ ساعت از اولین وعده غذایی بدن نیاز به مواد پروتئینی دارد و شروع به از بین بردن سلولهایی که مشکل دارند، بیمار و سرطانی هستند میکند؛ آنها را خرد و تبدیل به مواد مورد نیاز میکند که حالا سوخترسانی میشود به کل بدن؛ من فکر میکنم منظور از تجدید حیات همان تجدید جسم است که آن اتوفاژی در جسم هر شخص در ماه رمضان اتفاق میافتد و اگر فکر کنیم این بزرگترین و باعظمتترین کاری است که ماه رمضان برای جسم منِ زهرا انجام میدهد.
به چه دلیل ماه رمضان از دیدگاه کنگره۶۰ بسیار گرامی و باارزش است؟
ماه مبارک رمضان برای همه انسانها پر از خیر و برکت است؛ اما متأسفانه فقط تعداد کمی این سعادت را پیدا میکنند که از خیر و برکاتش بهرهمند شوند و اینها افرادی هستند که به معرفت، شناخت و آگاهی دستیافتهاند. این ماه برای اعضاء کنگره۶۰ بهطور متفاوتتری از برکت و قداست برخوردار است که علتش الهام روش درمان تاریکترین و مخوفترین گره انسانیت که همان اعتیاد است به آقای مهندس دژاکام است؛ یعنی همان کشف متد DST.
در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید.
خداوند را هزاران بار شکر میگویم بهخاطر اینکه مسیر زندگی من را با کنگره رقم زد. از آقای مهندس و خانواده محترمشان که دلیل زندگی کردن را به من یاد دادند و به من فرصت دادند تا در کنگره با خدمت کردن به دیگران بتوانم خودم را پیدا کنم، سپاسگزاری میکنم. از راهنمای مهربانم همسفر مهری که روشنایی زندگیام را مدیون ایشان هستم تشکر میکنم. از مسافرم که تکیهگاه محکمی برای من در کنگره بوده و هست سپاسگزارم و از خداوند میخواهم که تا جان در بدن دارم خدمتگزار کنگره و اعضاء کنگره باشم و کمکم کند تا در جایگاهها و یا مکانهایی که به خدمت من نیاز است و درواقع من به آن خدمت نیاز دارم، خدمت کنم.
از راهنما همسفر زهرا سپاسگزاریم که در این مصاحبه ما را همراهی کردند.
طراح سوال، تهیه و تنظیم مصاحبه: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول) مسئول مصاحبه
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول) عکاس خبری
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم) نگهبانسایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
576