English Version
This Site Is Available In English

لژیون نوک پیکان و شکافنده قلب تاریکی هاست

لژیون نوک پیکان و شکافنده قلب تاریکی هاست

هشتمین جلسه از دور سی و ششم کارگاه ‌های آموزشی ویژه مسافران کنگره 60، نمایندگی ایمان با استادی پهلوان محترم مسافر صامت، نگهبانی مسافر امیر عباس و دبیری مسافر حمید با دستور جلسه "  نقش سی دی و نوشتن آن در آموزش"  در روز دوشنبه 16 مهرماه 1403 ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:


سلام دوستان صامت هستم مسافر، از ایجنت محترم، گروه مرزبانی و نگهبان سردار ممنونم که به من اجازه دادند تا در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم.
خب این دستور جلسه به من می‌خورد چون من در قسمت کنترل سی دی در آکادمی و پارک طالقانی خدمت می‌کنم. این دستور جلسه هم نقش سی دی نوشتن در آموزش است. من در ابتدا که وارد کنگره و وارد چرخه درمان می‌شوم با یک مثلث که اضلاع آن جسم، روان و جهانبینی است رو به رو می شوم و وقتی خوب نگاه می‌کنم من متوجه می‌شوم که این روان برای آموزش گرفتن نیاز به آرام بودن و آرامش دارد.
برای مثال اگر دندان من یا بدن من درد داشته باشد من نمی توانم آموزش بگیرم و ابتدا نیاز به یک دارو یا درمان دارم تا من را آرام کند و آن موقع من می توانم صحبت های طرف مقابل خودم را گوش کنم.
در کنگره هم به همین شکل است و کنگره در ابتدا به من داروی اوتی می دهد، و این دارو بدن من و روان من را آرام می کند تا من بتوانم آموزش ببینم. من برای خودم به این شکل تصور می کنم که اگر جسم من مثله یک بچه باشد و این بچه آرام و قرار نداشته باشد و مدام درحال دویدن باشد و یک کیبرد هم در دستش باشد من نمیتوانم در حال دویدن با آن کیبرد تایپ کنم.
باید در ابتدا آن بچه را آرام کنم و بعد بتوانم از آن کیبرد استفاده کنم. پس بدن من هم تا به یک آرامش نسبی نرسد من نمی توانم آموزش ببینم و اطلاعات دریافت کنم. وقتی نگاه می کنم داروی اوتی بدن من را آرام می کند و این بستر را فراهم می کند برای دریافت آموزش، وقتی داروی من یک پنجم کاهش پیدا می کند باید دانایی من یک پنجم افزایش پیدا کند. دانایی من هم با همین سی دی ها است که افزایش پیدا می کند و این دانایی من است که باعث می شود تا من دیگر به دنبال مخدر بروم.
از دل همین آموزش ها و سی دی نوشتن ها انسان های بزرگی بیرون آمدند، که پای کار می مانند و از زمان و مکان خودشان می گذرند تا به دیگران خدمت کنند و این حتما نیاز به یک آموزش قدرتمند دارد که مانند نوک پرگار، بیشترین فشار و مهم ترین قسمت است و آقای مهندس این جایگاه را برای ما دارد و مرکز این دایره آموزش است.
من به واسطه لژیون سردار است که امروز در خدمت شما هستم، من با آموزش گرفتن می‌توانم وارد وادی بخشش بشوم و بعد از وارد شدن به وادی بخشش می توانم وارد لژیون سردار بشوم.
من در ابتدا که به عنوان تازه وارد، وارد کنگره می‌شوم. در ابتدا راهنمای تازه وارد، (شال مغز پسته ای) با من صحبت می کند و به من می گوید که باید چه کاری انجام بدهم و قوانین را به من می گوید. بعد از سه جلسه به من می گوید که باید وارد لژیون راهنما بشوم(شال نارنجی) و بعد از ورود به لژیون، راهنمای من جهت را برای درمان به من نشان می دهد، بعد از دو ماه که گذشت به من می گوید باید به لژیون ویلیام بروم و سیگار خودم را هم درمان کنم.
بعد از سفر اگر اضافه وزن داشته باشم باید وارد لژیون جونز بشوم تا وزنم را ایده آل کنم و لژیون سردار هم هست که برای ریشه کن، کردن فقر است.
لژیون ها نوکه پیکانه شکافنده قلب تاریکی ها هستند. من وقتی وارد لژیون بشوم خواسته یا ناخواسته من را به رهایی می رساند. من اصلا قصد درمان نداشتم و دلم نمیخواست رهابشوم من به این دلیل به کنگره آمدم تا خانواده من دیگر به من کاری نداشته باشند، ولی رها شدم. این قدرت لژیون است. یک نشان روی شال راهنما است که دایره و داخل آن دایره، یک مثلث است(نشان پیمان) آن نشان مانند قطب نما است و به من جهت را نشان می دهد.
همه ما می دانیم که این مکان توسط نیروهای مافوق اداره می شود و فکر نکنید نیروی مافوق یک شخصی در آسمان است، نه. نیروی مافوق دقیقا همان راهنماست که من را هدایت می کند. لژیون سردار هم دقیقا به همین شکل است من وقتی وارد لژیون سردار می‌شوم خواسته یا ناخواسته من را از فقر بیرون می‌کشد. در آخر وادی هشتم می گوید، سه حق به گردن همه ما است. یکی حق النفس، حق الناس و حق الله. در سفر اول حق النفس گردن من است و در سفر دوم حق الناس. من فکر می کردم حق الناس یعنی من به کسی آسیب نزنم ولی حق الناس یعنی حقی که دیگران برگردن من دارند، یعنی اگر من در خیابان و جلوی در همسایه ها سیگار بکشم و این شعبه را ببندند حق الناس است. من اگر این دو حق را ادا کردم آن موقع میرسم به حق الله.
من باید ببینم که در کجای سرزمین سفر دوم هستم؟ فقط قطع مصرف شدن که سفر دوم نیست. من هر موقع توانستم از وقت و مکان خودم بگذرم و به دیگران خدمت کنم می‌توانم بگویم سفر دومی هستم. مثل راهنمایی که میگذرد. راهنما می‌تواند آن زمان را کار کند، زمان سیم و زر است ولی  وقتش را برای من میگذارد، می تواند در کنار خانواده اش باشد یا استراحت کند ولی اینجا به من آموزش می دهد و به دنبال رهایی دادن است. این یعنی سفر دوم. ما فقط خودمان، خودمان را باور داریم گلریزان نزدیک است و من با لژیون سردار می توانم حق الناس را ادا کنم و این چراغ روشن بماند تا دیگران که هنوز نیامده اند هم بیایند و از این بستر و آموزش استفاده کنند.
قبل از من دیگران هزینه من را پرداخت کردند تا من آمدم و در اینجا آموزش گرفتم و به رهایی رسیدم، من هم باید هزینه کنم تا دیگرانی که هنوز به کنگره راه پیدا نکردند و در آینده می آیند بتوانند از این بستر استفاده کنند. آقای مهندس میفرمایند : از ذرات جرقه ما می توانیم به منبع روشنایی برسیم. امیدوارم بتوانیم این چراغ را به کمک خدمتگزاران و راهنمایان کنگره روشن نگه داریم تا کسانی که به دنبال نور هستند بیایند. و بتوانند به آغوش گرم خانواده شان بازگردند.

 

گردآوری،تنظیم و ارسال: مسافر محمدجواد

 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .