English Version
This Site Is Available In English

در مسیر غیرمستقیم تو در جهنم خدا هستی

در مسیر غیرمستقیم تو در جهنم خدا هستی

جلسه سیزدهم از دوره چهل‌ویکم جلسات آموزشی‌ خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی خمین با استادی مسافر مهدی نگهبانی مسافر محسن و دبیری مسافر مجتبی با دستور جلسه "وادی هشتم و تاثیر آن روی من" در روز یک‌شنبه ۸ مهرماه ۱۴۰۳ ساعت ۱۷ شروع به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان مهدی هستم مسافر
از دبیر و نگهبان تشکر می‌کنم که این فرصت را به من دادند که خدمت کنم وآموزش بگیرم در ادامه از آقا بهرام راهنمای لژیون چهارم و بچه‌های لژیون چهارم سپاس‌گزارم که شرایط این خدمت را فراهم نمودند.
در مورد دستور جلسه وقتی آقا بهرام گفتند استاد جلسه‌ای، خیلی دلم می‌خواست این حسی که من دارم را بچه‌ها بگیرند، من هر موقع استاد جلسه‌ام از کتاب یه تفعلی می‌گیرم و همین که آمدم سراغ کتاب، خود آیه، خودش را نشان داد به من، سوره نور آمد توی ذهنم که اهدنا الصراط المستقیم، دستور جلسه هم هست با حرکت راه نمایان می‌شود، تو حرکت کن راه نمایان می‌شود، راه، قدم به قدم علامت‌گذاری شده، قدم به قدم نشانه‌گذاری شده، راه، اول می‌گوید تو پله اول را بیا، پله اول می‌شود راهنمای تازه‌واردین، پله دوم می‌شود راهنمای لژیون انتخاب کردن یعنی شما توی ذهنت لژیون انتخاب می‌کنی و می‌نشینی در لژیون، بعد می‌گوید صراط الذین انعمت علیهم یعنی به کسانی که به آن‌ها نعمت داده‌ای، من هر موقع این آیه را می‌خوانم در ذهنم متصور می‌شود کسانی که به آن‌ها نعمت داده‌ای! به چه کسانی نعمت داده شده؟ به کسانی که حال خوب دارند یعنی راهنمایان یعنی من هر موقع این آیه را می‌خوانم توی ذهنم، طراحی می‌کنم راهنمایی خودم را، قالب خودم را یعنی دوست دارم نعمت داده شود به او و به من هم آن نعمت داده شود حالا می‌گوید که مسیر به شما نشان داده شده، حالا توی بهشت خدا می‌خواهی قدم برداری؟ آمده این تابلوها را نشانت داده، بیا توی مسیر و قدم‌ها را دانه دانه بردار و راهنما، راه را برایت باز می‌کند و نشان می‌دهد حالا می‌آیی و توی راه، علف می‌بینی، یک درخت می‌بینی و می‌خواهی بروی سراغ درخت، می‌خواهی بروی سراغ آن علف که علف هرز است و حالا می‌گوییم علف خوب، می‌روی و به راحتی از راه منحرف می‌شوی، توی مسیر غیرمستقیم تو در جهنم خدا هستی یعنی در یک آن و در یک لحظه و با یک گریز خراب می‌شود که بهترین حالتش گریز هست و بدترین حالتش گریز مواد مخدر هست و با یک گریز که می‌زنی خیلی راحت‌تر از مسیر منحرف می‌شوی و می‌روی توی جهنم خدا، در صورتی که اگر توی صراط مستقیم حرکت کنی و تو در بهشت قدم بزنی بهتر است، حال خوب یعنی چی؟ تو بهشت قدم بزنی یعنی گوش به فرمان راهنما بودن و حالا یک چیزی که همیشه می‌آید توی ذهن من این است که توی دعاهامان همیشه طراحی کنیم حال خوب را، همین که پیراهن سفید پوشیدیم اولین راهنما را انتخاب کردیم یعنی حرکت کردیم با حرکت هم راه نمایان می‌شود حالا حرکت کردیم‌‌‌ ذهن‌مان را خالی کنیم از خیلی چیزا، پیشنهادی دارم، من توی سفر اول توی دعاهایم فقط خواسته‌ام رهایی بود یک مقدار که آمدم جلو، شد راهنمایی ولی هدف رهایی هست و شما رهایی که بگیری همه چیز داده می‌شود، حال خوب و نشئگی، حالا سه تا چیز هست تو پیام وادی هشتم که اگر می‌خواهم حال خوب داشته باشم منِ مسافر باید گوش به فرمان راهنما باشم و هر چیزی که راهنما گفت بلا استثنا بگویم چشم و اگر نشئگی می‌خواهم اجرای روش دی‌اس‌تی و در کنارش درمان سیگارم هم انجام بدهم یعنی من خودم را می‌گویم که هرموقع که من گریز سیگار زدم، کل نشئگی من را خراب کرد یعنی این نشئگی با درمان سیگار برای اشخاص به وجود می‌آید و اگر مستی می‌خواهی اگر شراب ناب می‌خواهید بخورید، اگر رهایی از این حس‌ها که سالیان سال در گیرش بودم را می‌خواهم؛ من خودم شخصا حس و هوایی که با آن درگیر بودم را با شرکت در لژیون سردار حل کردم، آن شراب نابی که می‌گویند در لژیون سردار هست.
از این‌که به حرف‌هام گوش کردید سپاس‌گزارم.

نویسنده: مسافر محسن از لژیون یکم
عکاس: مرزبان خبری مسافر حمید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .