وادی ششم: حکم عقل را در قالب فرمانده٬ کاملاً اجرا نماییم.
همانطور که میدانیم از ترکیب انسان و مواد مخدر، اعتیاد به وجود میآید و برای اینکه ما بتوانیم حریف اعتیاد شویم، بایستی انسان و مواد مخدر و تأثیر این دو رویهم دیگر را بشناسیم. در مورد انواع مواد مخدر و عوارض آن بهصورت کاملاً علمی در کنگره صحبت شده است، در حدی که از این نظر کنگره 60 یک سایت مرجع هست، ولی در مورد انسان که باید قدری انسان را بیشتر و بهتر بشناسیم، بحثمان را ادامه میدهیم.
کنگره 60، انسان را به دو بخش صور آشکار و صور پنهان تقسیم میکند، صور آشکار که همان جسم فیزیکی انسان است و اجزایی مانند چشم، دستوپا و...دارد که تا حدی میشناسیم، کما اینکه به قول جناب آقای مهندس، حتی پیشرفت علم در جهان امروز، نتوانسته به مقدار موردنیاز انسانها در صور آشکار انسان رشد کند، چراکه اگر اینگونه بود، اینهمه بیماریهای لاعلاج در جوامع امروزه وجود نداشت، چونکه علم پیچیده نیست و هر چیزی کلیدی دارد و یا درد و رنج بشر به خاطر دانشهای کشف نشده است.
اما قسمت دوم، صور پنهان انسان است که نفس بهعنوان بدنه یا شاسی انسان محسوب میشود که اجزایی چون عقل، ذهن، آرشیو، روح و... دارد. اکنون در حد توان قدری به توضیح صور پنهان و اجزاء آن میپردازیم.
در کنگره 60، ما در چهار وادی اول روی تفکر متمرکز شدیم و به این موضوع پرداختیم که به چه چیزهایی فکر کنیم و به چه چیزهایی فکر نکنیم و در وادی پنجم به اینجا رسیدیم که حالا باید تفکرات خود را از قوه به فعل درآوریم و نیک میدانیم که در شرایط فعلی ما هم تفکرات و خواستههای مثبت و منفی و یا معقول و یا نامعقول به سراغ ما میآید و احساس نیاز میشود به اینکه کدام خواستهها را به انجام برسانیم و کدام را انجام ندهیم که اینجا نقش عقل به میان میآید که بهعنوان ترازو و میزان، عمل مینماید.
اگر ما کمی دقت کنیم در کارهای روزمره خودمان هم و حتی در کارهای پیشپاافتاده، دو ندای درونی را میشنویم که یکی ما را دعوت به کارهای خوب و ارزشی میکند و دیگری ما را دعوت به کارهای ضد ارزشی مینماید والان دیگر میدانیم آنکه ما را دعوت به کارهای ارزشی مینماید صدای عقل است و دیگری صدای نفس اماره است و اینکه ما حرف کدامیک را گوش کنیم دقیقاً به عقل ما برمیگردد، چونکه عقل هر انسان بهاندازه حرکت او به سمت ارزشها و ضد ارزشها تعیین میکند که چه قدرت تشخیصی داشته باشد.
هر چه انسان بهطرف ارزشها حرکت کند و روی خود تزکیه و پالایش بیشتری داشته باشد در این موارد میتواند قدرت تشخیص بالاتری داشته باشد. حال این سوأل پیش میآید که برای نزدیک شدن بهفرمان عقل ما باید چهکارهایی انجام دهیم؟ نزدیک شدن بهفرمان عقل یعنی اینکه بتوانیم در امور ساده زندگیمان به شو شود برسیم، شو شود مطلق مختص خداوند است و انسان هم که ذرهای از وجود باریتعالی است بسته به دانایی و عقل خودش بهصورت نسبی میتواند شو شود داشته باشد، مثلاً اگر با خودش قرار میگذارد که فردا صبح ساعت 6 بیدار شود بتواند که بیدار شود و یا اینکه هر کاری را که به خودش قول میدهد که انجام دهد بتواند انجام دهد، اما معمولاً یک نیرویی مقابل انجام دادن این کارها ایستادگی میکند و سعی و تلاش میکند که مانع انجام این کارها میشود و این نیروها را حالا دیگر میشناسیم که نفس اماره نام دارد و همیشه در مقابل نیروی الهی عقل عرضاندام میکند.
نفس اماره پایینترین مرتبه نفس در انسان هست که از انجام دادن کارهای ضد ارزشی، نهتنها پشیمان نمیشود بلکه از این موضوع خوشحال میشود و احساس رضایت میکند. مرحله دوم نفس، نفس لوا مه یا سرزنش کننده است که از انجام کارهای ضد ارزشی ابراز ندامت و پشیمانی میکند. خدا را شکر انسانهایی که وارد کنگره میشوند در این مرحله نفسانی قرار دارند و میخواهند که خودشان را اصلاح کنند و به مرحله بعدی نفس که نفس مطمئنه هست برسند، در این مرحله از نفس که نفس مطمئنه نام دارد، انسان به مرحله تشخیص قدم میگذارد و معمولاً هیچ کار غیرمعقول و غیرمنطقی انجام نمیدهد.
در پایان سعی کنیم فرمانهای عقل را به اجرا درآوریم و برای انجام این حرکت لازم نیست دست به حرکتهای بزرگ بزنیم و یا کارهای سخت انجام دهیم، بهفرمان عقل نزدیک شدن را از کارهای کوچک و پیشپاافتاده شروع کنیم، به امید اینکه روزی برسد که ما بهفرمان عقل نزدیک شویم.
نویسنده: خانم مریم
تایپ و تنظیم: همسفر محدثه
- تعداد بازدید از این مطلب :
2398