English Version
This Site Is Available In English

این کتاب، یک پکیج کامل است

این کتاب، یک پکیج کامل است

جلسه چهارم از دوره ششم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی امام‌قلی‌‌‌خان با استادی‌ کمک‌راهنما همسفر فاطمه، نگهبانی کمک‌راهنما همسفر فاطمه و دبیری همسفر سمیه با دستورجلسه «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» روز دوشنبه بیست‌ودوم خرداد‌ماه ۱۴۰۲ ساعت ۱۵ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

از ایجنت محترم خانم صفورا و گروه مرزبانی تشکر می‌کنم که به من اجازه دادند در این‌ جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم، همچنین از کمک‌راهنما خانم آرزو تشکر می‌کنم که من را دعوت کردند و به خانم زهره اسیستانت محترم خوش‌آمد می‌گویم.

دستور‌جلسه امروز «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» است، کتابی که می‌تواند هزاران هزار سال راه‌گشایی انسان‌های دردمند باشد. یکی از آموزش‌های کنگره این است که راجع به هر دستور‌جلسه تحقیق کنیم و ببینیم که این دستورجلسه چه مفهومی دارد و  چرا چنین دستور‌جلسه باید در دستور جلسات سالیانه گذاشته شود. بنابر همین آموزش در گوگل جستجو می‌کردم و دنبال ارزشمندترین و گران‌قدر‌ترین کتاب‌های دنیا می‌گشتم که ۹ کتاب را معرفی کرده بود.

اولین کتاب، کتابی به نام «دن کیشوت» از نویسنده‌ای به‌نام میگل د سروانتس بود، این کتاب حدود ۵۰۰ میلیون فروش داشت، کتاب بعدی کتابی به نام «دو شهر» از چارلز دیکنز بود که ۲۰۰ میلیون فروش داشت. سپس بررسی کردم که این کتاب‌ها چه چیزی دارد که اینقدر در سطح جهانی گسترش پیدا کرده و همه از آن استقبال کرده‌اند. محتوای آن‌ها را که بررسی کردم، هر دو رمان یا داستان بود؛ یعنی دو کتاب داستان می‌تواند اینقدر همه جهان را تحت تأثیر قرار بدهد. در زمینه علمی هم کتابی به نام «تاریخچه زمان» از استیون هاوکینگ پیدا کردم، ایشان یک فیزیکدان و دانشمند هستند که این کتاب را در مورد لحظه بینگ بنگ و سیاه‌چاله‌ها و همان مباحثی که آقای امین توضیح می‌دهند به‌صورت خلاصه در کتاب بیان کردند.

هرسال کتاب‌های زیادی منتشر می‌شود و تأثیرات خود را بر روی انسان‌ها می‌گذارد؛ ولی بعضی از کتاب‌ها مثل یک معجزه هستند، معجزه‌ای که یک تلنگری به انسان وارد می‌کند و انسان و جهان ذهنش را درگیر می‌کند. یکی از این کتاب‌ها کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» از آقای مهندس حسین دژاکام است. چرا می‌گویم معجزه هستند، اگر در کتاب‌فروشی دقت کنیم، کتاب‌ها طبقه‌بندی‌شده و کتاب‌های علمی، ورزشی، داستان، پزشکی و هیچ کتابی نیست که این مباحث را به‌صورت کامل داشته باشد. وقتی در کتاب ۶۰ درجه دقت کردم دیدم که آقای مهندس کتاب را اول با یک رمان یعنی داستان زندگی خودشان به‌صورت کاملاً واقعی شروع می‌کنند، کم‌کم ادامه می‌دهند و روی مباحث جسم و کالبد صحبت می‌کنند، سپس مرگ و بعدهای دیگر را توضیح می‌دهند. خیلی برای من جالب بود که این کتاب یک پکیج کامل است؛ هم یک داستان واقعی است، هم به‌صورت علمی و پزشکی نوشته‌شده و هم ابعاد مختلف زندگی را برای ما توضیح می‌دهد، برای همین کتاب بسیار ارزشمندی است.

در خود کتاب می‌گوید؛ این کتاب کاوشی است بین چندین حلقه آفرینش، ارزش این کتاب را از اینجا متوجه می‌شویم که هرکدام از ما در هرکدام قسمت از زندگی دچار مشکل شویم، این کتاب راه‌حل آن مشکل را دارد و می‌تواند ما را کاملاً راهنمایی کند. اگر از اعتیاد مسافرم در زندگی رنج می‌کشم، راه درمانش در این کتاب وجود دارد، اگر از لحاظ جسمی و نداشتن آرامش رنج می‌کشم، راه‌حل آن باز در این کتاب وجود دارد، اگر به‌دنبال عرفان هستم که از کجا آمده‌ام، برای چه آمده‌ام و در بعدهای بعدی چه خبر است؟ جواب تمام این سؤالات در این کتاب قرار دارد. فکر نمی‌کنم پکیجی کامل‌تر از این کتاب در عصر معاصر وجود داشته باشد.

آقای مهندس این کتاب را برای درمان اعتیاد با صورت‌مسئله اعتیاد نوشتند، وقتی کتاب‌های دیگر که در زمینه ترک اعتیاد وجود دارد را مطالعه می‌کنیم، یک تفاوت فاحشی می‌بینیم. این تفاوت در این است که کتاب‌های دیگر صورت‌مسئله ندارند؛ یعنی فقط در مورد این صحبت می‌کنند که چرا این شخص اعتیاد پیدا کرده، در چه شرایطی بوده و این موارد را تفسیر می‌کند و فقط مهم است که از این تاریخ به بعد فرد فقط مصرف نکند؛ ولی در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر آقای مهندس اول صورت‌مسئله اعتیاد را مطرح کردند که چگونه اعتیاد باعث می‌شود که مواد شبه‌افیونی در بدن تولید نشود و با داروی مناسب در زمان مناسب می‌توان این سیستم را بازسازی کرد.

مسئله جالب‌تر در کنگره این است که مسئله چرا‌ها حذف می‌شود، چرا اعتیاد پیدا کرده است؟ چرا حالش بد است؟ همه این‌ها حذف‌شده و مسئله چگونه جایگزین شده است. چگونه این فرد باید به درمان برسد؟ چگونه باید حالش خوب شود؟ چگونه باید به آرامش برسد؟ این به من همسفر کمک می‌کند، چرا‌هایی که یک‌عمر ذهنم را درگیر کرده بود، برداشته شود و الان کلمه چگونه جایگزین شود. کلمه چگونه انسان را وادار به حرکت می‌کند، مثلاً من اضافه‌وزن دارم، به‌جای اینکه بگویم چرا به‌دنبال این هستم که چگونه درمان کنم، در راستای کاهش وزن به‌دنبال راهکار درست باشم، لژیون جونز بروم، تغذیه‌ام را درست کنم، ورزش بکنم و جواب چگونه را این‌گونه به خود بدهم. یا اینکه چگونه باید به آرامش برسم؛ مسافرم را رها کنم، او را بپذیرم و با تمام شرایط دوستش داشته باشم. در راستای چگونه جواب دادن باعث می‌شود، پذیرش من همسفر بالا برود، این اتفاق را ما فقط در کنگره ۶۰ داریم که چرا حذف می‌شود و چگونه جایگزین می‌شود. مسئله‌‌ای که خیلی جالب است همزاد‌ پنداری است که ما با آقای مهندس در هنگام خواندن کتاب داریم. ایشان راجع به اعتیاد صحبت می‌کنند و این نقطه اشتراک من ‌و آقای مهندس است. وقتی ایشان به درمان رسیدند، من هم باید این روش را بروم. این همزاد پنداری باعث می‌شود من این کتاب را دوست داشته باشم و سعی کنم در زندگی کاربردی کنم.

در این کتاب چهارده تصویر آورده شده که این تصاویر کمک می‌کند آن تصویر‌سازی ذهنی جایگاه خودش را کاملاً پیدا کند. در مورد تصویر روی جلد کتاب که یک دریای زلال و آرام در کنار یک صحرای سوزان با نماد کلام‌الله است، این تصویر درون یک انسان را نشان می‌دهد که درونم می‌تواند هم صحرای سوزان باشم هم دریای آرام و جهان‌بینی من تعیین می‌کند کدام یکی بر دیگری غلبه کند. سعی کنم با آموزش‌های کنگره این دریای آرام را روزبه‌روز گسترش بدهم.

تصویر بعدی برای سفر اولی‌ها و تازه‌واردین است که یک ماشین قرمز در بین کوه‌هایی از برف و قندیل حرکت می‌کند. همه ما قبل از کنگره مسافرمان را بدترین آدم روی زمین می‌دیدیم؛ ولی الآن در کنگره و اولین تصویر کتاب به من نشان می‌دهد، مسافر من در این وضعیت است، این چه کمکی می‌کند؟ کمک می‌کند که مسافرم را بپذیرم و دوستش داشته باشم، بال پروازش باشم که از این مسیر به‌خوبی عبور کند و به ته دره پرت نشود‌.

تصاویر بعدی هم بازسازی جسم است، بیداری سیستم‌های شبه‌افیونی بدن است. بعد هم تصویر غسل در صحرا را داریم که فرد با اجرای پیمان وادی هشتم، می‌تواند تمام آن ضدارزش‌های درون خودش را بریزد و جالب این است که آن ضد‌ارزش‌هایی که به‌صورت روان از زیر فرد روی شن‌ها جاری می‌شود، حتی شن‌های صحرا هم آن ضدارزش‌ها را نمی‌پذیرند؛ یعنی روان است داخل زمین نمی‌رود. تصویری که ما همسفران خیلی با آن ارتباط برقرار می‌کنیم، تصویری است که مسافر روی تخت سنگی در دریای متلاطم قرار دارد، جایی که انگشتان دستش به‌صورت فشرده مشخص است، آن دریای متلاطم منِ همسفر هستم که با آن نادانی و کاربردی نکردن آموزش‌ها کاری کردم که اینقدر به مسافر من فشار آید که نتواند سفر خودش را درست انجام دهد، من فکر می‌کنم ما همسفران باید روی این تصویر خیلی دقت کنیم.

در آخر تصاویری که قندیل‌ها و کوه‌های پر از برف به‌گونه‌ای می‌شود که فرد به درجه‌ای می‌رسد که روی آن‌ها اسکی‌بازی می‌کند، بعد این تصاویر را ارتباط می‌دهد با تصویر پشت کتاب که عقابی است که خیلی زیبا پرواز می‌کند؛ یعنی انسان در مشکلات زندگی می‌تواند مثل عقاب باشد. وقتی باران شروع به باریدن می‌کند، تمام موجودات دنبال سرپناه می‌گردند که خودشان را از قطرات باران حفظ کنند، تنها موجودی که بالاتر از ابر‌های باران‌زا می‌رود و پرواز می‌کند، عقاب است؛ یعنی تمام مشکلات خود را زیر پای خودش قرار می‌دهد. منِ انسان که جزئی از وجود خداوند هستم، باید به درجه‌ای برسم که مشکلاتم زیر پاهایم قرار داشته باشد و از من، عقابی متولد شود که در همه ابعاد بتواند حرکت کند و خودم را در یک جسم فیزیکی محدود ندانم. انشالله همه ما همسفران به این عقاب درون پی ببریم و بتوانیم باقدرت بیشتری مشکلات را حل کنیم و مثل عقابی باشیم که بالاتر از ابر‌ها پرواز می‌کند‌. ممنونم که به صحبت‌های من گوش دادید.

مشارکت اسیستانت همسفر زهره:

به عزیزانی که تازه شال گرفتند و درواقع انتخاب شدند تا به مخلوقین خدا خدمت کنند و خودشان کاندید این خدمت شدند، بسیار تبریک عرض می‌کنم. امروز قطعاً روز قشنگی است و ما انرژی این عزیزان را دریافت می‌کنیم. در سی‌دی سفر آقای مهندس فرمودند؛ که ما روش دی.اس.تی را روی موش‌ها به کار بردیم بدون اینکه به آن‌ها جهان‌بینی را آموزش بدهیم و خیلی خوب جواب داد و موش‌ها درمان شدند؛ اما اگر روش دی.اس.تی را بدون جهان‌بینی برای انسان‌ها به کار ببریم، جواب نمی‌دهد. چرا؟ چون حیوانات موجوداتی هستند که به دیگران، طبیعت و خودشان آسیب نمی‌زنند؛ ولی ما انسان‌ها موجوداتی هستیم که به‌واسطه اختیاری که داریم، به خودمان آسیب می‌زنیم، به خودمان هم رحم نمی‌کنیم، به طبیعت، حیوانات و حتی به هم‌نوع خود آسیب می‌زنیم، به همین علت نیاز است که ما مرتب آموزگارانی داشته باشیم که به ما گوشزد کنند. ما خیلی مواقع انسان بودن خود را فراموش می‌کنیم، وظایفمان یادمان می‌رود به‌خاطر خصلت فراموش‌کاری که همه ما داریم، پس نیاز است که مرتب این مطالب به ما گوشزد شود.

ما در کنگره هفته‌ای سه روز یک‌دیگر را می‌بینیم، وظایف‌مان را به یک‌دیگر گوشزد می‌کنیم، آقای مهندس را داریم که صحبت‌های ایشان در قالب سی‌دی و صحبت‌های روز چهارشنبه، انسان بودن و وظایف ما را یادآور می‌شود. یکی از مهم‌ترین منابعی که در کنگره داریم، کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر است. این کتاب می‌تواند همیشه همراه ما باشد و آموزگار  خوبی باشد تا خود را از ظلمات بیرون بکشیم. جایی که بین دوراهی گیر می‌کنیم که کدام کار درست است و کدام کار اشتباه است، می‌تواند یک خودآموز باشد که خیلی راحت در دسترس ما است.

عزیزان در مشارکت‌ها گفتند که با کتاب تفأل می‌زنند و تصاویر کتاب چقدر زیبا با ما صحبت می‌کند، به ما می‌گوید که کجای کار هستیم. آقای مهندس روز چهارشنبه فرمودند، بعد از ۲۶ سال این کتاب به چاپ شصت و پنجم رسیده است و هر بار ۱۰ هزار جلد چاپ می‌شود؛ اما کتاب‌های معمولی هر بار ۵ هزار جلد چاپ می‌شود و هنوز هیچ تغییری در این کتاب ایجاد نشده است. این چه‌چیزی را بیان می‌کند؟ می‌گوید که کتاب ۶۰ درجه حقیقت را بیان می‌کند و برای همین تغییر نمی‌کند. ما می‌دانیم تنها حقیقت است که در جهان تغییر نمی‌کند؛ یعنی همین شکلی بوده و هست. به خاطر همین کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر ماندگار است. از طرفی چون نویسنده و قهرمان این کتاب یک حقیقت است، آقای مهندس در این کتاب از زبان خودش صحبت کرده و اتفاق‌هایی که در طول درمان برای ایشان افتاده و صحبت‌های اساتیدشان در کتاب جمع‌آوری کرده است.

تجربه خود من این است که با ورود به کنگره به‌محض اینکه این کتاب به دستم رسید، در طول یک هفته دو بار این کتاب را خواندم. کمکی که  این کتاب به من کرد، این بود که توانست مسافرم را بپذیرم، همسفر خوبی باشم و با دانستن اینکه در بدن مسافر چه اتفاقاتی می‌افتد، در این مسیر یاری‌اش کنم. در پیش‌گفتار کتاب آقای مهندس فرمودند؛ این کتاب به مصرف‌کنندگان و الکلی‌ها که راهشان را گم کرده‌اند، کمک می‌کند راهشان را پیدا کنند، به ما خانواده‌ها کمک می‌کند که یاریگر آن‌ها باشیم. مطالب این کتاب چون الهی است، خیلی عمق دارد و خیلی عمیق است. به قول آقای امین که می‌گویند؛ مطالبی که دانش الهی در آن‌ها نهفته شده، مطالبی هستند که ما هر چه از آن استخراج‌کنیم، هیچ‌وقت تمام نمی‌شود؛ یعنی عمق و انتها ندارد و هر بار که می‌خوانیم چیز جدیدی با توجه به دانایی و ظرفیت خود یاد می‌گیریم.

در مورد تصاویر به تصویر اسکی‌بازی در کوه‌های سر به فلک کشیده اشاره می‌کنم که خیلی به من انرژی می‌دهد. انسان می‌تواند این را کاملاً در زندگی خود حس کند که جانا سخن از زبان ما میگویی، ما دیدیم که زندگی‌هایمان چگونه در آن اتومبیل قرمز قراضه در یک جاده یخبندان بود و الآن چگونه روی برف‌ها اسکی‌بازی می‌کنیم. زمستان همان زمستان است، مشکلات هنوز وجود دارند؛ ولی توان ما به‌گونه‌ای شده است که خیلی راحت سوار بر مشکلات اسکی‌بازی می‌کنیم و لذت می‌بریم و این نشان از قدرت و توان یک مسافر و یا همسفر است که در کنگره درست سفرکرده است. اگر می‌خواهید توان آن اسکی‌باز و لذت آن اسکی‌باز را به‌دست بیاورید، باید در کنگره درست سفر کنید و سر‌انجام به نقطه‌ای می‌رسید که با وجود زمستان، می‌توانید از زندگی لذت ببرید.

تایپ: کمک‌راهنما همسفر زهره و همسفر زینب رهجوی کمک‌راهنما همسفر آرزو (لژیون یازدهم)
عکس: همسفر آرزو رهجوی کمک‌راهنما همسفر الهام (لژیون سوم)
ویراستاری و ارسال: کمک‌راهنما همسفر زهره
همسفران نمایندگی امام قلی خان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .