یازدهمین جلسه از دوره هشتاد و دوم کارگاههای آموزش عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی شادآباد، با استادی کمک راهنمای محترم مسافر ایرج، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر بهنام، با دستور جلسه «در استحکام پایه های علمی و مالی کنگره، من چه کرده ام؟» و در ادامه تولد سومین سال رهایی مسافر شعبان شنبه 23 اردیبهشت سال ۱۴۰۲ ساعت 17 شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان ایرج هستم یک مسافر.
قبل از اینکه بخواهم در مورد دستور جلسه صحبت کنم لازم دانستم در مورد یک موضوعی صحبت کنم. یکی از کمک راهنماهای عزیز داشتند با رهجوی خودشان که سفر دومی بودند صحبت میکردند و اصطلاحا برجک رهجو را زدند؛ اما دوستان، کار راهنما نیشتر زدن است، در واقع نیشتر زدن راهنما مثل تیغ یک جراح است که به بدن میزند تا چرک و عفونت از بدن بیمار خارج شود، اگر آن نیشتر زده نشود باعث می شود عفونت تمام بدن را فرا بگیرد. راهنما هم کارش همین است، نیشتر می زند و می خواهد آن عفونت را از بدنتان خارج کند و ما باید آن درد را تحمل کنیم، هیچ راهنمایی دشمن رهجوی خودش نیست، اگر راهنما به شما نیشتر زد آن را با جان و دل بپذیرید. اگر به راهنمایتان ایمان دارید کلا بپذیرید که شما را جراحی کند و تمام عفونت ها را از بدنتان خارج کند، چون راهنما جراح خوبی است.
اما ما آمده ایم کنگره 60 که در تمامی ابعاد بیدار شویم. کنگره 60 می خواهد ما را در مقابل وجدان و اخلاقمان قرار دهد. ما در مقابل ساختار کنگره 60 چه کرده ایم و کنگره 60 در قبال ما چه کرده است؟ هر ساختاری که می خواهد پر محتوا و قوی باشد باید ستون های مالی و علمی قوی داشته باشد و این ستون ایجاد نمی شود مگر با تربیت انسان های قوی، در کنگره 60 خدمتگزارانی هستند که در این راه تلاش می کنند در آنها جناب مهندس که سختیهای زیادی کشیدهاند.

اگر ما خود را کنگرهای میدانیم نباید بگذاریم که تمامی مخارج به گردن یک نفر باشد. همه ما باید در خانواده بزرگ کنگره 60 در جهت مالی و علمی تلاش کنیم، یک سری از لحاظ علمی توانگر هستند و برخی از لحاظ مالی که در لژیون سردار خدمت میکنند و برخی دیگر از هر دو جهت در کنگره 60 خدمت می کنند. اگر کنگره 60 را قبول داریم و در اینجا مانده ایم بایستی گوشه ای از این بار را به دوش بکشیم.
بخش دوم دستور جلسه، تولد مسافر شعبان:
شعبان عزیز حدود چهار سال قبل با مصرف هروئین وارد لژیون شد. رهجویی که تازهوارد است شکلدهی راحتتری نسبت به رهجویی که برگشتخورده است دارد، رهجوی برگشتخورده تا بخواهد در مسیر قرار بگیرد کمی زمان میبرد. شعبان وقتی وارد لژیون شد شرایط سختی داشت، مادرش فوت کرده بود و حس ناامیدی زیادی داشت؛ اما بهواسطه همسفرش و اینکه رهایی سیگارش را توسط آقای حیدری گرفته بود توانست به یک سفر دومی خدمتگزار و خوب تبدیل شود. مدتی در کلینیک مبصر بود و مدتی هم در قسمت OT خدمت کرد. من از ایشان تشکر میکنم و به او تبریک میگویم.
رهجویی که برگشت میخورد کار را برای خود و همسفرش سخت میکند و در این مسیر خانم آزاده راهنمای همسفر ایشان کار بزرگی انجام داد و به ایشان نیز تبریک میگویم. همچنین به همسفر ایشان علی رقم شرایط سختش تبریک میگویم که در قسمت وبلاگ هم خدمت میکرد.

اعلام سفر مسافر شعبان:
سلام دوستان شعبان هستم یک مسافر. آخرین آنتیایکس مصرفی هروئین، سفراول با راهنمایی راهنمای محترم آقای ایرج، داروی درمان OT، روش درمان DST، رهایی اعتیاد و سیگار 3 سال.
خلاصه سخنان مسافر شعبان:
سلام دوستان شعبان هستم یک مسافر. 20 اسفند سال 1393 وارد کنگره 60 شدم و آخر فروردین 1394 وارد لژیون آقای خلج شدم. من ابتدا فکر کردم که ایشان دکتر هستند و بعد فهمیدم که او هم مصرفکننده بوده. هشت سال تابلوی کنگره 60 را میدیدم ولی متوجه آن نبودم. من خود را معتاد نمیدانستم ولی وضعم همینطور وخیمتر میشد، ولی آقای خلج شش ماه من را آموزش داد و سپس آقا سعید این زحمت را به دوش کشید.
مدتی را بدون اینکه به راهنمایم بگویم گریز زدم و یک قطع مصرف بدون رهایی نصیبم شد، دلیل آنهم رفاقتهای خارج از چارچوب کنگره 60 بود. من همسفرم را خیلی اذیت کردم. آقا سعید من را خیلی کمک کرد و بعد از مدتی در مرزبانی اعلام کرد که برگشتخوردهام. بعدازآن وارد لژیون آقا ایرج شدم. حرفهای آقا ایرج مرا بیدار کرد و به من گفت که باید به کمپ بروی و در آنجا بود که قدر کنگره 60 را بیشتر دانستم. خدا را شکر میکنم که با صحبتها و برجک زدنها و گیر دادنهای آقا ایرج بابت نوشتن سی دی به رهایی رسیدم. بعد از رهایی شروع کردم به خدمت کردن و جایگاههای خدمتی زیادی را تجربه کردم.
بهشت را به بها میدهند نه به بهانه و باید گوشبهفرمان بود. خدا را شاکرم که به حال خوب و تعادل رسیدهام. از ایجنت، مرزبانان، راهنمایم آقا ایرج، همسفرم، راهنمای همسفرم، برادر لژیونیها و از همه شما عزیزانی که تشریف آوردید تشکر میکنم.

خلاصه سخنان کمک راهنمای همسفر آزاده:
سلام دوستان آزاده هستم یک همسفر. در ابتدا تبریک میگویم به آقا شعبان و آقا ایرج برای ما که میبایست در راستای اهداف علمی و مالی کوشش کنیم آقا ایرج جزو پیشکسوتان و پرچمداران این موضوع میباشند که رهجویان بسیاری را تربیتکردهاند. خدا را شکر که آقا شعبان بعد از اینکه یکبار برگشت خوردند چندین سال است که حال خوبی دارد و خدمتگزارند. از رضایت خانم لیلا مشخص است که ایشان خوب عمل میکنند؛ و اما خانم لیلا که روز سهشنبه مراسم تودیع کمک راهنمایی ایشان بود، خیلی به ایشان تبریک میگویم که با صبر و حوصله این جایگاه را تجربه نمودند.
مسافر و همسفر هردو جزو لژیون سردار میباشند و مطمئنم که هردو جایگاههای بهتر و بالاتر را تجربه خواهند کرد. امیدوارم که این تولد تکانه خوبی برای ایشان که یکبار برگشتخوردهاند باشد تا ادامه سفر خوبی داشته باشند. ممنون
خلاصه سخنان همسفر لیلا:
سلام دوستان لیلا هستم یک همسفر. خدا را شکر میکنم که این جایگاه را یکبار دیگر تجربه میکنم و امیدوارم برای کسانی که خواستار این جایگاه هستند این مهم برایشان فراهم شود. از آقای مهندس تشکر میکنم که این بستر را برای ما فراهم نمودند. از مرزبانها و ایجنت خانم صدیقه تشکر میکنم که باعث شدند سومین سال رهایی را جشن بگیریم. از راهنمایم خانم آزاده تشکر میکنم که تشریف آوردند. از آقا ایرج که بهواسطه آموزشهای کنگره 60 توانستند مسافر من را به رهایی برسانند نیز تشکر میکنم.
امروز که سومین سال رهایی را جشن میگیریم روزهایی را پشت سر گذاشتم که از خدا میخواستم که مسافرم رها شود ولی خدا را شکر که امروز را دیدم و این نشاندهنده درمان درست در کنگره 60 هست. به این نتیجه رسیدم که پس از فراز و نشیبهای بسیار چه چیزی ارزشمندتر از شکرگزاری از خداوند و سپاسگزاری از مهندس و کنگره 60 است که باعث شد تفکر ما درست شود و مسافرم به رهایی برسد.
در سی دی ویلیام 8 آقای مهندس فرمودند ما بدون اینکه به گذشته افراد توجه کنیم به آنها خدمت میکنیم و اجازه خدمت کردن به آنها میدهیم و این خیلی نظر من را جلب کرد و به فکر فرورفتم. این مطلب خیلی امیدبخش است و نشاندهنده این است که کنگره 60 کارگاه انسانسازی است.
خیلی ممنون که در جشن ما شرکت کردید و آن را پرشور نمودید.
جلسه خدمتگزاران نمایندگی شادآباد:


ویراست و تایپ: مسافر قاسم و مسافر مهدی
تنظیم: مسافر رضا
لژیون خدمتگزار: لژیون بیست و یکم
مرزبان کشیک: مسافر علیاصغر
- تعداد بازدید از این مطلب :
882