English Version
This Site Is Available In English

اعضای لژیون سردار افراد بسیار باهوشی هستند

اعضای لژیون سردار افراد بسیار باهوشی هستند

جلسه دوازدهم از دوره اول کارگاه‌های آموزشی لژیون سردار به استادی پهلوان همسفر سارا، نگهبانی همسفر فریبا و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «پهلوان» روز سه‌شنبه پنجم اردیبهشت 1402 ساعت  14:30 آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحالم امروز در کنار شما عزیزان هستم، سپاسگزارم از نگهبان لژیون سردار، ایجنت محترم و مرزبانان عزیز؛ دستور جلسه در مورد پهلوان است. ان‌شاءالله که خدمت‌هایتان موردقبول باشد. سال نو را به همه شما عزیزان تبریک می‌گویم. امیدوارم نماز و روزه همه عزیزان مفید واقع‌شده باشد.

کنگره بر اساس یک مثلث اداره می‌شود؛ نیروی انسانی، نیروی مالی و علم و دانش. نیروی مالی که آقای مهندس می‌گویند همان اعضای لژیون سردار هستند. قبلاً لژیون مالی بود که 5 میلیون تومان می‌دادند، اسم لژیون مالی تغییر پیدا کرد و شد لژیون سردار. به این دلیل نام سردار گذاشته شد که تمام پیام‌های آقای مهندس با استاد سردار درباره استحکام پایه‌های مالی بود.

مبلغ ورودی لژیون سردار از 5 میلیون به 6 میلیون تغییر پیدا کرد. سال 98 لقب دنور آورده شد که مبلغ 50 میلیون تومان بود. دنور یعنی بخشنده. سال 99 لقب پهلوان آورده شد که مبلغ 500 میلیون تومان بود. جدا از اینکه ما بخواهیم در مورد پولی که می‌دهیم صحبت کنیم در مورد این لقب‌ها باید صحبت کنیم. من در هر شعبه‌ای که می‌روم درباره این لقب‌ها صحبت می‌کنم که پشت این القاب چه تفکری بوده و چه چیزی وجود داشته که آقای مهندس این‌ها را برای ما مطرح کردند.

من همیشه به این فکر می‌کردم چرا این لقب‌ها گذاشته‌شده؟ موقعی که برای امتحان کمک راهنمایی می‌خواندم متوجه شدم در کتاب «ادموند و هلیا» پادشاه آسمان‌ها و زمین به ادموند می‌گوید کائنات و هستی انسان‌ها را با اسم‌هایشان نمی‌شناسد بلکه با لقب‌هایشان می‌شناسد و این پاسخ سؤال من بود. زمانی که شما خدمت می‌کنید حالا فرقی ندارد چه داخل و چه بیرون از کنگره، کائنات یک لقب به شما می‌دهد اما بیرون از کنگره ما این را متوجه نمی‌شویم ولی داخل کنگره آقای مهندس این لقب را به ما می‌دهند و می‌گویند تو الآن می‌خواهی یک لقب را برای خودت انتخاب کنی، حالا این لقب تو چیست؟ سردار، دنور یا پهلوان؟

می‌گویند انسان چیزی نیست جز سعی و تلاش خودش یعنی اینکه من هرچقدر سعی کنم همان لقب را دریافت می‌کنم. البته به این منظور نیست که من 500 میلیون دادم پس یک لقب بزرگی را برداشته‌ام نه! یک‌زمانی است تمام توان و انرژی من همان است که در سبد می‌اندازم یا همان 6 میلیون تومان است. خیلی وقت‌ها افرادی هستند که دوست دارند خدمت کنند؛ اما توانش را ندارند ولی تلاش کردن باعث می‌شود راه برای شما باز شود.

خیلی‌ها می‌گویند من می‌خواهم امسال عضو لژیون سردار شوم ولی الآن توان ندارم؛ می‌روند تفکر می‌کنند و اگر واقعاً خواست داشته باشند راه برای آن‌ها باز می‌شود. اگر خواسته نداشته باشند هیچ‌وقت در برایشان باز نمی‌شود.

به یکی از شعبه‌ها رفته بودم؛ یکی از همسفرها ‌گفت: خانم سارا! مسافر من گفت همین الآن 6 میلیون تومان برایت کارت می‌کشم عضو سردار شو؛ اما من گفتم نکش، چون عروسی پسرم است و من این پول را لازم دارم. می‌گفت الآن 5 سال است که می‌خواهم وارد لژیون سردار شوم؛ اما نمی‌توانم. در می‌خواسته برای آن شخص باز شود اما خودش نخواسته. که باز شود.

یک‌زمانی تمام کائنات و هستی دست‌به‌دست هم می‌دهند تا شما وارد شوی ولی اولویت شما چیزهای دیگری است و انسانی که هوشمند و بیدار است می‌داند چه‌کاری برایش اولویت است و می‌داند باید چه‌کار کند. اگر محرم سیستم شوی، در برایت باز می‌شود. اگر من فقط بیایم روی این صندلی بنشینم و مصرف‌کننده باشم هیچ‌وقت محرم سیستم نمی‌شوم و جایگاه و خدمت به من داده نمی‌شود. شما بگو من می‌خواهم کمک راهنما، مرزبان یا ایجنت شوم ولی باید تولید داشته باشی تا به تو جایگاه داده شود. خواست قلبی شما هرچقدر قوی باشد بر اساس آن به شما جایگاه داده می‌شود، چون برای آن تلاش می‌کنی و تلاش یعنی زدن از خیلی خواسته‌ها در مقایسه بااینکه چه چیزهایی را به دست آورده‌ام.

من اینجا آمدم و یک عالم گره، مشکل و حس‌های منفی از وجود من رفت و در عوض آن، ‌یک مسافر سالم، یک خانواده خوب و یک دنیا آرامش گرفتم. وقتی این‌ها را در کفه‌های ترازو می‌گذاریم می‌بینیم به‌اندازه پولی که می‌دهیم نیست و آن‌قدر باید پول بدهم تا این را جبران کنم. کجا می‌توانستم این حال خوش را داشته باشم؟ کجا می‌توانستم قدرت بخشش را پیدا کنم؟ هیچ جایی من نمی‌توانم از خواسته‌هایم بگذرم ولی اینجا از خواسته‌هایم می‌گذرم تا یک نفر دیگر حالش خوب شود، پس لقب‌هایی که می‌گیریم فکر نکنید لقب‌های ساده‌ای است. شما که در لژیون سردار نشسته‌اید از دیگران یک‌قدم جلوتر هستید، کسی که دنور است 10 قدم و کسی که پهلوان است 500 قدم جلوتر است، چرا؟ چون بیدار است.

ببینید چه چیزی کسب کردید؟ چرا آقای مهندس می‌گویند افرادی که عضو لژیون سردار هستند هوشمند و باهوش هستند؟ چون به آن عظمت پی برده‌اند و فهمیده‌اند که در آن حلقه چه خبر است و چه جایگاهی را می‌خواهند کسب کنند. سعی کنیم همیشه بیدارباشیم. من هرجایی که می‌روم همین را می‌گویم چون انسانی که بیدار است می‌داند دارد چه‌کار می‌کند و چه اتفاقی می‌افتد؛ از ثانیه به ثانیه وقتش استفاده می‌کند تا بتواند در این لژیون حضورداشته باشد. من بعضی شعبه‌ها می‌روم می‌بینم که افراد فقط پول داده‌اند و در لژیون حضور ندارند. شما باید واریز کنید که بیایید سر لژیون بنشینید، فقط به دوش کشیدن لقب نیست. نقطه تفکر اینجا روشن می‌شود که من دفعه دیگر دنور یا پهلوان بشوم. تا زمانی که من بوی یک عطر را برای شما تعریف کنم شما متوجه نمی‌شوید، باید خودتان آن عطر را بخرید، بعد درک می‌کنید. پس در لژیون سردار شما حس‌ها را می‌خرید؛ یعنی می‌فهمید که چه خبر است، می‌فهمید این کسی که کنار من نشسته چه حسی را دارد به من منتقل می‌کند و انسان‌های بیدار و هوشیار این را درک می‌کنند.

دستور جلسه پهلوان بود ولی من دوست داشتم که بیشتر در مورد بخشش و اهمیت لژیون سردار صحبت کنم چون خیلی‌ها هستند که الآن پهلوان‌های زندگی خود هستند، کسانی که تاریکی اعتیاد را شکست داده‌اند پهلوان‌های زندگی خودشان هستند و ما کم‌کم داریم با این‌ها آشنا می‌شویم؛ اما کسی که مالی را دارد و هنوز بیدار نیست و نمی‌خواهد ببخشد این یعنی هنوز خواب است و نشستن در این لژیون هنوز برایش رقم نخورده است. پس سعی کنیم بیدارباشیم و آنچه را که داریم ببخشیم تا بتوانیم به آن قدرت واقعی برسیم، قدرتی که بتوانیم خیلی از تاریکی‌ها را شکست بدهیم، همین قدرت بخشش خیلی درها را به رویتان باز می‌کند و امیدوارم برایتان رقم بخورد.

 

عکاس: همسفر بهار رهجوی کمک راهنما همسفر نیره، عضو لژیون سردار
تایپ و ارسال: همسفر فریبا، نگهبان و عضو لژیون سردار
همسفران نمایندگی باغستان کرج

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .