با تفکر، ساختارها آغاز میگردد بدون تفکر آنچه هست رو به زوال میرود.
تفکر؛ حرکتی است منسجم و متمرکز که در یک راستا حرکت میکند و یک علت و معلول دارد، میتواند در جهت مثبت و یا منفی باشد.
دو عامل وجود دارد که مانع تفکر کردن میباشد و یا اگر تفکر کردیم به نتیجه نرسد:
۱)ناخالصیها، که همان احساسات تصفیه نشده هستند مثل: جهالت، ترس، ناامیدی.
۲)حقههای نفس، که ناآگاهیهای ما و عدم شناخت ما ازمسائل مختلف میباشد.
مبحث تفکر را استاد به صورت مفصل در لژیون توضیح دادند و با مشارکت دوستان به پایان رسید.
همانطورکه ذکر شد، یکی از ناخالصیهایی که موجب میشود تفکری در ما شکل نگیرد ناامیدی میباشد.
در لژیون در خصوص دو سیدی "ناامیدی" و "که چی" از استاد امین، صحبت شد.
تعریف کلاسیک ناامیدی: بنا بر گفتهی استاد در سیدی "ناامیدی"، ناامیدی بار غم و اندوهی است که فرد نمیتواند بر زمین بگذارد.
وقتی بارها در کاری شکست میخوریم و اعتماد به نفس خود را از دست میدهیم، حس ناامیدی به سراغمان میآید در این حالت حسهایمان آلوده میشود و تاریکی در ما رخنه میکند. در واقع حس و حال هیچ کاری را نداریم و حس آلوده موجب یخزدگی در ما میشود و وارد ناامیدی میشویم. به قول استاد امین در سیدی "که چی" برای انجام هرکاری میگوییم که چی؟
برای درک بهتر این موضوع مثال استاد را در سیدی ناامیدی بیان میکنم:
اگر درون انسان را مثل یک استخر در نظر بگیریم، آبی که از این استخر خارج میشود، یعنی انرژی ما به بیرون منتقل میشود و آبی که وارد میشود، در واقع این انرژی را از بیرون جذب میکنیم و میزان انرژی و کمیت انسان را نشان میدهد. این جابهجایی آب هست که در ما این احساس را به وجود میآورد و اگر این ورودی و خروجیها بسته شوند، در انسان بیحسی ایجاد میشود و به دنبالش ناامیدی میآید.
برای خارج شدن از این حس، راهکارهایی در لژیون اعلام شد:
۱- تزکیه و پالایش
۲- رسیدن به نقطه تفکر
۳- برگشت تواناییها و علایقی که در گذشته داشتیم
۴- بالا بردن سطح انرژی
مهمترین عامل، بالا بردن سطح انرژی و به جریان انداختن آن از طریق مختلف میباشد.
با توجه به سیدی "که چی" استاد امین این طور میگوید:
ساختار ناامیدی یا هر نوع ساختار دیگری که در انسان به وجود میآید، دو نوع انرژی دارد:
۱- انرژی ذخیره شده.
۲- ورودی انرژی، که دائما در حال کسب کردن است.
هنگامی که ناامیدی را شناختیم، در جهت برکناری این ساختار تلاش میکنیم؛ یعنی ورودی این ساختار را مسدود کردهایم ولی این ساختار، انرژی ذخیره شدهای دارد که برای مسدود کردن آن دو راه وجود دارد:
۱- مقاومت کردن و انجام کارهایی که در گذشته از آنها لذت میبردیم و استمرار آن.
مانند: حضور در طبیعت که میتواند باعث آرامش شود، گلها که با تنوع رنگ و رایحه بینظیر میتوانند باعث سرزندگی شوند، موسیقی دلنواز و...
۲- انجام ندادن کارهایی که ساختار ناامیدی از آن انرژی میگیرد یعنی( بستن ورودی ساختار بد)
مانند گوشهگیری و تنهایی و انزوا، موسیقی بد، صدای بد، ارتباط با دوستانی که از آنها حس بد میگیریم.
در لژیون، استاد و دوستان، راهکارهایی را در رابطه با برگشت از ناامیدی به این صورت ارائه کردند:
۱- لیست کردن سادهترین علایقی که در گذشته داشتیم که باعث بالا رفتن سطح انرژی و حرکت در ما میشود و انجام دادن آنها.
۲- سیدی نوشتن.
۳- رفتن به پارک و لذت بردن از طبیعت، گوش کردن به صدای آب، دیدن و حس کردن گلها و گیاهان.
۴- مطالعهی کتابهایی که در ما حس خوب ایجاد میکند.
۵- برقراری ارتباط با دوستان و آشنایانی که از بودن با آنها حس شادی و نشاط در ما ایجاد میشود.
۶- گوش کردن به موسیقیهایی که باعث حس آرامش در ما میشود و .....
تایپ: همسفر نازنین، رهجوی کمک راهنما همسفر مونا (لژیون پنجم)
ویرایش: همسفر مریم، رهجوی کمک راهنما همسفر شیرین (لژیون نهم)
ارسال: همسفر زهرا، رهجوی کمک راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
1023