جلسه نهم از دوره بیست و سوم از سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60 شعبه دانیال اهواز ویژه مسافران و همسفران با استادی مسافر نوید نگهبانی مسافر مهیار و دبیری مسافر دانیال با دستور جلسه نظم انضباط و احترام در کنگره 60 در روز پنجشنبه مورخ 6 بهمن 1401 رأس ساعت 17 آغاز بکار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان نوید هستم یک مسافر. از کمک راهنمای عزیزم آقا شهرام تشکر میکنم که یکبار دیگر اجازه دادند که من در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. انشاالله که بتوانیم جلسه خوبی را با هم دیگر به اشتراک بگذاریم. دستور جلسه این هفته نظم، انضباط و احترام است . اگر من بخواهم یک فلش بک به عقب بزنم و ببینم که درگذشته چطور بودم چهکار کردم و الان کجای کار هستم اینکه بهواسطه مواد مخدر کلاً نظم و انضباط از روند زندگی من خارج شده بود و هیچ کاری از من روی نظم نبود و این را میتوانم بگویم که کوچکترین کارهایم، قرارهایم اصلاً نمیتوانستم به آنها رسیدگی کنم و اینکه برای کوچکترین کار بانکیام بایستی از شببیدار میماندم تا صبح که من صبح بتوانم به کار بانکیام برسم و کارم را انجام بدهم . کنگره ۶۰ در نگاه اول به منِ مسافر میگوید که باید اول نظم را یاد بگیری، اولین کاری که انجام میدهی نظم است همانطور که روش DST که آقای مهندس میآید بهوسیله نظم کشف میکند. میآید در ماه مبارک رمضان مصرفش را نظم میبخشد که از دل آن روش DST بیرون میآید. من هم موظف هستم که در این مسیر بهموقع رفتوآمد کنم و بهموقع داروی درمانم را مصرف کنم تا به درمان برسم. رأس اول میشود نظم. همانطور که در جلسه چهارشنبه جناب مهندس فرمودند؛ در کنگره دو تا مقوله برای بچههای کنگره حل شده است.
یکی مسئله ساعت است و دیگری مسئله ترافیک است. بهطورکلی این دو مقوله برای بچههای کنگره حل و تعریف شده است. من خودم به بشخصه در مسئله ساعت هیچگونه نظمی نداشتم و هر موقع قرار ملاقاتی داشتم مثلاً میگفتم من ساعت ده یا یازده میآیم و آخرش هم ساعت دوازده میرفتم و یا اصلاً بهقرار ملاقات نمیرسیدم و یا آن را کنسل میکردم. ولی الان اگر باکسی قرار ملاقات داشته باشم و آن شخص از من سؤال کند که ساعت ده میآیی یا ساعت یازده من میگویم که بین ساعت ده تا یازده؛ یک ساعت فاصله است، شما ساعت ده میآیی یا ساعت یازده؟ چون در این یک ساعت من میتوانم حداقل ده دقیقه از سی دی ام را بنویسم و یا حداقل میتوانم بیرون بروم و برای خودم یا خانواده ام یک خریدی داشته باشم. یا مسئله ترافیک؛ من باید در راستای ایجاد نظم ترافیک را در نظر بگیری و هر موقع میخواهم به محل کارم بروم و یا هر جای دیگری میخواهم بروم باید این ترافیک را در نظر بگیرم با وجود اینکه این روزها هم هوا مه آلود است باید در نظر بگیرم و ببینم که چقدر زمان دارم؟ چقدر میخواهم بهموقع برسم؟ چقدر میخواهم سر آن تایم مشخص شده خودم را برسانم؟ من باید حساب کنم که تا محل کارم یا فاصله تا شعبه چقدر راه هست که باید بروم و باید چه ساعتی توی شعبه باشم و یا چه ساعتی باید سر کارم باشم. این مسئله را در نظر بگیرم و بهموقع به محل موردنظرم برسم و حداقل ربع ساعت زودتر برسم به آنجا. در اینجا من چیزی را از دست ندادهام. مثلاً: اگر باید ساعت ۵ در کنگره باشم من ساعت ۴ حرکت کنم که نیم ساعت در راه باشم و ربع ساعت هم زودتر در شعبه حاضر شوم حداقل ربع ساعت هم به زمان من اضافه میشود. مسئله بعدی احترام است. همانطور که در روز اول حضور من در کنگره بامن با احترام برخورد شد من بعنوان یک تازه وارد وقتی وارد شعبه شدم به من احترام گذاشتند و با عشق با من رفتار کردند.
لذا من هم باید با یک تازه وارد یا یک سفر اولی با احترام رفتار کنم. در کنگره ۶۰ باید به هر جایگاهی احترام بگذارم و جایگاه هر شخصی توی کنگره عینِ عدالت است و اینکه هر شخصی در هر جایگاهی هست من باید به آنها احترام بگذارم مثلاً: جایگاه مرزبان، جایگاه ایجنت، جایگاه راهنما و... من باید به اینها احترام بگذارم. در سی دی ویلیام جناب مهندس میفرمایند؛ کسی که آموزش نبیند نمیتواند هیچ کاری را انجام بدهد. مانند همان قضیه یک گیتار زدن است که ما یک گیتار را به دست شخصی بدهیم و به آن به گوئیم بیایید گیتار بزنید درصورتیکه آن شخص اصلاً بلد نیست گیتار بزند. اول باید آن شخص آموزش ببیند و بعد اقدام به نواختن گیتار بنماید. همانطور من بایستی در کنگره آموزش فرابگیرم و احترام بگذارم تا متقابلاً به من احترام گذاشته شود. من یک نتیجهگیری کلی میکنم از صحبتهایم چون میخواهم سخن را کوتاه کنم. پس شد مسئله نظم که باید آن را در رأس کارم قرار بدهم که اگر میخواهم به صلح و آرامش و آسایش برسم و بیا بخواهم به درمان برسم باید نظم را در نظر داشته باشم و نظم را رعایت کنم. انضباط داشته باشم توی رفت و آمدم، توی سی دی نوشتنم. من موقعی که سفر اول را سپری میکردم رسم نبود که سی دی بنویسیم یا اینکه سیدیها را واو ننداز و کامل بنویسیم بلکه میگفتند سی دیها را خلاصه نویسی کنید.
من خودم حدود صدتا سی دی خلاصه نویسی شده دارم ولی الان دیگر به کارم نمیآیند. ما میرفتیم سی دیها را خلاصه نویسی میکردیم و میآوردیم روی جلسه آنرا مشارکت میکردیم. من از یک جایی به بعد برایم سخت شد سی دی نوشتن آنهم واو ننداز و کامل از طرفی در کنگره رسم است که باید سی دیها را واو ننداز بنویسیم. حتیالامکان بایستی سیدیها را کامل مینوشتیم ولی من نمیتوانستم کامل بنویسم چون واقعاً من نه نظمی داشتم برای انجام اینکار و نه زمانی برای این کار گذاشتم. من برای انجام این کار چیکار کردم؟ آمدم برایش زمان در نظر گرفتم و گفتم بذار من صبحها پنج یا ده دقیقه از سی دیم ام را بنویسم و بعداظهر هم پنج یا ده دقیقه سی دی بنویسم و همین کار باعث شد که سی دی نوشتن من نظم بگیرد و کامل سی دی ام را بنویسم. چه بسا الان که من روز یک شنبه بعدازظهر به شعبه میآیم سی دی خودم را کامل تحویل میدهم که مسافر ارجمند آقا محرم این را میدانند و من به ایشان اعلام میکنم که آقا محرم؛ من سی دی خودم را کامل نوشتهام. مسئله آخر که راجع به احترام بود. این است که ما با همدیگر بایستی با احترام برخورد کنیم چهبسا دیگران هم به ما احترام میگذارند و در حقیقت با این کار مثلِ این است که به خودمان احترام گذاشتهایم. از اینکه به صحبتهای من گوش کردید متشکرم.
گروه وبلاگ شعبه دانیال اهواز
مورخ پنجشنبه 6 بهمن 1401
تایپ و عکس : مسافر ابراهیم لژیون ششم
ارسال گزارش: مسافر بهداد لژیون یکم
- تعداد بازدید از این مطلب :
459