جلسه هشتم از دوره چهلم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰؛ نمایندگی کرج؛ با استادی همسفر محترم مهرداد، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر جعفر با دستور جلسه «هفته همسفر» چهارشنبه 21 دی ماه ۱۴۰۱ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مهرداد هستم یک همسفر. خیلی خوشحالم که در هفتهٔ همسفر توانستم در جمع شما باشم. در این دستور جلسه، اولین چیزی که باید مشخص شود این است که مسافرت یا سفر به چه معناست. در فرهنگ لغت آمده که بهجا بجایی بین دو محل در هر زمان و مکانی سفر گفته میشود. در کنگره 60 میتوانیم واژه سفر را به جابجایی بین دونقطه یا محل، چه در صور ظاهر و چه در صور پنهان نصبت بدهیم. پس از روشن شدن مفهوم سفر و اینکه مسافر یک سفر کننده است، این سؤال پیش میآید که آیا مسافر و همسفر هر دو مسافر هستند؟ این دو از هم جدا نیستند، زیرابه چند نفر که باهم سفر میکنند همسفر گفته میشود. چه همسفر و چه مسافر وقتی وارد کنگره میشوند، هدف اول آنها درمان اعتیاد است، ولی جناب مهندس دژاکام مثلثی طراحی کردهاند که دو ضلع آن مسافر و همسفر هستند و یک ضلع آن هر هدفی میتواند باشد. یک هدف برای همسفر میتواند این باشد که ارتباطش را با مسافر خود خوب کند. این نیست که همسفر هیچ مشکلی ندارد و فقط مسافر تخریب دارد. اوایل که کنگره 60 شکلگرفته بود، فقط مسافران بودند و به رهایی هم میرسیدند و بعد گروه خانواده و همسفران شکل گرفت و سپس به دو چیز پی برده شد، یکی اینکه همسفر به دلیل وجود در محیط خانه و اعتیاد، بهقدری تخریب در صور پنهان و حتی آشکار خود دارد که نیاز به سفر دارد و فقط به خاطر مسافر به کنگره نمیآید و دوم اینکه وجود همسفر در کنگره باعث میشود درمان اعتیاد برای مسافر راحتتر صورت بگیرد، به همین خاطر به او بال پرواز مسافر گفته میشود. همسفر که به لژیون میآید و آموزش میبیند، یک نیروی محرکه محسوب میشود که به درمان مسافر کمک میکند و قدم بعدی بعد از درمان اعتیاد و رهایی، مسیری است که برای رسیدن به تعادل برای مسافر و همسفر نیاز است. من خودم بهعنوان یک همسفر، بااینکه مسافرم سالهاست رهاشده، هنوز در لژیون شرکت میکنم تا آن مسیر تعادل و تعالی که در کنگره وجود دارد را طی کنم. نکتهٔ دیگر اینکه گاهی میگویند مسافر حال خراب است و همسفر چرا باید به کنگره بیاید و گاهی میگویند همسفر ها حال خرابتر از مسافرها هستند.
.jpg)
هردوی این عبارات هم درست است و هم غلط. من بهعنوان همسفر آنقدر ترکشهای اعتیاد درونم رسوخ کرده بود که در جامعه میگفتند تو یک مصرفکنندهای و بعد از سفر فکر میکردند ترک کردهام. آنجا بود که فهمیدم همسفر تا چه حد میتواند در گردباد اعتیادی که در خانه هست آسیب ببیند. پس بیماریهایی دارم که باید ذرهذره درمان کنم. در قبال مسافرم هم یاد گرفتم که چه درمان شده باشد چه نشده باشد و چه نخواهد درمان شود، در هر سه صورت یک سری وظایف در قبال او دارم که قبل از کنگره نمیدانستم. با ورود به کنگره و یادگرفتن این مسائل، هم آرامش همسفر بیشتر میشود و هم آرامش مسافر. ما به این خاطر جشن همسفر داریم که هم نقش همسفر و هم وظایفش یادآوری شود و مسافر هم باید قدردانی را تمرین کند. این جشن هرسال تکرار میشود که بگوید هنوز وظایفی داریم و هنوز همسفر و مسافریم و باید هرروز تکامل پیدا کنیم و به تعادل بیشتری برسیم. از اینکه به حرفهای بنده توجه کردید ممنونم.
تایپ مسافر محمدحسین
ویرایش و بارگذاری مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
1752