دلنوشته و برداشت از کتاب عشق چهارده وادی برای رسیدن به خود توسط کمک راهنما مسافر مجتبی خداکرمی
به نام نامی نور

موضوع: کتاب عشق با نویسندگی بنیان و نگهبان کنگره۶۰، جناب آقای مهندس حسین دژاکام
عنوان: چهارده وادی شیطان
در سالهای نخست کنگره۶۰؛ قوانین کتاب۶۰ درجه به صورت پراکنده تدریس میشد، ولی بعد از چند سال وادیها به صورت جداگانه در کاغذهای A4 در نشریات موجود بود و بعد از گذشت چند سال بنیان کنگره همه را به صورت کتاب گردآوری نمودند و تبدیل به کتاب عشق شد که چهارده وادی برای رسیدن به خود میباشد. وادیها خلاف جهت خواست شیطان است، و نزدیکترین راه برای حرکت به طرف نور و خروج از تاریکی میباشد. بنده قصد دارم برداشت خود را از کتاب عشق در خدمت شما خواننده عزیز بگذارم که البته این برداشت، برداشت شاگرد کوچکی در این مکتب بزرگ است. به نظر بنده یکی از برتریهای شیطان نسبت به انسان از نظر اطلاعات و آگاهی این است که اهریمن، به طور کامل روشنایی و راههای رسیدن به آن را میشناسد و تاریکی و راههای رسیدن به آن را هم میشناسد و از ابزارها و بدلهای مختلف استفاده میکند تا بتواند انسان را در ظلمت خود متوقف کند. در اینجا می خواهم اقدامات شیطان برای توقف انسان را در هر وادی عنوان کنم که انشالله درست باشد.

وادی اول؛ با تفکر ساختارها آغاز میگردد؛ بدون تفکر هر آنچه هست رو به زوال میرود. در این وادی تفکر مطرح میشود، در اینجا خواست شیطان این است که ما تفکر نکنیم و در وجود انسان ترس را به وجود میآورد. در نوشتارها آمده است که ترس تفکر را میخورد و تفکر خورده شده مانند غذایی فاسد، غیر قابل مصرف میباشد، پس ترس یکی از ابزارهای شیطان است. با مصمم بودن برای تصمیمهای مثبت و توکل به خداوند و روبرو شدن با این ترسها قطعاً نیروی القا، احیاء و حرکت به خواست الله ما را یاری خواهند نمود.
وادی دوم؛ هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمینهد، هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم، حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم. در این وادی شیطان از ناامیدی استفاده میکند و این حس را در انسان به وجود میآورد که تو یک موجود اضافه هستی و این دنیا و همه چیز آن بیهوده است و میخواهد که ما را در ناامیدی متوقف نماید و حیات و زندگی را همین جسمیت جلوه دهد.
وادی سوم؛ باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان؛ به خویشتن خویش، فکر نمیکند. در این وادی همچنان شیطان نمیخواهد که انسان خودش برای خودش کاری انجام دهد و توقع زیادی را در انسان به وجود میآورد و میگوید که دیگران باید مشکل تو را حل کنند و تو هیچ کاری نکن.
وادی چهارم؛ در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن، یعنی سلب مسولیت از خویشتن. در اینجا شیطان نمیخواهد وجود خداوند را انکار کند بلکه میگوید خدا هست، خدایی که باید تمام مشکلات تو را حل کند و تو هیچ کاری نکن و همچنان متوقف باش و بعد هم میگوید که خداوند، و در آخر هم میگوید دیدی خداوند هیچ کاری انجام نداد و ایمان ما را نسبت به خداوند ضعیف میکند.
وادی پنجم؛ در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینمائیم. در این وادی شیطان قصد دارد که ما را در جهان ذهن محصور کند و همچنان در حوزه فکر و تفکر و به قول علما از عقل محتاط، یعنی عقلی که همیشه احتیاط میکند، استفاده کند و ما را در سیاه چالههای ذهن متوقف کند و به انرژی درونی اجازه خروج و عملیات نمیدهد و همه تصمیمات را به شنبههایی که هرگز نمیآیند، موکول میکند.
وادی ششم؛ حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نمائیم. در این وادی هم شیطان گزینه زمان را برای تصمیمات از بین میبرد، و عموماً تصمیمات احساسی بوده و آنچنان حس را آلوده میکند که اطلاعات اشتباه به عقل داده و عقل هم در نتیجه فرمان اشتباه صادر میکند، تصمیمات احساسی و عجولانه میباشد.
وادی هفتم؛ رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینمائیم. در واقع هدف شیطان گمراهی انسان است و تمام توان خود را به کار میگیرد که انسان صراط مستقیم را پیدا نکند و حتی اگر هم پیدا کرد، آنجا هم ول کن ماجرا نیست فرامین و قوانین الهی را به گونهای دیگر جلوه میدهد، تا انسان با افراط و تفریط برداشت اشتباه داشته باشد، مانند همان گروههایی که به اسم الله و رسولالله سر انسانها را از بدنشان جدا کردند و خیلی جنایات دیگر انجام دادند.
وادی هشتم؛ با حرکت راه نمایان میشود! در پیام محبت آمده است که نگهبانان ماوراء به آنچه در زمین میگذرد نیازمندند. واقعاً نگهبانان ماوراء با آن جایگاه بالا که خود یک فرمانده هستند، به چه چیزی نیازمندند؟ در واقع به حرکت در جهان فیزیکی توسط انسانی که در جسمیت است نیازمند هستند. استاد سردار میفرمایند: انسان راکد مانند صخره گلی فرو خواهد ریخت و رکود بر هیچ موجودی جایز نیست، مختصر و مفید رکود و سکون خواست اهریمن است.
وادی نهم؛ وقتی نیرویی از کم شروع بشود و به درجه بالا و بالاتری برسد؛ نقطه تحمل پیدا میکند. شیطان در معامله بسیار موجود دست به نقد و خوش حسابی است و همیشه در ابتدا برای جذب نیرو مزد را از قبل پرداخت میکند، بسیار هم با حوصله این کار را انجام می دهد، مانند پول نزول، رشوه، مصرف مواد، مصرف الکل و غیره... اما افسوس که انسان نمیداند که این دانههای پخش شده در دام پهن و تاریک اهریمن است و انسان چون در آغوش است شیطان بی آنکه انتظار بکشد مزد خود را دریافت کرده، از این رو کم تحمل و کم طاقت است و برای بالا بردن نقطه تحمل در نقاط مثبت شیطان با القائات منفی اجازه نمیدهد که با تکرار آموزش و پارامتر زمان در معرض و بستر آموزش قرار گیرد، به عبارتی پرداختی نقدی در زمان کوتاه اما بعدها با بهای سنگین، حذف زمان و منیت از ابزار بزرگ شیطان در این وادی است.
وادی دهم؛ صفت گذشته در انسان صادق نیست؛ چون جاری است. همانطور که همه وادیها برای رسیدن به خود، به همدیگر وصل میباشند، وادیهای شیطان هم به همدیگر وصل میباشند. در این وادی باز هم شیطان از حربه ناامیدی استفاده میکند و میخواهد بگوید که تو تا ابد غلام حلقه به گوش من هستی و صفتهای منفی تو میراث ابدی تو هستند و اصطلاحاتی هم به کار برده میشود که تو مثل خیار شور هستی و دیگر به خیار تبدیل نمیشوی و تو قادر به تغییر شخصیت و صفت خود نیستی.
وادی یازدهم؛ چشمههای جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس میرسند. منظور از جوشان و خروشان بودن، همان خلاقیت و پویایی انسان است تا به اقیانوس روشنایی خداوند نزدیک شود و در عکس این وادی شیطان برای نابودی انسان از همه ابزارها استفاده میکند، مثل خلاقیت در به وجود آوردن انواع موادهای مخرب و ویرانگر مثل گل، قرص، شیشه و موادهای جدید و ترفندهای دیگر برای ازدیاد و وسعت نیروهای تاریکی و اهریمن که با خلاقیت و حرکت مستمر دانایان نادان این عمل انجام می شود.
وادی دوازدهم؛ در آخر امر، امر اول اجرا میشود. باز هم گزینه زمان، مراحل تکمیلی هر امری و هر کاری تغییر، تبدیل و ترخیص است و به قول ضرب المثل مشهور: کار را که کرد؛ آن که تمام کرد. در این وادی شیطان در یکی از این سه مرحله انسان را متوقف میکند، در اوایل راه یعنی مرحله تغییر، در اواسط راه یعنی مرحله تبدیل و در پایان راه یعنی مرحله ترخیص، زیرا او به این قوانین الهی اشراف کامل دارد و با دعوتها و پرداختهای جذاب، فرایند تخریب را با انحراف به وجود می آورد.
وادی سیزدهم؛ پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. در لحظه دشواری القائات شیطان عموماً انسداد، پایان، بنبست و نهایتاً سقوط است و از آغاز و جبران و بازگشت هیچ القایی صورت نمیگیرد. استاد میفرمایند: هر آغازی را پایانی هست و هر پایانی را آغازی، فنا و مرگ پیام شیطان برای ناامید کردن انسان است، اما خداوند در کتاب شریف میفرمایند پس از هر سختی، آسانی است و پس از هر سختی آسانی است و دوباره این آیه شریف تکرار شده است.
وادی چهاردهم؛ عشق و محبت، آنچه باور است، محبت است و آنچه نیست ظروف تهی ست. کینه و نفرت از ساختارهای مخرب درونی است که نیمه روشنایی انسان را تبدیل به تاریکی اعظم میکند، خودخواهی خواست اهریمن است و خدمت به خلق به خواست خداوند، انسانهای حسابگر که همه چیز را از روزنه عدد و رقم مشاهده میکنند، با کلمه عشق و محبت بیگانه هستند، عشق بلاعوض مرحلهای است جدا از ماده و مادیات که در این روزگار اگر هر قدمی برای کمک برداشته شود، حتماً یک نفر پیدا خواهد شد که بگوید که چی!! حالا چه گیر خودت میآید و این کلام، کلام شیطان است. گاهی عشق و محبت همچون غرش رعد و برق جهت تخریب یک ساختار تاریک غوغایی به پا میکند، اما یزدان بزرگ خوب می داند که چه میکند و گاه شیطان با کاشتن تخم کینه و نفرت به نرمی پنبه سری را از تنی جدا میکند، ولی نهایتاً نیروی عظیم الهی در این نبرد با عشق و محبت الهی پیروز و سربلند است.
(1).jpg)
چیزی که در بین وادیها با همدیگر اشتراک داشتند و مشابه هم بودند ناامیدی، حذف زمان، رکود، ترس و منیت است. به هر حال این وادیهایی که بنیان کنگره، آقای مهندس دژاکام در اختیار ما گذاشتند، اگر عکس این وادیها را اجرا کنیم، مقصد شیطان است ولاغیر.
با تشکر و احترام مسافر مجتبیخداکرمی کمکراهنمای لژیون دوم نمایندگی اسلامشهر
تایپ: مسافر سجاد لژیون دوم
ویرایش تنظیم و ارسال: مسافر سعید لژیون سوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
14940