جلسه یازهم از دور بیستوسوم سری کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی خواجو به استادی همسفر پروین، نگهبانی همسفر عزت و دبیری همسفر فخری با دستور جلسه «وادی چهار و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه مورخ ۱۴۰۱/4/6 رأس ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
ضمن عرض خدا قوت خدمت همۀ عزیزان و خیر مقدم خدمت خانم زهره عزیز، اسیستانت محترم شعبههای اصفهان؛ از حضور شما در شعبه، بسیار خوشحال هستم و انرژی میگیرم.
دستور جلسه امروز: در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند؛ یعنی سلب مسئولیت از خویش.
وقتی من بهعنوان همسفر، حال خوبی ندارم و مشکلی برایم پیش میآید همه را به خدا میسپارم و هیچ کاری را به عهده نگرفته و انجام نمیدهم، میگویم: خدایا کار من را درست کن، حال من را خوب کن، مشکل من را حل کن؛ بنابراین هیچ اقدامی برای حل مسائل انجام نمیدهم تا بتوانم به حال خوش برسم.

هنگامیکه جلوتر میروم میبینم روزبهروز حالم بدتر میشود تا زمانی که وارد کنگره میشوم و با آموزش گرفتن از وادی چهارم متوجه میشوم هنگامیکه حال خوبی ندارم، به خاطر مشکلی در درون خودم است که باعث شده به طرف ضد ارزشها کشیده شوم یا اشتباهات گذشته را تکرار کنم.
من همسفر در این وادی آموزش میگیرم که هر چه جلوتر میروم هر مشکلی پیش میآید باید ابتدا به خودم برگردم و بدانم مقصر اصلی خودم هستم که اکنون آرامش و حال خوبی ندارم و در جایگاه مناسبی نیستم؛ شاید بگویم: چرا در جایگاه خوبی نیستم؟ بنابراین تمامی اینها به خود من برمیگردد.

وقتی به خود برگردم به سراغ راههای اصلی که در کنگره آموزش گرفتم میروم؛ آن مسیر اصلی چه بود؟ به اینجا آمدم تا راه را پیدا کنم و از طریق آن بتوانم مشکلاتم را از سر راه بردارم، در این زمان است که میتوانم کمکم به آرامش برسم و با وجود این آرامش و دریافت آموزشهای کنگره میفهمم کسی در زندگی من مقصر نیست و تا به الآن مقصر اصلی در زندگی، خودم بودهام.
قبل از کنگره وقتی مشکلی برایم پیش میآمد گریه و زاری و نذر و نیاز میکردم، حتی هزاران صلوات نذر میکردم، اما مشکلم حل نمیشد، تصور میکردم خداوند، غول چراغ جادو است و هر چه من گفتم باید برایم فراهم کند.

اما بعد از آن با ورود به کنگره و دریافت آموزشها متوجه شدم که خداوند را به گونۀ دیگری نگاه میکردم و متوجه شدم وقتی خودم حرکت کردم و از ضدارزشها دوری کردم، به آرامش رسیدم و مسیرهایی که سر راهم قرار میگرفت را پیدا کردم، فهمیدم اکنون که به این مکان آمدم به حال خوش میرسم و خداوند به کمک من میآید؛ حال برخی میگویند: نیروی مافوق یا قدرت مطلق.
هنگامیکه حرکت را از خود شروع کردم خداوند به یاری من میآید تا روزبهروز راحتتر با مشکلات کنار بیایم؛ شاید مشکلات فعلی من نسبت به قبل از کنگره، بسیار سختتر باشد، اما به دلیل اینکه راه را پیدا کردم و فهمیدم این مسیر من است، بیشتر با آن کنار میآیم.

من همسفر وقتی به کنگره میآیم با نوشتن سیدی و رها کردن مسافر، به حال خوش میرسم وقتی مسافر به کنگره میآید حتی اگر هر مشکلی داشته باشد همسفر باید کاملاً او را رها کند و به آموزشهای خود بپردازد؛ بالاخره هیچ انسانی بیعیب و نقص نیست و مسافری که به کنگره میآید صد در صد یک بیمار است و بیماری او جسمی است؛ باید بدانیم جسم، روان و جهانبینی او آسیبدیده است. همسفر وقتی به کنگره میآید میفهمد که مسافر، یک بیمار است و با دید دیگری به او نگاه میکند که میتواند به آموزشهای خود، کمک کند و راه را پیدا کند.

وادی چهارم چه تأثیری در زندگی من داشته؟
من وقتی به کنگره آمدم حرکت کردم، راه را پیدا کردم و آموزش گرفتم کنار مسافرم بمانم، شاید بیشتر اعضای شعبه اطلاع داشته باشند که مسافر من بسیار سرسخت بود، اما بههیچوجه کاری به او نداشتم، او را در درمان اعتیاد و درمان سیگار رها کردم و تنها برای خود به اینجا آمدم تا آموزش بگیرم و گفتم: این حداقل کاری است که میتوانم انجام دهم که به کنگره بیایم آموزش بگیرم، به حال خوب برسم و آموزشها را روی خود، فرزندان و زندگیام پیاده کنم؛ در ادامه نیز همین اتفاق افتاد.

هنگامیکه میخواستم امتحان کمک راهنمایی بدهم برای مسافرم مشکلات بسیاری پیش آمد، به طوری که گفت: نمیگذارم در امتحان کمک راهنمایی شرکت کنی و من نیز گفتم: باشد! تا اینکه یک روز به پیام جلودار واقعی در کتاب 60 درجه برخورد کردم و گفتم: خدایا جلودار واقعی من تو هستی و هیچکس جز تو نمیتواند جلودار من باشد، من امتحان میدهم؛ اینگونه شد که به خدا سپردم. روز امتحان، دو دقیقه قبل از اینکه در جلسه بسته شود رسیدم و بعد از آن، ایجنت شعبه در سالن را بست.

میخواهم بگویم: وقتی انسان به خود پی ببرد و کاری به دیگران نداشته باشد و مقصد اصلی خود را بداند، میفهمد کجای کار قرار دارد، آنگاه راه برای او باز میشود و هیچچیز نمیتواند سد راه او شود و به حال خوش میرسد.
در این وادی، انسان باید سعی کند در مسیر ارزشها حرکت کند، از فرامین خداوند که در قرآن و کتاب ۶۰ درجه ذکر شده پیروی کند، مسئولیت خود را بپذیرد و از هیچ تلاشی دست برندارد. در یکی از آیههای قرآن اشاره شده است: انسان چیزی جز سعی و تلاش خود نیست؛ یعنی تا سعی و تلاش نکنم و برای خود، قدمی برندارم هیچکس نمیتواند برای من کاری انجام دهد و من را به حال خوش برساند.

اگر هزاران نفر جمع شوند و برایم صحبت کنند، سیدیهای آقای مهندس را گوش کنم و یا با استادم از طریق تلفن صحبت کنم و وقت او را بگیرم نمیتوانند من را به حال خوش برسانند، تنها خودم میتوانم به خودم کمک کنم باید به خودم برگردم و ببینم کجای کار اشتباه است و مشکل از چیست که این اتفاق برایم افتاده است؛ من در حال حاضر در این شرایط قرارگرفتهام.
این وادی به من میگوید: هرقدر انسان به خواستههای معقول نفس خود توجه کند و به آنها اهمیت دهد بهتدریج، اعتمادبهنفس زیادی به دست میآورد؛ یعنی وقتی من در مسائل حیاتی زندگی، راه را پیدا کردم اعتمادبهنفسم بالا میرود و در پلههای بعدی یا شرایط بعدی، راههای بیشتری برای من باز میشود و بهتر میتوانم با آن شرایط پیش بروم و کنار بیایم و با انگیزۀ بیشتر، زیبایی زندگی را تجربه کنم.
در کلام آخر، انسان، با اختیار و پذیرش مسئولیت حیات خود میتواند به بالاترین نقطۀ تکامل مادی و معنوی برسد.

عکاس: همسفر الهام رهجوی کمک راهنما همسفر لیلا (لژیون 1)
لژیون خدمتگزار: همسفران نمایندگی خواجو
تایپ: همسفر لیلا رهجوی کمک راهنما همسفر فاطمه (لژیون 8)
ویراستاری، تنظیم و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی کمک راهنما همسفر زهره (لژیون 12)
همسفران نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
692