خداوند نیروهای زیادی را در وجود انسان چه در صور پنهان و چه در صور آشکار قرار داده است. نیروهایی مثل نیروی محبت، نیروی تفکر، نیروی جسمانی و خیلی نیروهای دیگر که مجموعهی این نیروها انسان را از سایر موجودات متمایز میکند؛ یعنی یک سری تواناییها به او میدهد که بالاتر از سایر موجودات قرار میگیرد. بعدازاینکه انسان خلق شد و اختیار به او داده شد تقسیمبندی تاریکی و روشنایی شکل گرفت؛ یعنی تا قبل از اینکه انسان خلق شود و ویژگی برتر که اختیار است به او داده شود تاریکی نبود و هدف این تاریکیها گرفتن این اختیار بهروشهای مختلف از انسان است؛ یعنی اگر تاریکی نباشد اختیار معنی ندارد؛ اختیار یعنی انتخاب کردن.
وقتیکه انسان در تاریکی فرو میرود آن موقع در جهت هر حسی که به سراغش میآید حرکت میکند؛ مثلاً یک حیوان وقتیکه گرسنه میشود به دنبال حس گرسنگی هر جا و هرگونه و به هر روشی این حس گرسنگی را رفع میکند؛ ولی در انسان اینگونه نیست؛ چون انسان اختیار دارد؛ ولی وقتی انسان در تاریکیها قرار میگیرد اینگونه میشود و از اختیار فاصله میگیرد و تاریکی آن کاری که میخواهد را با انسان انجام میدهد.
اختیار چگونه گرفته میشود؟ زمانی این اتفاق میافتد که شخص یکسری اختیارات را از دست بدهد و حق انتخاب همزمان کم میشود که انسان یکسری نیروها را از دست بدهد. زمانی که نیروی محبت، تفکر، تمرکز و ایمان از دست برود در مسائل مختلف حق انتخاب کم میشود و به حالت جبر نزدیک میشود. اشخاصی که در تاریکی هستند میگویند: زندگی همه جبر است، راست هم میگویند؛ چون کسی که در این شرایط قرار میگیرد نیروهایی که قبلاً در اختیارش بودهاند و میتوانسته کارهایی را با آنها انجام دهد از بین رفته و دنیای او یک دنیای بسته میشود.
حال اگر همین شخص این نیروها را دوباره احیاء کند نظرش عوض میشود دیگر نمیگوید جبر بلکه میگوید: من میتوانم به چیزهایی که میخواهم برسم و نکتهای که وجود دارد این است که اگر شخصی نیروی انجام کار را ندارد به این معنی نیست که نیروی او از بین رفته بلکه مسدود و قفلشده است و وقتیکه این قفل باز شود شخص میتواند کارهای خود را بهراحتی انجام دهد.
ترس چگونه به وجود میآید و ماهیت آن چیست؟ ترس حسی است که در آستانه سقوط قرار گرفتن چیزی به وجود میآید. ما دو نوع ترس داریم: ترس نگهدارنده و ترس بازدارنده. ترس نگهدارنده آن چیزی است که مثلاً فردی میخواهد از خیابان عبور کند شرایط را در نظر میگیرد، احتیاط میکند که مثلاً ماشین به او نزند؛ ولی ترس بازدارنده زمانی است که یکسری نیروها از اختیار انسان خارجشدهاند و آن ترس به وجود میآید. مثلاً شخصی میخواهد به مسابقه ورزشی برود؛ اگر آن نیروی جسمانی در اختیار او نباشد مسلماً ترس ظاهر میشود.
برای به دست آوردن این نیروها فرد باید از تاریکی خارج شود؛ یعنی خارج شدن از تاریکی بدون برگشت نیروهای ازدسترفته امکانپذیر نیست. مثلاً شخصی که اعتیاد را کنار میگذارد اگر نیروهایی مثل نیروی تمرکز، نیروی جسمانی، نیروی حافظه و خیلی چیزهای دیگر به نقطه اولیه برگشت دادهشده باشند، خروج از تاریکی اتفاق افتاده است؛ اگر برنگردند خروجی اتفاق نیفتاده و فقط مصرف یک ماده قطعشده است.
آقای امین در مورد نقطه شروع ورود به تاریکیها و خروج نیروها؛ یعنی از کنترل خارج شدن نیروها به داستان اهریمن اشاره میکنند همان شجره خبیثه؛ یعنی وقتی خود شیطان کبر ورزید و گفت من برترم این اتفاق افتاد و وارد تاریکی شد، از درگاه خدا رانده شد. این کبر را به آدم و حوا هم انتقال داد و آنها هم وارد تاریکی شدند؛ درواقع وقتی تمام نیروهای انسان در اختیار او هستند میتواند به همهچیز برسد گویی در بهشت است؛ ولی وقتی آدم و حوا به خاطر اینکه برتر شوند از آن شجره خبیثه خوردند یا به آن نزدیک شدند وارد تاریکی شدند و از بهشت رانده شدند.
در تاریکی یکسری نیروها از اختیار انسان خارج میشوند بهجایی میرسند که نیروها به حداقل خود میرسند، شخص توان زندگی کردن را از دست میدهد و گاهی دست به خودکشی میزند؛ چون دیگر واقعاً از چیزی لذت نمیبرد و توان انجام کاری را ندارد. برای مثال یک مصرفکننده وقتیکه در باغ هست نمیتواند از زیباییهای آن باغ مانند بقیه لذت ببرد.
در آخر اینکه وجود این تاریکیها بهعنوان یک نیروی مکمل لازم هستند. وقتی ضد چیزی را تجربه نکنیم قدر آن را نخواهیم دانست؛ مثلاً من زمانی میتوانم شجاعت داشته باشم که واقعاً ترسو بوده باشم. آنقدر میتوانم دانایی داشته باشم که جهالت را تجربه کرده باشم؛ پس میتوانیم بگوییم تجربه تاریکیها و رنجها واقعاً سرمایهای برای رسیدن به گنجها هستند. آنان که درد بیشتری را تجربه میکنند میتوانند این پتانسیل را در خود به وجود بیاورند که هم به خودشان کمک کنند و هم به دیگران؛ مثل راهنماهای کنگره 60 که مثال بارزی در این زمینه میتوانند باشند.
این را باید بدانیم که زمان یکچیز خیلی مهمی برای خروج از تاریکیها است؛ یعنی ما مادامیکه خواسته خروج از تاریکی راداریم و تلاش میکنیم باید صبور باشیم، ظرفیت داشتن یک سری نیروها و احیای دوباره آنها در ما به وجود بیاید. اگر ظرفیت نباشد حتماً انفجار رخ میدهد که هم خود شخص را از بین میبرد و بدتر در تاریکیها فرومیبرد و هم ممکن است به اطرافیان آسیب برساند.
منبع: سیدی شکلگیری نیروها
نویسنده: همسفر فرحناز رهجوی کمک راهنما همسفر منصوره
تایپ، ویرایش و ویراستاری: رابط خبری همسفر فهیمه رهجوی کمک راهنما همسفر منصوره
ارسال: کمک راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
همسفران نمایندگی شهرری
- تعداد بازدید از این مطلب :
348